بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند خلّاق که خلاقیت و نوآوری را بالقوه در فطرت تمام انسانها نهاد تا انسانها خود، جهت شکوفا کردن و به فعلیت رساندن این استعدادها تلاش کنند.

سلام به شما دوستان و همراهان عزیز که:

« سلام قولا من رب رحیم»     سوره یس/ آیه58

« سلامی ز یزدان مهرآفرین                          بر آنان رسد در بهشت برین»

مدت مدیدی بود که فکر و ذهنم درگیر پیامهای کاربردی این چند آیه:

« قل أعوذ بربّ الفلق»        سوره فلق/ آیه1

« بگو می برم بر خدائی پناه                              که بشکافد او پرده ی صبحگاه»   

« یسئله من فی السموات و الأرض کلّ یوم هو فی شأن» سوره الرحمن / آیه29

« هر آن که بود در زمین و آسمان                      بجوید نیاز از خدا هرزمان

خدائی که هر لحظه کاری جدید                       بدان قدرت خویش سازد پدید»

«...هو الخلّاق العلیم» سوره یس/ آیه 81      - سوره حجر/آیه 86

«همان که او هست قادر به کار                       که خلّاق داناست پروردگار»

 و  این فرمایش درس آموز امام علی(ع):

 « من ساوی یوماه فهو مغبون»

« کسی که دو روزش مساوی باشد، زیان کرده است.»

و این قاعده ی عرفانی- که تا مدّتها گمان می کردم از فرمایشات رسول اکرم(ص) است- بود .

«لا تکرار فی التجلی» « تجلی ازلی دائم است و بی تکرار»

این قاعده طبق نظر برخی عارفان و حکیمان بیان میکند که:

هرلحظه جهان هستی از فیض جدیدی در قالب تجلیات الهی بهره مند میشود. و در تجلیات و ظهورات متعدد الهی تکرار در کار نیست و  هر تجلی امری جدید است اگر چه ظاهرا مشابه با تجلیات قبلی باشد.

به این فکر می کردم که چون خداوند هنگام خلقت ما جلوه ای از صفات خود را در ما به ودیعه نهاده و یکی از این صفات هم خلاقیت است. پس من هم باید آشکارکننده این صفت خداوند در رفتار و عملکردم به عنوان معلم دینی باشم.و همواره برای دانش آموزانم- که مهمترین انگیزه ام برای حضوری شاد و بانشاط در مدرسه هستند- نو باشم و آنها را با عملکردی بدیع و تازه غافلگیرکنم.

برای همین با یاری همیشگی خداوند سعی کردم کلاسهای درسم در زمینه ی نحوه ی: تدریس، رفتار با دانش آموزان، مدیریت کلاس و امتحان گرفتن از دانش آموزان و... متفاوت از کلاسهای دیگر  و درعین حال جذاب برای گلهای کلاس درسم باشد.

یکی از این تفاوتها: امتحانات داخلی و مستمر کلاسی است.

وقتی برگه های امتحانی بین دانش آموزان توزیع شد، حدس می زدم که متوجه سوال آخر که 1نمره از 10 نمره داشت نشوند.

سوال این بود: و....

در ابتدای جلسه نکات کلی و مهم را در مورد سوالات امتحانی گفتم تا به آن سوال رسیدم.به چهره ی دوست داشتنی و متعجب بچه ها که منتظر توضیحم در مورد آن سوال بودند، نگاه کردم و گفتم:

« این سوال آخر برام خیلی مهمه. حتما باید به این سوال جواب بدید.»

سوال بچه ها دور از انتظار نبود:

« یعنی چی خانم؟ چی باید بنویسیم؟»

پاسخ معلم:

« این سوال مربوط به خلاقیت و ذوق هنری شماست. بجای و.... یک جمله ی زیبا و مفید بنویسید:

آیه ی قرآن و حدیث باشه که خیلی بهتره. یا از اشعار و سخنان نغز و پر مغز خودتون هم همینطور.

یا لطیفه، معما، چیستان.

اشعار شاعران ایرانی

سخن حکیمانه از اندیشمندان، مسلمان یا غیرمسلمان؛ ایرانی یا غیر ایرانی.

اگر آیه ی قرآن و حدیث باشه که دوتا + میگیرید و به نمره تون اضافه میشه. اگر سخن یا شعر خودتون باشه هم همینطور. اگر مطالبتون بیشتر باشه ، مثبت ها بیشتر میشه.

البته لطیفه ها نباید سیاسی، بیحرمتی به معصومین و اعتقادات مذهبی، توهین به نژاد خاص، خلاف عرف و ادب باشد.حالا نبوغ یا ذوق و حضورذهنتون رو بکار بگیرید.»

با وجودی که توضیح کامل در مورد سوال آخر که بعد ازآن بین شاگردانم به سوال

« و چندتا نقطه» مشهورشد، داده بودم ولی به لحاظ نو بودن و درعین حال جالب و عجیب بودن از نگاه بچه ها، سوالات فراوانی در مورد آن میشد. مثل این سوالات:

« خانم چی بنویسیم؟ چند تا بنویسیم؟»

و بعضی پرسشهای شیطنت آمیز:

« خانم میشه بجای جواب به سوالات بالا، 10تا و چندتانقطه بنویسیم نمره بگیریم؟»

هنگامی که دانش آموزان برگه های امتحانی خود را تحویل میدادند، ابتدا به سوال آخر  توجه می کردم تا مطمئن شوم دانش آموز به آن سوال جواب داده است. و اگر دانش آموزی آن سوال را بی پاسخ گذاشته بود، برگه اش را برگردانده و می گفتم:

« بنشین فکر کن. حتما چیزی به ذهنت می رسه که بنویسی.»

گاهی برخی دانش آموزان با این توجیه:

« خانم هیچی به ذهنم نمیرسه. چیزی بلد نیستم.» اصرار به تحویل برگه ی امتحانی بدون پاسخ به آن سوال داشتند.

درنهایت به دانش آموز اجازه میدادم برای پاسخ به آن سوال از بقیه کمک بگیرد. و الحق که دانش آموزان چقدرزیبا در این موارد به داد هم میرسیدند و به قول معروف:سنگ تمام می گذاشتند.

تصحیح برگه ها را هم از آن سوال آخر آغاز می کردم. برخی سخنان بسیار زیبا بودند. و برایم تازگی داشتند. به همین دلیل آنها را در سررسیدم یادداشت می کردم. برخی پاسخها نمونه ی پیامکهایی بود که قبلا شنیده یا خوانده بودم.

حالا چند سوال:

به نظر شما این مورد و...( و چندتا نقطه) مفید هم بود؟ یا فقط نو و تازه بود؟

اگر مفید بود؟ چه فایده یا فوایدی داشت؟

دانش آموزان چه مطالبی برای پاسخ به این سوال می نوشتند؟

آیا ارعایت حدود و و چارچوبهای تعیین شده را می کردند؟ یا به عنوان نمونه: لطیفه های آنان: موارد غیرعرفی و غیرشرعی و غیراخلاقی هم دیده می شد؟

هدف معلم از طرح این سوال امتحانی چه بود؟

دانش آموزان پس از فهمیدن هدف معلم، چه واکنشی نشان می دادند؟

معلم دین و زندگی با آن برگه های محتوی آن سوال چه می کرد؟

آیا معلم، از آن سوالات استافاده ای می کرد؟ اگر بله چه استفاده ای؟

بازتاب این سوال و پاسخهای دانش آموزان به آنها، برای دبیران و کلاسهای دیگر چه بود؟

برای پاسخ به این سوالات چه حدسهایی زدید؟ آیا حدسهایتان صحیح بود؟

برای دریافت پاسخهای سوالات و اطمینان از صحت و سقم گمانهای خود در مطلب بعدی ، همراه ما باشید.

سلام آغاز سخن بود و پایان سخن نیز. چرا که سلام پایان نماز است و آغاز

« سیر من الحق الی الخلق».

پس تا سلامی دیگر والسلام