بسم الله الرحمان الرحیم

«درود بر شما با اجازه تون می خواهم بگویم که ما دروغ می گوییم. ما عزاداری نمی کنیم. ما نمایش عزا بر پا می کنیم. دل محزون کجا و نمایش حزن کجا؟ یعنی ما حتی در این جا هم داریم ریا می کنیم. خدا خدا می کنیم چند روزی به دلیل شهادت و ... تعطیل شود تا بار سفرمان را ببندیم و برویم شمال..  البته من هم با عزاداری مخالفم. با نوحه سرایی هایی که هست مخالفم. اما حرفم این است که اکثریت و اغلبیت کسانی که حتی خود را عزادار نشان می دهند عزادار نیستند. دروغ می گوییم. اما حالا این پرسش را باید پاسخ دهیم که چرا نمایش عزا داریم؟ حزن یک امر درونی، وجودی و روان شناختی است. تقویم بردار نیست. شادی هم این گونه است. غم و شادی از درون می جوشدبه فرمان نیست. دل ما به تقویم نگاه نمی کند. عمیقا بر این باورم که ما حتی عزادار هم نیستیم. بیشتر ریاکاریم. همین»

سلام. بر نفوس آگاه و روشن ضمیر.

حسن مطلع این مطلب،سخن استاد فرهیخته و روشنفکر آزاداندیش و نویسنده ی وبلاگ بسیار زیبا و عمیق « خرد منتقد» http://zamanian.blogsky.com

استاد على زمانیان است که در ارسال نظر به نوشتار  قبلى این وبلاگ با عنوان:

« سیمای راستین اسلام چیست؟(2)- مکتب اسلام مکتب عزاداری است یا شادی آفرینی و...؟»

مرقوم فرموده بودند.

با اندکی تأمل در سخن حکیمانه استاد زمانیان در می یابیم که واقعا چنین است.

باید بپذیریم که در مورد پیشوایان معصوم(س)ما نه راه و رسم شادی کردن و جشن گرفتن در بزرگداشت ولادتشان را می دانیم و نه سوگواری و عزاداری در گرامیداشت شهادتشان.به قول دوست عزیز و ظریفی:

« وقتی از رادیو یا ضبط صدای مداحی می شنوی باید خیلی دقت کنی تا تشخیص بدی صدای دست زدنه یا سینه زدن.آن موقع میتونی تشخیص بدی این مولودیه یا نوحه. وگرنه لحن و صدای مداح که در هر دوحالت-جشن یا عزا- یکیه!!»

چرا چنین است؟

چرا با وجودی که تعداد روزهای شهادت و عزا کمتر از روزهای ولادت و عید است، روزهای شهادت و عزا را بزرگنمائی می کنیم؟

آن هم چه عزاداریهایی!!!.مملو از آسیب و آفت!از محتواى روضه ها و مداحى ها تا رفتار عزاداران و مداحان,و برخوردهاى انان با دیگران در خارج از محل عزادارى(حسینیه،مسجد و....)

از محتواى روضه و مداحى آغاز کنیم,

ابتدا چند سوال:

هدف از ذکر مصیبت و نوحه سرایی در عزاى پیشوایان معصوم و اهل بیتشان چیست؟

آشنا کردن مردم با سنت و سبک زندگى آن ستاره ها و چراغهاى هدایت؟

بیان و اثبات مظلومیت و معصومیت آن انسانهای کامل؟

گریه برآنان به قصدثواب و پاداش,با استناد و اتکاءبه احادیث ضعیف و نامعتبر؟

باور نمى کنید ؟ سخنى به گزاف گفتم؟

پس لطفا مطلب58  از همین وبلاگ با عنوان:

را مطالعه فرمایید

ناچاریم اعتراف کنیم که در مجالس عزادارى رایج در کشور ما فقط هدف آخر دنبال میشود,آن هم به چه قیمت گزافى!!

به قیمت تخریب،تحریف و تضعیف شخصیت و حرمت آن مظلومترین وپاکترین انسانها؟

تعجب کردید؟

کافى است بر محتواى نوحه و مرثیه ها که در مراسم عزادارى ها مى خوانند و افراد بسیارى آگاهانه یا ناآگاهانه براى آن مطالب اشک مى ریزند و ناله سر میدهند،مرورى مختصر کنیم:

شایعترین آنها درمورد حضرت زهرا(س) است:

سالها و دهه ها و شاید قرنهاست مرثیه بین در و دیوار ماندن حضرت زهرا(س) را مى سراییم و سر میدهیم و بر آن درسوخته و میخ داغ بر بدن مطهر ایشان ناله و زارى مى کنیم,بى آن که به منابع متقدم پیرامون تاریخ اسلام مراجعه کنیم و ببینیم و بخوانیم که:

شیخ مفید در کتاب«الإرشاد»؛شهرستانى در کتاب«الملل و النّحل»؛ طبری در کتاب«دلایل الإمامة»،علامه مجلسی در کتاب«جلاءالعیون»و«مرآة العقول»؛ شیخ صدوق در کتاب« الأمالی» و شیخ حرّعاملی در کتاب« إثبات الهداة» و...علت سقط فرزند حضرت زهرا(س) را نه بدلیل بین در و دیوار ماندن ایشان، بلکه ضربه عمر با غلاف شمشیر بر بدن مطهرشان ذکر کرده اند.

در وثوق و اعتبار این نویسندگان اندیشمند و سند و صحت مطالب کتابهایشان هیچ شکى نیست,چه اینکه بسیاری از آنان از جمله مراجع و دانشمندانى بوده اند که امام زمان(عج) با ایشان مکاتبه یا ارتباط داشته اند.و در تقوا،اخلاق و ایمان، شهره و اسوه ی مردم دوران خود بودند.

حال ما از داستان دروغین بین در و دیوار ماندن حضرت زهراء(س) که فرقه عامه- مسلمانان غیرشیعه-جهت تطهیر عمر خلیفه دوم،ساخته و پرداخته اند و آن را حادثه ای سهوی و ناشی از ناآگاهی و بی خبری عمر از حضور حضرت زهرا(س)در پشت درب منزلش ذکر کرده اند،چه داستانها وتحریفاتى ساختیم!!

از در سوخته و میخ در داغ در بدن ایشان گرفته تا شکستن بازو و سینه ى ایشان علاوه بر پهلویشان و...!!

بدون اینکه زحمت مراجعه و مطالعه ی آن منابع صحیح و معتبر از علمائی صادق و موثق- که فقط به چندمورد اشاره شد- را به خود بدهیم تا اصل و حقیقت ماجرا را دریابیم!!!

درمورد امام حسین (ع)اوضاع فاجعه بارتر است:

بر روضه ى لیلا و فرزندش على اکبر(ع) گریستیم و دل سوزاندیم,در حالى که هیچ سند معتبر تاریخى حضور این بانوى مکرمه را در کربلاء تایید نمى کند.

دلیل عدم حمل جنازه على اکبر(ع) توسط امام حسین(ع)را به این یک بیت شعر -که با وجود جستجوی بسیار در صفحات مجازی و پرسش از کارشناسان مذهبی ندانستم شاعرش کیست و بقیه ابیات این شعرچیست-ربط دادیم:

« جوانان بنی هاشم بیائید علی را بر در خیمه رسانید

                                    خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم»

در حالى که دلیل اصلى چیز دیگرى است که آن را در پست47 از همین وبلاگ با عنوان:

« ماه محرم رسید(7)- امام حسین(ع)جنازه علی اکبر را حمل نکرد.چون...»

بیان کرده ام.و خوانندگان اندیشمند در صورت تمایل مى توانند به آن مطلب رجوع کنند.

و در این جلسات عزاداری- یا به قول استاد زمانیان:نمایش عزا- برایمان مهم و لازم نیست بدانیم:

امام حسین (ع)در تمام  عمر پربرکتش-که متاسفانه ندانستیم و تلاشی هم برای دانستن نکردیم که چرا و بواسطه چه اقداماتى پربرکت بود-چه کردند؟

چرا در زمان معاویه قیام نکردند؟

چرا سکوتشان در  زمان معاویه را در دوران خلافت یزید ادامه ندادند؟

چرا قیام کردند؟

و بسیارى سوالات دیگر که درمطلب42 با عنوان:

ذکر کرده ام,

برایمان فقط روز آخر زندگى ایشان مهم است. آن هم توصیف نحوه ی شهادت ایشان به فجیع ترین وضع با هدف اینکه اشک حاضران را درآوریم و ثوابی ببریم,حال به وسیله ی نقل حدیثى در فضیلت اشک ریختن بر امام حسین(ع)- ولو به قدر بال مگس-یا تفصیل حادثه عاشوراء و...

در مظلومانه و غریبانه شهید شدن امام حسین(ع) و یاران وفادارش کوچکترین تردیدی نیست.اما باور کنیم علت مظلومیت شهادتشان تشنه لبی یا سر بریده ی ایشان نبود.بلکه دلیلی بس عمیق تر و فراتر از اینهاست که آن را درمطلب43 از وبلاگ با عنوان:

« ماه محرم رسید(3)- چرا شهادت امام حسین(ع) مظلومانه بود؟»

ذکر کرده ام.

حال از سوالات و اشکالهایى که در مطلب قبلی از این وبلاگ مطرح کردیم مى گذریم.که مطلب بسیار است و این قصه سر دراز دارد.

 

ولی

:

 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

 

 

 

حال چه باید کرد؟بیاییم تحولى بنیادى در این سبک عزادارى ها ایجاد کنیم.

 

بیاییم این مجالس سوگوارى را به جلسات الگوپذیرى از آن انسانهاى کامل تبدیل کنیم.

 

بجاى شور، شعور و جاى گریستن، نگریستن و نالیدن را به بالیدن و موزه اشک در این مجالس را به جلسات اموزه های تربیتی تبدیل کنیم.

 

بیائیم در این جلسات، ثقلین- قرآن و عترت اهل بیت-که در این جلسات، ظالمانه،مهجور و مظلومشان کردیم- را احیا کنیم.

اما چگونه؟

شما پاسخ دهید.

این مطلب،در واقع ادامه و مکمل مطالب این وبلاگ با عنوانهای:

ایام فاطمیه هم سپری شد و لی دریغ از یک....

شهادت امام حسن عسگری(ع) را تسلیت نگوئیم.سنت ایشان را احیا کنیم.

 

و سلسله مطالب: « ماه محرم رسید- از شماره 1 تا 14»:

 

 

ماه محرم رسید(1)- ماه مهجوریت قرآن و مظلومیت امام حسین(ع) در عصر ما

 

ماه محرم رسید(2)- پاسخ این پرسشها چیست؟

ماه محرم رسید(4)- آیا باید این پیامکها را بفرستیم؟
ماه محرم رسید(5)- آیا امام حسین راضی است؟
ماه محرم رسید(6)- چگونه زیارت عاشوراءمی خوانیم؟
ماه محرم رسید(7)- امام حسین(ع) جنازه علی اکبر را حمل نکرد.چون....
ماه محرم رسید(8)- این دعاست یا نفرین؟
ماه محرم رسید(9)- چرا حساس شدی به زیارت عاشورا؟
ماه محرم رسید(10)- بشارت حلول ماه ربیع الأول به رسول الله(ص)؟!!!

ماه محرم رسید(11)- یک قطره اشک بر حسین(ع) چه می کند؟!!
ماه محرم رسید(12)- ما لعنت می کنیم یا لعنت می شویم؟
ماه محرم رسید(13)- چرا برای ضریح امام حسین(ع) پول بدهم؟
ماه محرم رسید(14)- قدری تأمّل در محتوای زیارت عاشوراء. است. پس جهت یافتن پاسخ برخی از پرسشهای فوق می توان از این مطالب بهره برد.

 

 

 

همچنان منتظر نظرات و نقدهای سازنده و اصلاحگرانه شما خوانندگان فرهیخته و فرزانه در جهت رفع اشکالات و اشتباهات این نوشتار هستم.


 

 

 

 

 

« ربّنا تقبّل منّا إنّک آنت السمیع العلیم»                                                                                 الحمدلله ربّ العالمین

                                                                                   اللهم أنعمت فزد