بسم الله الرحمان الرحیم

سلام. سلام بر قلبهای سلیمی که دیگران از جانب آنان در سلم و سلامتند.

چند روز پیش در یک میهمانی یکی از حاضران عکسی از یکی از فوتبالیستهای مشهور ایرانی و همسرش را به بقیه نشان داد. پس از نشان دادن این عکس،طبق عادت نکوهیده و متأسفانه رایج ما ایرانی ها شروع به عیبجوئی از ظاهر پوشش همسر آن فوتبالیست شد و کسی نگفت این عکس خصوصی است.و هیچکس احتمال نداد شاید عکاس یا خانم بوده یا به آن خانم محرم باشد. از آن گذشته این عکس در محفل خصوصی آن دو نفر بوده. حتی اگر بتوان خلاف این احتمالات را هم ثابت کرد باز ارتباطی به ما ندارد که درمورد عکسهای خصوصی دیگران نظر بدهیم.

واقعا ما را چه شده است؟ چه بر سر ما مردمی آمده است که به سابقه ی تمدن چندهزارساله وطنمان و مظهر تمدن بودن دین و مذهبمان می بالیم و این رفتارهایمان عاری از کمترین ردّ و نشانی از تمدن است.

این کار قبیح و سخیف بارها تکرار و متأسفانه به امری شایع و رایج در بین ما ایرانیان تبدیل شده است.

لازم نیست به گذشته های دور برویم.

کافیست فقط مروری بر این ده سال اخیر داشته باشیم:

سال 83:

1.فیلم جشن ازدواج یک زوج هنرمند سینما و تلویزیون.

2.عکسهای عروسی همان فوتبالیست مشهور.

3. فیلم جشن سالگرد ازدواج ایوانف-سرمربی تیم وزنه برداری در آن زمان- که در اردوی تیم ملی وزنه برداری برپا شد و با حرکات موزون چندنفر از وزنه برداران حاضر، همراه بود.

سال85:

4.فیلم خصوصی یکی از بازیگران جوان تلویزیون که در همان سال در سریال نرگس- آخرین بازی مرحوم پوپک گلدره- بازی کرده بود،که حاشیه های فراوانی به همراه داشت. از جمله:

ممنوع التصویرشدن آن هنرپیشه،ایجاد مزاحمت برای والدینش و نهایتا خروج او از ایران و مهاجرتش به فرانسه.که قبل از آن نامه ای سرگشاده خطاب به مردم و به ویژه تکثیر و توزیع کنندگان آن فیلم خصوصی نوشت که در یکی از مجلات خانوادگی هم چاپ شد.

5.عکس خصوصی یکی از مداحان معروف که آن عکس و حاشیه های پیرامون آن، پیامدهایی به دنبال داشت. مانند:

محدودشدن دعوت از آن مداح در مجالس مذهبی و طرد او از جانب برخی همکارانش، انزوا و ترک موقتی نوحه سرایی و.. توسط آن مداح.گرچه مدتی بعد فیلمی بین طرفداران و به اصطلاح پامنبری های آن مداح تکثیر و توزیع می شد با عنوانی قریب به این مضمون: تخریبها و واقعیتها.

در این فیلم، وی درمورد آن عکس صحبت کرده و به تبرئه و دفاع از خود پرداخته بود.

در همان ایّام- که در گروههای آموزشی متوسطه منطقه مشغول خدمت بودم-پسر دانشجویی به عنوان متصدی و انجام کارهای کامپیوتری سرگروههای آموزشی، موقتا همکار ما شده بود.این جوان فایلهای مداحی این آقا را وارد کامپیوتر کرده و در اثنای کار به آنها گوش می داد.

آن زمان وقتی درمورد آن عکس-که ازطریق بلوتوث در موبایلها می چرخید-از او پرسیدم:

« این مطلب در مورد آقای...راسته؟»

پاسخ داد:

« خیلی ها از این کارها میکنند و کسی نمی فهمه چون صداش در نمیاد!!»

به او گفتم:

« صرف اینکه خیلی های دیگر هم این کارناپسند رو انجام میدن، دلیل موجه برای من نیست که برم همون کار رو من هم انجام بدم.»

چندروز بعد که آن فیلم دوم در تبرئه ی ایشان پخش شد، این همکار کم سن و سال ما، مرا صدا زد و در حالیکه صفحه کامپیوترش را نشان می داد،گفت:

« بیائید ببینید تو این فیلم آقای....از خودش دفاع کرده و گفته ماجرای آن فیلم چیه؟بیائید گوش کنید.»

نگاه به پائین صفحه کردم، مدت زمان فیلم حدود40دقیقه بود.پاسخ دادم:

« ببین آقای....، من نه اون موقع که این عکس پخش شد، برام مهم بود و نه بهش حساس شدم، که الان بخوام با این همه کار و مشغله که دارم 40دقیقه وقت بگذارم و دفاعیاتش رو گوش کنم. شما گوش کنید خواستید بعدا برام تعریف کنید چی گفت.»

گرچه بعد از آن، نه او برایم حرفی درمورد آن زد و نه من از او پرسیدم.

 و مواردی دیگر که نگارنده فقط به همین موارد اکتفاءکرد.ولی ذهنم همچنان درگیر این دغدغه هاست:

ما را چه شده است؟ به کجا می رویم؟

تا چه زمانی می خواهیم این بیراهه را برویم؟ اصلا می دانیم انتهای این بیراهه کجاست؟

چرا اینقدر اشتیاق در کشف اسرار خصوصی و هتک حریم شخصی دیگران داریم؟

و در این میان، افراد مشهور- خصوصا آنان که برخی اظهارنظرهایشان با ما همخوانی نداشته باشد- در اولویت هستند!!!

دوستی تعریف کرد:

« در یکی از این سایتهای اینترنتی که می توان آن را هم تراز نشریات زرد برشمرد، گشت میزدم.عنوان خبرهایی در مورد چند هنرپیشه ی زن جوان توجهم را جلب کرد:

1.عکس خانم ....در استخر!

2.خانم ... در آغوش هنرپیشه ی مرد!

3.وقتی شریفی نیا هنرپیشه زن را در آغوش می گیرد!

4.عکسهای غیراخلاقی کارگردان معروف با هنرپیشه ی زن!

5.عکسهای خانم....با چندپسر!

عکسهایی از زندگی خصوصی....!»

که این مورد آخر به کرّات در این سایت مشاهده می شود

این عزیز تعریف کرد:

« در حالی که تعجب کرده بودم چطور یک سایتی به خودش اجازه ی انتشار عکسهای غیر اخلاقی و نامناسب رو میده، ا کنجکاوی روی آن عناوین کلیک کردم. و با صحنه های عجیبی روبه رو شدم:

اوّلی:عکس آن خانم هنرپیشه در استخر:

یک استخر خالی بود. و آن خانم با پوشش در استخر نشسته بود و حالت عکس حکایت از فتوشاپphotoshopداشت.

دوّمین عکس: مربوط به عکس دو هنرپیشه بود که پدر و دختر بودند!!!

در خبر سوّمی: منظور از شریفی نیا، مهراوه شریفی نیا بود که با یکی از هنرپیشگان زن -که از دوستانش است-درآغوش یکدیگر عکس گرفته بودند.

چهارمی: آقای....که در مراسم اهدای جایزه به یکی از فیلمهایش در یکی از جشنواره های خارجی، با بازیگران فیلمش عکس انداخته،دست بر شانه ی دخترش- که از بازیگران همان فیلم است- نهاده است.

پنجمی: عکسی از یکی از خانمهای بازیگر جوان بود که در پایان کنسرت یکی از خوانندگان با او و چند تن از بازیگران جوان شرکت کننده در آن کنسرت عکس انداخته بودند. و این خانم با فاصله ای متعارف از آنان ایستاده بود.

و ...»

این همکارمحترم ناراحت و گله مند از این بود که:

مدیران سایت از چه ترفندی جهت جلب خواننده بهره جسته اند!!!

به او گفتم:

« این حرف شما بحث تعادل عرضه و تقاضا در اقتصاد رو در ذهن تداعی میکنه.آن سایت از چنین ترفندهائی استفاده می کنه.چون میدونه چنین عناوینی خواننده و طرفدار داره. جهت جذب خواننده و بالاترفتن آمار رجوع به سایتش چنین میکنه. این کار رو هم معمولا سایتهایی میکنند که کمتر مطالب مفید و پرمحتوا برای ارائه دارند. در نتیجه تمرکز خودشون رو روی زندگی خصوصی افراد مشهور مخصوصا هنرپیشه هاو ورزشکاران میذارندگر این موضوعات خواننده نداشته باشه و اگر یاد بگیریم و باور کنیم حرمت و احترام حریم شخصی افراد واجب و لازمه.نه کسی کنجکاو به تجسس و اطلاع یافتن از حریم شخصی دیگران میشه و نه سایتی جهت جذب خواننده دست به این ترفندهای ناپسند میزنه.و در عوض به فکر ارائه ی مطالب مفیدجهت جذب خواننده خواهد بود»

اما در پایان چند سوال:

این رویّه ی انتشار عکسهاو فیلمهای با چه اهدافی صورت میگیرد؟

آیا این رفتار، مصداق امربه معروف و نهی از منکر است؟

در غیر اخلاقی بودن این رفتارها و ناهنجاریها شکی نیست. اما آیا این رفتارها غیر شرعی و غیر عرفی هم هست؟

اگر پاسخ مثبت است،این رویّه با کدام یک از معیارهای عرفی و قواعد نقلی ناسازگار است؟

آیا نوع پوشش و ظاهر افراد در آن عکسها-که در ابتدای مطلب اشاره شد-منکر است؟ اگر بله پس آیا انتشار این فیلم و عکسها مصداق نهی از منکر نیست؟

و اگر پاسخ منفی است،پس تکثیر و توزیع این فیلمها منکر است؟چرا؟

نشر فیلم و عکسهای خصوصی دیگران-چه افرادمشهور مانند اهالی هنر و ورزش- و چه غیر مشهور در تضاد با کدام یک از آیات و احادیث است؟

پاسخ این سوالات در مطلب بعدی انشاءالله.

همچنان منتظر پاسخهای شما فرهیختگان فرزانه هستم.

همچون گذشته مدیون و مرهون و ممنون خوانندگان بزرگواری هستم که با نظرات اندیشمندانه و خردورزانه شان سبب پربار و مفید شدن این وبلاگ شوند.

« ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم»

                                                                            الحمد لله ربّ العالمین

تا درودی دیگر بدرود