بسم الله الرحمن الرحیم

اولین سلام به خداوندی که سرچشمه ی مهر و مهرآفرینی.

و سلام بعدی به شما دو ست عزیزی که مهرآئین و نشانه ای از مهر الهی هستی.

چندروز پیش در خلال وبگردی، یک دعای قابل تأمل در یک وبلاگ توجهم را به خود جلب و از آن روز  ذهنم را مشغول کرده است. 

حال آن دعا چه بود؟

دعا این است:

« خدایا مستضعفین کشور ما را به آفریقا منتقل کن تا از کمکهای ما بهره مند گردند.»

با خواندن این دعا کبوتر خاطرات در ذهنم به پرواز درآمده و مرا به دوسال پیش- اسفند89- برد.

در دبیرستان ما که مزیّن به نام زیبا و تابناک مادرامامت، همسر ولایت و دختر نبوت است، به مناسبت جشن نیکوکاری بازارچه ی خیریّه ای برپا شده بود. وقتی از مسئولین این بازارچه- که یکی از مشاوران و نیز یکی از مربیان تربیتی مدرسه بودند- سوال کردم:

درآمد این بازارچه ی خیریّه، کجا و برای چه کسانی خرج میشود؟

در پاسخ جایی را گفتند که کمتر نامش را شنیده بودم. تعجب کردم و به آنها گفتم:

« وقتی مدرسه ی ما اینقدر دانش آموز بی بضاعت داره چرا برای جای دیگه میخواهید خرج کنید؟ اینها که واجب ترند.»

آنها در پاسخ گفتند:« درسته، مدرسه ی ما فقیر داره ولی فقرای این شهری که مدّنظر ماست، محتاج نون شبند ولی بی بضاعتهای مدرسه ی ما اینطور نیستند.»

برای آنها از آیات قرآن نمونه ذکر کردم که خداوند ابتدا از انفاق به ذی القربی سخن میگوید. بعد به یتیم و مسکین اشاره میکند.

گفتم:« ذی القربی یعنی: دارای قرابت و نزدیکی. یعنی در انفاق از نزدیکترین افراد شروع کنیم نه از فقیرترین.»

پاسخ من سکوت- نه به علامت رضایت-بود.معلوم بود صحبت ما فایده ای ندارد.پس ادامه دادن بحث نه ضرورتی داشت و نه نتیجه ای.

برای اطمینان از معلوماتم در مورد انفاق در قرآن، به این کتاب زندگی مراجعه کردم.

نتیجه ی تحقیق و تعمق در آیات قرآن، این کتاب آسمانی انسان ساز:

در 10 آیه از قرآن به افرادی که مستحق دریافت انفاق مالی هستند، اشاره شده است.

در 7 آیه از این آیات، خداوند ابتداء به انفاق و کمک مالی به ذی القربی امر کرده ، سپس به مسکین یا یتیم یا درراه مانده و... اشاره کرده است.

این آیات عبارتند از:

بقره/177، نساء/8،  انفال/41 ( این آیه احکام خمس را بیان کرده است.)

نحل/90،  اسراء/26،  روم/38،  حشر/7 ( که این آیه احکام فیء را ذکر کرده است.)

در 3 آیه خداوند ابتدا والدین را مقدم بر هرکسی ذکر کرده و در مرتبه ی بعدی ذی القربی و پس از آن به انفاق به یتیمان و درماندگان و...توصیه کرده است.

این آیات عبارتند از:

بقره/83 و 215 ،  نساء/36

تعمق در این آیات زمینه ای شد تا از آن روز بارها در کلاسهای درسم در مدرسه و... با اشاره به این سند قطعی و قوی و غنی،درمورد نحوه ی صحیح انفاق و تشخیص تقدم، اولویت و فوریت در افراد دریافت کننده ی انفاق، با دانش آموزان صحبت و به سوالات آنهادر این رابطه پاسخ دهم.

به آنها گفتم: «واژه ی ذی القربی که ما آن را به خویشاوند معنا می کنیم، در اصل یعنی: دارای قرابت و نزدیکی.

و چون خویشاوندانمان همیشه نزدیکترین افراد به ما بودند،ما این واژه را معادل خویشاوند دانسته ایم. در حالی که قرابت منحصر به قرابت نسبی نیست و شامل: قرابت از لحاظ محل تحصیل، محل سکونت( اعم از کوچه، محله، منطقه، شهر ، کشور و...)، قرابت و اشتراک دینی و مذهبی و...نیزمیشود.

به عنوان مثال: زمانی ما میتوانیم برای دانش آموزان فلان مدرسه در فلان منطقه یا فلان شهر یا کشور، کمکهای نقدی یا غیرنقدی جمع آوری کنیم که قبل از آن جهت رفع مشکل بی بضاعتهای مدرسه ی خودمان اقدام کرده باشیم. یا زمانی باید به مسلمانان کشورهای دیگر کمک کنیم که مشکلات فقرای کشورمان حل شده باشد و نیازمندی در کشور ما مستحق تر از مسلمان کشور دیگر نباشد و....»

به بچه ها گفتم: « این که ما نیازمندان شهر یا کشور خود را رها کنیم و سراغ کمک رسانی و رفع نیاز فقیران شهر یا کشور دیگر برویم، خلاف امر و دستور قرآن است. زیرا بر خلاف فرمان قرآن ذی القربی( نزدیکترین ها) را رها کرده و سراغ دورترین ها رفته ایم.»

برای تفهیم و استدلال بیشتر این نکات کاربردی قرآن، به آیه ی9 سوره ی حشر اشاره کردم:

«.... وَ یُوثِرونَ عَلی أنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَه اُولئِکَ هُمُ المُفلِحُون.»

«...مقدم شمارندشان گرچه خویش                 بمانند محتاج نان، سینه ریش

   هر آن کس رهد قلبش از بخل و آز                 همو رستگارست و بس سرفراز»

و گفتم: 

« این آیه تنها آیه ی قرآن در مورد ایثار است. این آیه می فرماید: « علی أنفسهم» و خداوند ترجیح و برتری دادن دیگران به خودمان را فضیلت دانسته و تحسین کرده

نفرموده: علی أسرتهم یا آهلیهم یا أولادهم یا أقربائهم و...( بر خانواده یا فرزندانشان یا نزدیکانشان و...)

و اجازه ی برتری دادن دیگران بر خانواده یا فرزندان یا خویشاوندان و... را نداده است. یعنی من اگر ازحق خودم به نفع دیگران  بگذرم ایثار کردم ولی اگر خانواده ام را از حقشان بخاطر کمک به دیگران محروم کنم این نه تنها ایثار یا هر عبادت دیگر نیست که ظلم هم محسوب میشود.»

 برای بچه ها از مددجویی مثال زدم که فقط به صرف اینکه: « طاقت نمیارم بچه همسایه را محتاج ببینم» لباس گرم و غذای فرزندانش را به همسایه ها بخشیده بود و فرزندان خودش در چه شرایط نامناسبی بودند.

از خانواده های نیازمندی در شهر و کشور خودمان گفتم که در تأمین هزینه ی درمان، پوشاک مدرسه، ازدواج و جهیزیه ی دخترانشان و اجاره ی مسکن و .... درمانده و ناتوانند. و اینکه آنها مستحق تر از کشورهای دیگرند.

البته با شرمندگی بسیار اعتراف میکنم که همیشه بحث را تمام می کنم قبل از اینکه بچه ها فرصت پرسیدن سوالهای بی پاسخ خود را داشته باشند.

سوالاتی مانند:

 چرا کمیته ی امداد و سازمان بهزیستی و نهادهای دیگر با وجود این همه فقیر در کشور ما  کمک رسانی به کشورهای دیگر را در اولویت قرار میدهند؟

آیا این کار آنها در تناقض با آیات قرآن نیست؟

ملاک و معیار آنها برای این رویه که در پیش گرفتند چیست؟

و آیاها و چراهای فراوان دیگر.

واقعا چرا؟ شما میدانید؟

منتظر پاسخهایتان هستم. شاید با پاسخهای شما بعد از این بتوانم بحث انفاق را در کلاسهایم کامل کنم و شرمنده ی دانش آموزانم نشوم.

 والسلام علی من اتبع الهدی