بسم الله الرحمان الرحیم 

سالها پیش در کتاب مفاتیح الجنان اثر مرحوم شیخ عباس قمى(ره)، مطلبی درمورد بزرگداشت آغاز امامت حضرت مهدى(عج) و جشن و شادی در این روز خواندم,بعد از آن تا سالها به میمنت روز نهم ربیع الاول درمدرسه بین همکاران و دانش آموزان شکلات و شیرینی و بستنی پخش می کردم, و در کلاسهایم نیمی از زمان کلاس را- همچون مناسبتهای شاد و فرحبخش دیگر ازجمله: ولادت ائمه اطهار(ع)- به شادی و خنده و تفریح می گذراندیم.

همچنین با ذکر دلایل عقلی و شرعی و اخلاقی و با بیان سند تاریخی در مذمت برگزاری مراسم عمرکشون و باطل بودن آن در این روز بسیار صحبت کرده و دانش آموزان را ترغیب به برگزارى جشن آغاز امامت امام زمان(عج) می کردم.و از آنها می خواستم در این زمینه، دیگران را هم راهنمائی کنند تا به تدریج این بدعت ضد دینی عمرکشون منسوخ شود.

یک بار یکى از همکارانم از من پرسید:

« چرا آغاز امامت امام زمان(عج) رو جشن میگیرید و امامان دیگر رو نه؟»

پاسخ دادم:

« چون امامان دیگه شهید شدند و ایشون تنها امام زنده هستند.»

با تعجب سرى تکان داد و چیزى نگفت.

یک بار هم از معاون آموزشى یکی از مدارس شنیدم:

« پسرم میگه عجیب ترین شهادت، شهادت امام حسن عسکرى(ع) که مردم جشن امامت امام زمان(عج) رو مى گیرند.»

همین سوالات و موارد دیگر باعث شد که در کارم دچار تردید شوم و بعدها سؤالاتى در ذهنم ایجاد شد,مانند:

با شهادت هر امام معصوم(ع)، امامت امام بعدی(ع) آغاز می شود.

امام حسن عسکرى (ع)روز هشتم ربیع الاول به شهادت رسیدند پس از همان روز امامت امام زمان(عج)آغاز می شود نه فردای آن روز. پس چرا ما فرداى آن روز-نهم ربیع الاول -را جشن مى گیریم؟

اگر ما عیدغدیر- روز هجدهم ذی الحجه- را جشن مى گیریم،به این دلیل است که روزى بوده که رسول اکرم(ص) خودشان امام على(ع) را به جانشینی خود اعلام فرمودند.و ایشان و ائمه اطهار(س) هم به قصد زنده نگهداشتن چنین روزی و عدم فراموشی این روز مهم و اثبات حقانیت امام علی(ع) بر ولایت مسلمانان و جانشینی بلافصل رسول الله(ص)به جشن و شادی در این روزها سفارش کردند.

اما مقدمه و زمینه ی امامت حضرت مهدی(عج)،مصیبت شهادت امام حسن عسکرى(ع) است,آیا در این صورت جشن وشادى معنا و توجیهى دارد؟چرا؟

شاید من اشتباه میکنم.و سؤالم نادرست و نابجا باشد؟!!

نمیدانم کدام فکر و عملم صحیح بود؟

آن شادی و پخش شیرینى و شکلات در نهم ربیع الأول یا این تشکیک و تردید؟!

شهید مطهری می گفتند:

« شک گذرگاه خوبی است نه منزلگاه.»

می خواهم با توکل و توسل به خداوند از این گذرگاه با سلامت ایمان عبور کنم.

شما میتوانید کمکم کنید,و ذهنم را از این تضاد و دوگانگى رهایى بخشید؟

مدیون و ممنون خواننده ى آگاه و نیک اندیشى میشوم که با پاسخ راهگشایش در این مورد راهنما و راهبرم باشد.

ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة إنّک أنت الوهّاب»

                                                                                     سوره آل عمران/آیه8

« بگویند یا رب چو شد استوار                       دل ما، دگرباره اش کج مدار

به ما رحمتی کن ز درگاه خویش                     چو بسیاربخشنده ای، بخش بیش»

«اللّهم إنّی أسئلک بحقّ محمد و آل محمد علیک صلّ علی محمد و آل محمد و اجعل النّور فی بصری و البصیرة فی دینی و الیقین فی قلبی و الإخلاص فی عملی و السّلامة فی نفسی و السّعة فی رزقی و الشّکر لک أبدا ما أبقیتنی.»

إهدنا الصراط المستقیم