بسم الله الرحمان الرحیم

السلام علیک أیّها النبیّ و رحمة الله و برکاته.
 
سلام
آن سلامی که به « سین» نقش سلامت دارد.
«لام» آن لطف و لطافت دارد.
« الفش»، الفت بی پایان است.
«میم» آن، عطر محبت دارد.
در مطالب پیشین سخن از برداشتهای نادرست و اتهامات برخی بیگانگان نسبت به دین اسلام بود.
قرار شد از این مطلب به بعد با امید و اعتماد به مدد بیکران الهی،به ترتیب به هریک از اتهامات هشتگانه-که در مطلب قبلی با عنوان
نشریه شارلی ابدو(5)-ما مسلمانها مسبّب توهین و تهمت به حضرت محمد (ص) هستیم» به آنها اشاره شد- بپردازیم. و در حدّ بضاعت فکری اندک خود راهکارهایی جهت مبارزه با این اتهامات و افتراها ارائه شود.

سؤال:چرا آنها چنین سوءبرداشتها و بدبینی هایی نسبت به اسلام دارند؟
پاسخ:
درست است بخش اعظم این بدبینی ها،مغرضانه و ظالمانه و با اهداف سودجویانه و خصمانه و...است اما نمی توان انکار کرد که ریشه و علت بسیاری از دیدگاههای منفی آنها نسبت به اسلام، منش و رویّه مسلمانی سراسر عیب و اشکال ماست. ناچاریم صادقانه اعتراف کنیم ما بهانه و زمینه های این خصومتها را به دست آنها دادیم.
سؤال:چگونه ما چنین کردیم؟
پاسخ:
کافی است در مورد هریک ازآن موارد هشتگانه،عملکرد خود را نقد کنیم.
سؤال:راه جهاد با آنان و دفاع از سیمای راستین دین اسلام و رسول اکرم(ص) چیست؟
پاسخ:
در گام اول باید با بازنگری و نقد رفتار و عملکرد خود در هریک از موارد هشتگانه ی اشاره شده در نوشتار پیشین، و شناخت اشکالات خود، و به تبع آن شناخت راههای اصلاح بتوانیم گامهای نخستین را در راه جهاد با اسلام هراسان اسلام ستیز برداریم.
سؤال:چگونه؟
پاسخ:
در حالی که قرآن در توصیف حضرت محمد(ص) می فرماید:

« و ما أرسلناک إلّا رحمة للعالمین»                    سوره انبیاء/آیه107

«ندادم تو را حکم پیغمبری                           مگر آن که مژده ز مهر آوری                     بر اهل جهان نیز بی کاستی                        شوی مایۀ رحمتی راستی»

« لقد جاءکم رسول من أنفسکم حریص علیکم عزیز علیه ما عنتّم و بالمومنین رؤوف رحیم»                                                       سوره توبه/آیه128

« رسولی ز جنس شما خاکیان                   فرستاده گردیده در این میان

خورد غصه گر رنجهائی برید                         بخواهد که ایمان به ربّ آورید

نجات شکما راست خواهان بجان                 رئوف و رحیم است بر مؤمنان»

«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظّا غلیظ القلب لانفضّوا من حولک...»

                                                                       سوره آل عمران/آیه159

«به لطف الهی به قلب و زبان                        تو با ملت خود شدی مهربان

اگر سنگدل بودی و ناصبور                            ز پیرامونت خلق می گشت دور»

ما چقدر مروّج مهرورزی و مهربانی و مهرگستری بودیم و هستیم؟
خداوند در نخستین آیه ی مبارکه ی فوق الذکر،حضرت محمد(ص) را رحمة للعالمین معرفی نموده است.که ما آن را در زبان پارسی مهربان به جهانیان ترجمه می کنیم.
سؤال:ما که ادّعای پیروی از ایشان را داریم، آیا پرتوی هرچند کم فروغ از این خصلت نورانی آن حضرت(ص) هستیم؟
پاسخ:
لازم است قدری رفتار خود را در ارتباط با موارد پنجگانه- خدا، خود، خانواده، افراد جامعه، محیط زندگی و طبیعت واکاوی نمائیم.
سؤال:در برخورد مان با خود، خدا و دیگران- اعم از انسان و غیر انسان- چقدر جلوه های مهر و رحمت تجلّی یافته است؟
پاسخ:
از ارزیابی رفتار با خودمان آغاز کنیم:
چقدر خود را باور داریم؟
چقدر راضی از موقعیت و شرایط خود هستیم؟
چقدر اعتماد به نفس داریم؟
چقدر تلاش،جهت کشف استعدادهای بالقوه و به فعلیت رساندن و شکوفائی آنها کردیم؟
هرروز را با سلام و دادن انرژی مثبت به خود، آغاز می کنیم یا برعکس؟
مگر خداوند در قرآن خطاب به ما نفرموده است: علیکم انفسکم
مگر خداوند پس از خلقت انسان نفرمود:
فتبارک الله أحسن الخالقین
همان انسانی که به سبب مقام والایش ملائک امر به سجده بر او شدند.
مگر خداوند نفرمود:
لقد خلقنا الإنسان فی آحسن تقویم                                   سوره تین/آیه4
« که ما آدمی را چو پرداختیم                         به نیکوترین سیرتش ساختیم»
آیا این تعریفهای نشاط بخش و دلنشین قرآن در مورد خود را باور داریم؟
آیا این سخن سعدی شیرین سخن را در مورد جایگاه خود در جهان،قدر میدانیم که:
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی      که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد       همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند  بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت     به در آی تا ببینی طیران آدمیت
آیا نشانه های انسان سالم بودن را رعایت و در وجود خود تقویت می کنیم؟
روانشناسان برای انسان سالم سه نشانه ذکر کرده اند:
1.از لحاظ جسم و روان در سلامتی باشد.
چقدر جهت تأمین و تقویت سلامت جسم و روان خود تلاش کردیم؟
آیا به هردو بها دادیم یا یکی را فدای دیگری کردیم؟
( واضح است که سلامتی روان اعم از:سلامت عاطفی، فکری،عقلی،اجتماعی فرهنگی، شخصیتی و... است.)
فراموش نکنیم که به گفته ی نیاکانمان: عقل سالم در بدن سالم است.
پس باید مراقب سلامت هم جسم و هم روان خود باشیم.
2. همواره به دنبال کشف و شکوفائی استعدادهای بالقوه خود باشد.
3. هنجارهای عرفی مطابق با شرایط خود از لحاظ:سنّ ، جنسیت، شغل، تحصیلات، موقعیت خانوادگی، شغلی، و اجتماعی خود را رعایت کند.
چقدر به این سه نشانه پرداخته و آنها را در خود تقویت کرده ایم؟
اگر در هر یک از موارد فوق نقص واشکالی داشته ایم،معلوم می شود در محبت و رحمت به خود کوتاهی و سهل انگاری کرده ایم و باید جبران کنیم.
مهرورزی با خدا
 در مورد مهربانترین مهربانان چطور؟
آیا نه فقط زبانی بلکه با کردارمان و اطاعت از فرمانهایش ثابت کرده ایم که محبّ حقیقی او هستیم؟
آیا در قرائت این آیه قرآن در نمازمان صادق هستیم یا خدا نکرده دروغی است که در روز10بار تکرار می کنیم؟
« إیّاک نعبد و إیّاک نستعین»
نسبت به آن خالق قادر متعال چقدر سپاسگزار بودیم؟
صبح را با سلام و سپاس او آغاز می کنیم؟
شب را چه؟
از او بابت اینکه یک روز دیگر فرصت زندگی کردن را به ما داد تشکر می کنیم؟
و بابت خطاهایمان پوزش می طلبیم؟
چقدر به او اعتماد داریم؟
چقدر راضی به مصلحت و رضایت او هستیم؟
آیادر برابر حکمت و مصلحت خداوند، مصداق این شعر حافظ شیرازی هستیم؟
در دائره ی قسمت ما نقطه پرگاریم          
                                         لطف آنچه تو بنمائی حکم انچه تو فرمائی
و بسیار پرسشهای دیگر که با شرمندگی و سرافکندگی درمورد عبدنبودنمان باید ازخود بپرسیم و پاسخی عملی در جبران اشتباهات و  اشکالاتمان بیابیم

در مهرورری و مهربانی به دیگران چطور؟
آیا مصداق واقعی مؤمن و مسلم -کسی که دیگران از پندار و گفتار و کردار او در امنیت و سلامت باشند- بودیم؟
در روابط اجتماعی خود اعم از: محیط زندگی، شغلی، اماکن عمومی و معابر و..چقدر شاخص بندی و معیارسنجی می کنیم؟
قبول داریم که در اغلب موارد:جنسیت، ملّیت، قومیت، مذهب،مکتب، دیدگاه سیاسی و.. فرد مقابل را دخیل در میزان محبتمان به دیگران می کنیم؟
و اینگونه خلاف این سخن زیبای امام حسین(ع) عمل می کنیم:
« همچون باران باش که نیک و بد از آن بهره می برند.»
در نمازجماعت و جمعه هایمان چقدر عامل به این آیات هستیم؟
آیا نمازجماعت و جمعه هایمان مصداق همان نماز جمعه است که قرآن فرموده است؟
در سفر و در حضر، در وسایل نقلیه ی عمومی- اعم از بین شهری و درون شهری- در شغلمان و...چقدر منشأ خیر رسانی به دیگران بوده ایم؟

در مورد محیط زندگی چقدر مهرورزی داشتیم؟
آیا با طبیعت  محیط زندگی - اعم از کوچه و خیابان و اماکن نفریحی، درمانی، آموزشی، مذهبی و...-مهربان بودیم؟
آیا به قانون- اعم از قوانین راهنمائی و رانندگی، مدنی و... احترام می گذاریم؟

اندکی تأمل کنیم.
ما می توانیم و باید جریان مهرورزی و مهرآفرینی و مهرگستری را جاری سازیم.
به قول زنده یاد سهراب سپهری:
« چشمها را باید شست         جور دیگر باید دید...»
پس بیائیم با سرلوحه قراردادن بسم الله الرّحمان الرّحیم و عمل به این آیات

«..تعاونوا علی البرّ و التقوی و لاتعاونوا علی الإثم و العدوان..»سوره مائده/آیه2

«..به اعمال نیکو و تقوا تمام                        نمائید همکاری و اهتمام

 برای ستم پیشگی و گناه                          نباشید با یکدگر یار راه..»

 و تنها موعظه ی خداوند به ما:

« قل إنّما أعظکم بواحدةأن تقوموا لله مثنی و فرادی...»  سوره سبأ/آیه46

« به مردم بگو من که بس آگهم                   شما را یک اندرز خوش می دهم

که دو دو و یا یک نفر یک نفر                       بخیزید که آید ز یزدان ظفر»

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

                                               فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

حال به نظر شمااگر اینگونه همگام و همراه با هم در جهت متجلی ساختن جلوه های رحمت دین حرکت کنیم،هرچقدر هم اسلام هراسانِ اسلام ستیز در تحریف سیمای مهرورز و مهرآفرین دین بکوشند، در رسیدن به اهداف خود، موفق خواهند بود؟
آن موقع است که به وضوح مشاهده می کنیم این وعده الهی را:
« و ردّ الله الذین کفروابغیظهم لم ینالوا خیراً و کفی الله المؤمنین القتال و کان الله قویِا عزیزا»                                                       سوره احزاب/آیه25
« خدا کافران را بفرمود دفع                            ندیدند از جنگ خود هیچ نفع
خدا مؤمنان را مددکار شد                             به میدان نرفته عدو خوار شد
خدا را بُوَد قدرتی پایدار                                 به هرکار دارد بسی اقتدار»
این اولین گام در حرکت به سوی محمدی شدن و تجلی اسلام ناب محمدی است.
گامهای بعدی چیست؟
پاسخ در مطالب بعدی ان شاءالله.
سخن پیرامون مهرآفرینی،مهرورزی و مهرگستری بسیار است.لیک این مقال را مجال آن نیست.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
در تکمیل این بحث، می توان به مطالب:

شبهای قدر(12)-شب قدر، شب بسم الله الرحمان الرحیم  است.

به نشانی:namiaz114yam.persianblog.ir/post/35

و شبهای قدر(13)- حکایت ما با بسم الله الرحمان الرحیم.

به نشانی:namiaz114yam.persianblog/post/38

از همین وبلاگ و پستهای 3تا5 از وبلاگ« ابرها را کنار بزن» با نشانی:

narcissus114.persianblog.ir با عناوین:

چرا آغاز هر کاری با بسم الله الرحمان الرحیم است؟

با عمل به بسم الله الرحمان الرحیم، زندگی زندگیساز را تجربه کنیم.

عمل به بسم الله الرحمان الرحیم یعنی:....مراجعه کرد.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است.

یارب یارب کریمی و غفاری               رحمان و رحیم و راحم و ستاری

خواهم که به رحمت خداوندی خویش    این بنده شرمنده فرو نگذاری

 الحمدلله ربّ العالمین
تا درودی دیگر بدرود