بسم الله الرحمان الرحیم
سلام

از آنجا که این مطلب در تکمیل پست18 از این وبلاگ با عنوان:
و مطلب نوشته شده در91/11/21 با عنوان:
« لطف می کنید به ما کمی ولنتاین قرض دهید»
است، لازم است قبل از مطالعه این مطلب، مطالب فوق مطالعه شود.

در نوشتار پیشین با عنوان
اشاره شد یکی از اتهامات اسلام ستیزان به این دین کامل و جامع این است :
اسلام دین اشک و زاری و عزاداری و...است.
چقدر این اتهام واقعیت دارد؟
چرا آنان چنین اتهامی را به ما وارد کردند؟
باید اعتراف تلخ کنیم که زمینه این اتهامات و این اشکالات را ما به آنها داده ایم.
با عزاداری در ماههای محرم و صفر، تولد امام بافر(ع)- در سوم ماه صفر- و امام کاظم(ع) -هفتم صفر-را نادیده گرفتیم.
برای شهادت حضرت فاطمه(س) دو دهه و حتی سه دهه به نام ایام فاطمیه مجالس سوگواری به پا کردیم.و برگزاری هر جشن-اعم از تولد و... را در این دو دهه ممنوع و تحریم کردیم.

در شب تولد حضرت معصومه(س)،مراسم اربعین امام علی(ع) را برپا میکنیم!!

در شب عید قربان، مراسم شام غریبان برای مسلم بن عقیل(ع) برگزار میکنیم.

ایام عزاداری صادقیه- به مناسبت25شوال، سالروز شهادت امام صادق(ع) و مسلمیه-به مناسبت شهادت مسلم بن عقیل در روز9ذی الحجة و... جعل و وضع میکنیم.

برای عزاداری و نوحه سرائی در شهادت پیشوایان دین و اهل بیتشان(س) به یک روز و یک شب و یک بار بسنده نمی کنیم.و یک دهه یا دو دهه مراسم میگیریم. مانند: دهۀ اول محرم،دهۀ دوم فاطمیه و...ولی برای ولادتها چنین نمی کنیم.و به خود زحمت اندیشیدن نمی دهیم که :

آیا همین معصومین بزرگواری که اینطور مراسم عزاداری کلیشه ای و تکراری برایشان برگزار میکنیم. بعد با کلی تفاخر و .... ادعای حضور آن معصومین را درمراسمهایمان داریم، به این شکل گرامیداشت شهادتشان رضایت دارند و خشنودند؟

بعد ازعیدغدیر به استقبال ماه محرم می رویم.و اینگونهروزبیست و چهارم ذی حجة -روز مباهله و اثبات حقانیت دین اسلام-را به حاشیه رانده و آن را نادیده می گیریم.
در روز آغاز امامت حضرت مهدی(عج)، مراسم جعلی و وحدت شکن عمرکشان را برپا میکنیم.در حالی که تاریخ قتل عمر 27ذی حجه است نه 9ربیع الاول.و این مراسم تفرقه افکن و وحدت شکن،خلاف نصّ صریح قرآن است که می فرماید:

« واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرّقوا.....» سوره آل عمران/آیه103

 « همه چنگ در رشته ی دین زنید        نفاق و جدائی به دور افکنید»

خلاصه آن که:
آنقدر مراسم عزاداری در سوگ شهادت معصومین و خاندان مطهرشان(س) را شلوغ و پرسروصدا برگزار میکنیم که گویی تنها مراسم اسلامی،عزاداری و تنها رسم مسلمانی اشک و آه و غم است.
کافی است مروری بر نحوه ی برگزاری شهادتها و ولادتها کنیم.
آیا اگر در غم شهادت حضرت فاطمه(س)، دو دهه ایام فاطمیه می گیریم و در این دو دهه هر جشن و شادی اعم از تولد و نامزدی و عروسی را ممنوع و تحریم می کنیم، در مورد تولدشان هم چنین می کنیم و نه دو دهه لااقلّ یک دهه جشن و شادی برپا می کنیم؟
درمورد ائمه ی اطهار(س) چطور؟
آیا اگر آن استقبال و بدرقه ی مفصّل و گسترده که از چند روز قبل از سالگرد شهادت آنان تا چند روز بعد از شهادتشان داریم برای ولادتشان هم داریم؟
به تقویم نگاه کنیم:
تعطیلی روز فرخنده و مبارک تولد امام رضا(ع) را حذف و شهادتشان را بجای آن تعطیل کردیم!!!
سوال:
از میان تعطیلی های رسمی برای مناسبتهای قمری و مدهبی پیرامون پیشوایان معصوم(س) چند مورد برای ولادت و چندتا شهادت آنها بوده است؟
حدس می زنید تعداد تعطیلی های رسمی شهادت بیشتر است یا ولادت؟
متأسفانه حدستان درست است.
تعطیلی های شهادت بیشتر است.
شاهد مثال:
تعطیلی های رسمی در تقویم به مناسبت شهادت پیشوایان معصوم(س) به ترتیب ماه قمری:
محرم:
1و2:نهم و دهم: تاسوعا و عاشورای حسینی(ع)
 صفر:
3. روز بیست و هشتم:شهادت حضرت محمد(ص) و امام حسن مجتبی(ع)
4. روز آخر: شهادت امام رضا(ع)
جمادی الثانی:
5. روز سوم:شهادت حضرت زهرا(س).
رمضان:
6.روز بیست و یکم: شهادت امام علی(ع)
شوال:
7.روز بیست و پنجم: شهادت امام صادق(ع).
7روز تعطیل به مناسبت شهادت پیشوایان معصوم(ع).
حال روزهای تعطیلی به مناسبت ولادت آن راهبران معصوم(س):
ربیع الأول:
1.روز هفدهم:ولادت حضرت محمد(ص)و امام صادق(ع).
رجب:
2.روز سیزدهم: ولادت امام علی(ع)
شعبان:
3. روز پانزدهم: میلاد حضرت مهدی(عج).
سه روز تعطیلی به مناسبت شاددر برابر7روز تعطیلی عزا.!!!
حتی اگر 4عید: مبعث(27رجب)؛فطر(اول شوال)؛ قربان و غدیرخم(دهم و هجدهم ذی الحجه) را به این مناسبتهای شاد تعطیل بیفزائیم،نتیجه تساوی7-7 می شود!!!
پرسش:
آیا این معصومین نیز چنین می خواهند؟
آیا آنان نیز خواستار آنند که در عزایشان به یک روز و یک شب بسنده نکنیم و در عوض برای جشن و شادی ولادت مبارک و زندگی سازشان به یک شب اکتفاء کنیم؟
آیا برای آن بهترین راهنمایان راهبر و راهگشا(س) برپائی مجالس سوگواری بعد از شهادتشان مهمترین دغدغه ها بوده است؟

اگراز برپاکنندگان یا حداقلّ شرکت کنندگان فعال در این مجالس سوگواری و عزاداری شهادت معصومین(س) هستید، به این سؤالات پاسخ می دهید؟
دستاورد و بازده این مجالس عزاداری چیست؟
در این مجالس:
چقدر با سبک زندگی آن بهترین معلمان و راهبران زندگی آشنا شدیم؟
چقدر تلاش کردیم از آنها بیاموزیم؟
در این مجالس:
با خود عهد می کنیم که توشه ی ما از این مراسم، الگو گرفتن از یک نمونه گفتار یا رفتارشان باشد؟
چقدر و چگونه تمرین مسلمان مومن و شیعه بودن را می کنیم.
منظورم از مسلمان، مومن و شیعه همان معنایی است که در مطالب پیشین این وبلاگ بیان می شد:
مسلمان: کسی که در عین تسلیم خدابودن،دیگران از فکر و قول و فعل او در سلم و سلامتند.
مؤمن: کسی که با پشتوانه ی ایمان به خدا امنیت بخش به خود و دیگران است.
شیعه:کسی که با پندار و گفتار و کردار نیکش، اشاعه دهنده ی سیره و سنّت ائمه اطهار(علیهم السلام) است.
چقدر به آنها نزدیک شده ایم؟
چقدر تحول و رشد در ظاهر و باطنمان داشتیم؟
آیا پس از خروج از این مجالس گفتار و رفتارمان به گونه ای بود که دیگران از تغییرات مثبت و رو به رشد درخصوصیات اخلاقی و رفتاری ما بفهمند که از مجالس یادبود آن بهترین روشنگران راه زندگی آمده ایم؟
آیا گفتار و رفتارمان در این مجالس و پس از خروج از آنها در راستای عمل به این سفارش مؤکّد آنان بوده است که :
« کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا» « باعث زینت ما باشید و باعث شرمندگی ما نباشید.»
و بسیاری سؤالات دیگر.
پاسخمان به این سؤالات چیست؟
اگر پاسخ قابل قبولی نداریم.پس چرا در این مجالس شرکت می کنیم؟
هدفمان از شرکت در این مجالس، بیان یا اثبات چه چیزی است؟

بسیار گفتیم و نالیدیم. اما راهکارها چیست؟

پاسخ کوتاه و در حد بهره ی علمی اندک نگارنده در مطلب بعدی انشاءالله.

همچنان منتظر نقدها و نظرات سازنده و مفید شما در جهت رفع اشکالات و اشتباهات این نوشتار هستم.

تو را من چشم در راهم

                                                                        الحمد لله ربّ العالمین

تا درودی دیگر بدرود