بسم الله الرحمان الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محوّل الحول و الاحوال

حوّل حالنا الى احسن الحال

سلام و صدسلام بر خوانندگان صدمین مطلب این وبلاگ.

با مهرورزى بیکران و همیشگى یزدان مهرآفرین مهرگستر این وبلاگ صدتایى شد.

از این بابت خداوند تبارک و تعالی را بی نهایت سپاسگزارم.

و خداوند را سپاسگزارترم که صدمین مطلب این وبلاگ مقارن با حلول سال جدید و آغاز بهاری نو شد.

گرچه بنا بود این مطلب در ادامه ی سلسله مطالب«سیمای راستین اسلام» باشد ولی بدلیل تقارن صدمین مطلب این وبلاگ با آغاز سال نو و بهاری دیگر،در چند مطلب به این موضوع پرداخته سپس مطالب پیشین ادامه می یابد.

فصل بهارِ سال1394هجرى شمسى و عید نوروز فرا رسید.

بیائیم تأمّلى هرچند کوتاه بر هر یک از این واژه ها کنیم:

فصل، بهار،عید.نوروز,هجرى,شمسى.

از فصل بهار آغاز کنیم:

فصل: بریدن و جداکردن دو چیز از همدیگر. به طوری که بین آن دو فاصله بیفتد.

پس حال که فصلی بهاری آغاز می شود.ما نیز از زمستانی بودن جدا شویم و بهاری شدن را آغاز کنیم.

بهار:اصل این کلمه « به آر» است:

به(بهترین)+ آر(آورنده):یعنی آورنده ی بهترین.

در این فصل همه چیز بهاری می شود و بهترین حالت خود را تجربه می کند:

بهترین حالت زمین: زنده شدن و شادابی آن.

بهترین شکل طبیعت: سرسبزی و طراوت آن.

بهترین حالت چشمه و رود و جویبار: جاری و چر آب بودن آن.

بهترین حالت هوا: نه گرمای تاب ستانِ تابستان و نه سرمای طاقت فرسای زَم سِتان.

حالتی لطیف و خنک و ملایم:بهاری.

بهترین حالت ابرها: پر باری و بارش از آنها.

و...

بهار فصل شکفتن و شکوفائی است.فصل بهترین ها و زیباترین ها.

پس ما نیز در بهار- فصل شکفتن و شکوفائی- بهاری شویم و بهترین ها را برای خود بیاوریم و شکوفا کنیم.

بهترین شکل انسان بودن را. و شکوفا کردن استعدادها و ظرفیتهایمان.

به یاد داشته باشیم این آیه ی مبارکه را:

« بأیّ ذنب قتلت» « که کشتیدشان با چه جرمی به زور»   سوره تکویر/آیه9

آیة الله طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن در ذیل این آیه بیان می کند که کسانی که استعدادهائی را که خداوند به صورت بالقوه در فطرت آنان نهاده،شکوفا نکرده وبه فعلیت نمی رسانند هم مخاطب این آیه هستند و باید پاسخگو باشند.

و بدانیم طبق این آیه که چهار بار در قرآن تکرار شده است:

« لا یکلّف الله نفساً إلّا وسعها»

خداوند از ما فقط یک تکلیف خواسته است:

وسعت دادن خودمان و ظرفیتهای درونیمان.

قبلا هم در مطلب:

«سیمای راستین اسلام چیست؟(1)- اسلام دین مهرآفرینی،مهرورزی و مهرگستری است یا...؟»

از همین وبلاگ بیان شد که:

روانشناسان برای انسان سالم سه نشانه ذکر کرده اند.

و دومین نشانه ی آن این بود:

همواره به دنبال کشف و شکوفائی استعدادهای بالقوه خود باشد.

و از جمله ی این استعدادهای بالقوه خلاقیت است.

مگر خداوند در آیاتی از قرآن به خلاقیت خود اشاره نفرموده؟

«إنّ ربّک هو الخلّاق العلیم»                                        سوره حجر/ آیه86

« همانا که آفریینده ی تو ای سلیم                         بود آفرییننده ای بس علیم»

«.... بلی و هو الخلّاق العلیم»                                     سوره یس/آیه81

« همانا که او هست قادر به کار                            که خلّاق داناست پروردگار»

 پس چرا ما بندگان خدا که پروردگارمان هنگام خلقتمان از صفات خود در فطرت ما به ودیعه نهاده این خلاقیت را شکوفا نکنیم؟ و چرا برخلاف آیه ی قرآن روزهایمان یکسان باشد و هر روزپدیدآورنده ی اثری نو و بدیع نباشیم؟

مگر امام علی (ع) نفرموده است:

« من ساوی یوماه فهو مغبون»«کسی که دو روزش مساوی باشد،زیانکار است»

اما چگونه این امر را تحقق بخشیم؟

با عید کردن و نوروزی شدن.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

                                              فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

یعنی چه؟

عید: از ریشه ى عود به معناى بازگشت است.

بازگشت به چه؟چرا؟چگونه؟

واژه ى عید تنها یک بار در قرآن امده است,آنجا که حضرت عیسى(ع) در پاسخ به درخواست حواریّون از خداوند درخواست مائده اى آسمانى مى کند و مى فرماید:

« اللّهم ربّنا انزل علینا مائدة من السماء ان تکون لنا عیدا لاوّلنا و آخرنا و آ یه منک وارزقنا و أ نت خیرالرازقین»

سوره مائده/آیه114

« پس عیسى بن مریم بگفتا به رب           بر او باز بنمود دست طلب

که پروردگارا کنون روى مهر.                      غذایى به ما ده ز نیلى سپهر

شود نیک عیدى بر این بندگان                  چه بر حاضران و چه آ یندگان

شود رزق ما آیتى آ شکار                        که رزاق برتر تویى کردگار»

قابل دکر است این آیه تنها آیه قرآن است که هنگام دعا،خداوند با« الّلهم ربّنا» خطاب شده است.درحالى که در دعاهاى دیگر قرآنى به ربّنا یا ربّ بسنده شده است,

در تفسیر این آیه و لغت نامه ها،معانى متعددى براى واژه عید دکرشده است,ازجمله:

1.عید، در لغت از ماده ی عود به معنی بازگشت به مبدأ نخستین است بعد از انصراف و دور شدن از آن. و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می شود و بازگشت به پیروزی ها و راحتی های نخستین می کند، عید گفته می شود

2.عید یعنی:روزجشن, هرروزی که فرخنده و مبارک باشد و در آن یادبودی باشدازخوشی وشادی برای مردم.

3.عید را از آن جهت عید می گویند که هرسال با شادی جدید عود می کند و تکرار می شود.

با توجه به این تعاریف و معانی می توان مفهوم این سخن زیبا و عمیق امام علی(ع) را دریافت.

« کلّ یوم لایعصی الله فیه فهو یوم عید»

« هر روزی که در آن، معصیت خداوند نشود، عید است»

پس هرروزی که در آن نافرمانی خدا را نکنیم، آن روز به مبدأ خود- فطرت پاک الهی در ابتدای خلقتمان- بازگشته ایم.پس بابت این بازگشت و کسب مجدد این پاکی و آرامش حاصل از آن، باید شاد بود و جشن گرفت.

نوروز.

این واژه برایم تداعى کننده ى این آیه از سوره الرحمان است که بدلیل بیان جلوه های زیبای نعمات خداوند و زیبایی آیات آن به عروس قرآن مشهور شده- و متأسفانه ما این عروس قرآن را در مراسم ترحیم اموات و مردگان میخوانیم- و خداوند در آن فرموده است:

«یسئله من فی السّموات و الأرض کلّ یوم هو فی شأن»  سوره الرحمن/آیه29

« هرآن که بود درزمین و آسمان                       بجوید نیاز ازخدا هر زمان

خدائی که هرلحظه کاری جدید                        بدان قدرت خویش سازد پدید»

هرروز نو می شود. ما چه؟ ما هم نو می شویم؟

باید نو شویم.

پرسش: چگونه؟

پاسخ:

با هجرت شمسی

هجری شمسی:

مبدأ تقویم ایران پس از اسلام،هجرت سرنوشت ساز حضرت محمد(ص) از مکه به مدینه است.

آیا ما نیز نباید هرسال هجرت کنیم؟

هجر:جدا شدن و بریدن، ترک کردن و دور شدن و اعراض کردن

پس:

هجرت: جداشدن از وضع موجود جهت نیل به وضع مطلوب و مقصود.

پس می توان گفت:

هجرت:حرکتی است ارادی، آگاهانه،هدفمند و جهت دار به سمت تعالی و کمال مطلوب.

پس من نیز از ابتدای سال باید هجرت را آغاز کنم.هجرتی باطنی و درونی: از خودم خودی دیگر بسازم.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

آیا میخواهید برایتان بگویم مهاجر چه کسى است؟

مهاجر کسى است که از بدیها و آنچه خداوند حرام کرده، دورى نماید.

فراموش نکنبم تنها موعظه ای که خداوند به رسول الله(ص) امر فرمود که به تمام انسانها

- اعم از هر دین و مکتب و مذهب و نژاد و..که هستند- بفرماید، این بود:

« قل إنّما أعظکم بواحدةأن تقوموا لله مثنی و فرادی...»  سوره سبأ/آیه46

« به مردم بگو من که بس آگهم                   شما را یک اندرز خوش می دهم

که دو دو و یا یک نفر یک نفر                        بخیزید که آید ز یزدان ظفر»

پس باید بهاری شوم در این سال هجری شمسی با هجرتی خورشیدوار. یعنی چه؟

مانند خورشید بخشش و دهش داشته باشیم:

خورشید نور، انرژی، گرما، شادابی، نشاط، آرامش و... می بخشد. و در یک کلام: زندگی می بخشد و حیاتبخش است.

و این بخشش و دهشهایش همیشگی هستند و برای همگان، بی آن که آلوده  به پلیدیهائی نظیر: منّت، اذیت، خشم، کینه و...- که مغایر با فطرت پاک و شفاف است-شود.

ما نیز چنین باشیم.و این سخن گرانبهای خاتم الأنبیاء(ص) را آویزه ی گوش جان خود کنیم که:

«بهترین زندگی،زندگیِ زندگیساز است.»

« الشمس تجری لمستقر لها» سوره یس/آیه38

علم نجوم به تازگی ثابت کرده است.که منشأ انرژی گرمائی و نورانی و..در خورشید، همجوشی هسته ای حاصل از فرآیند تبدیل هیدروژن به هلیم است.که در طی این فرآیند انرژی بسیارزیادی آزاد می شود.

پیس معلوم شد: منشأ و منبع این همه بخشش و داده های خورشید مانند:نور و گرما و نشاط و...جریان و تغییر و تحول و تبدیل شدن در درون اوست.

ما هم این من های کاذب را به من حقیقی و پاک تبدیل کنیم.

نتیجه آن که:

با بهاری و نو شدن در این سال هجری شمسی، عملا اجابت دعای تحویل سال را در خویش متجلی کرده ایم و باعث شده ایم.امسال ما بهتر از سال قبل باشد.

فراموش نکنیم

عرض عمر از طول عمر مهمتر است.

هرسال به عمر زمینی ما اضافه میشود. بیائیم همراه با اضافه شدن عمر زمینی،آگاهانه خواسته و دانسته به عمرحقیقی و انسان گونه زیستن خود بیفزائیم.

به یاد داشته باشیم:

برخی 70سال عمر می کنند و برخی دیگر یک سال را هفتاد بار تکرار می کنند. ما از کدام دسته ایم؟

نیما یوشیج در تولد یک سالگی پسرش نوشت:
پسرم یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی
زین پس همه چیز جهان تکراریست
جز محبت و مهربانی ...

حسن ختام این مطلب:

اگر گفتی که بتوانم برو می کن که بتوانم

                                            اگر گفتی که نتوانم برو بنشین که نتوانی

و پرسش آخر:

این عید کردن،نوروزی و بهاری شدن هجری شمسی چگونه محقق میشود؟

راههای متعددی هست.یکی از این راهها « طرح ستاره» است.

طرح ستاره؟این دیگر چه طرحی است؟

به امید خدا در مطلب بعد توضیح مختصری در مورد این طرح، داده می شود.

سالی سرشار از هفت سین: سلامت، سعادت، سربلندی، سُرور، سَروری، سرسبزی و سرزندگی پیش رو داشته باشید. ان شاءالله.