بسم الله الرّحمان الرّحیم

سلام.

سال1380بود.اولین سالى که تعطیلات عید با ماه محرّم مقارن شده بود.و

هفتم فروردین مصادف با اول محرّم بود.

افرادى بودند که قصد و سعیشان این بود که مسافرت و دید و بازدید عیدشان را تا ششم فروردین انجام دهند.مبادا دید و بازدید و تبریک عید گفتن در روزهای بعدی،بى حرمتى به امام حسین(ع) باشد.خصوصا اینکه در کشور ما- برخلاف سنت صحیح و اصولی- عزادارى براى امام حسین(ع) و انصارش تا روزشهادت و نهایتا شام غریبان ایشان است و بعد از آن به پایان می رسد!!!

کسانى هم که خود را سخت مقیّد به رعایت حرمت ماه محرّم کرده بودند، سفره هفت سین نچیدند. آجیل و تنقلات را از وسایل پذیرایى خود حذف کردند,و در دیدوبازدیدهایشان به جاى تبریک سال نو مى گفتند:

«لعنت بر یزید»

حتى سال بعد-سال81- که تاسوعا و عاشوراء همزمان با چهارم و پنجم فروردین شد، کسانى بودند که دیدوبازدید عید خود را بعد از به اصطلاح سومِ امام آغاز کردند.

آن سال، اولین تجربه ى من از تقارن عید نوروز و محرّم بود.

سالهاى بعد باز هم تقارن عید و عزا پیش آمد:

سال84:تقارن اربعین حسینی با 11فروردین.

سال 85:اول فروردین:اربعین حسینی.

9 و10فروردین:شهادت رسول الله(ص)و امام حسن(ع)و شهادت امام رضا(ع)

سال 86: 8فروردین مقارن با هشتم ربیع الأوّل:شهادت امام حسن عسگرى(ع).

همانطورکه در سالهاى پیش از آن هم شده بود:

سال71: 4 فروردین مقارن با21 رمضان:شهادت امام علی(ع).

سال74: 6 فروردین هم زمان با25شوال:شهادت امام صادق(ع).

و...

و امسال شهادت حضرت زهرا(س) با چهارم فروردین ماه مصادف شد.

حال سؤال اینجاست:

در اینگونه مواقع چه باید کرد؟

عید بگیریم یا عزا؟شاد و خندان باشیم یا غمگین و محزون؟

شیرینی و آجیل میل کنیم و سفره هفت سین بچینیم یا خرما و شمع بر سفره بگذاریم؟

واقعا تبریک عید گفتن یا آجیل خوردن توهین به معصومى است که شهادتش با عید و آغاز سال تقارن یافته است ؟

آیا به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س)باید سال را با عزادارى ایشان آغاز کنیم؟

سال قبل که شهادت حضرت فاطمه(س)مصادف با چهاردهم فروردین بود،مطلبى نوشتم با عنوان:«ایام فاطمیه سپرى شد اما دریغ از,,,»

و در آن مطلب، این اشکال و معضل را مطرح کرده بودم که:چرا اینقدر کلیشه و تقلید و تکرار بدون هیچ خلاقیت و کار بدیع و مفید؟

و در مطلب« سیمای راستین اسلام چیست؟(3)- آسیب شناسی عزاداریها»

که در اسفندماه93نوشته شد، به نمونه ای از این تقلید و تکرارهای بدون تفکر و تعمّق و تحقیق و ریشه ی داستان دروغین بین در و دیوار ماندن حضرت زهرا(س) و دلیل حقیقی مصدوم شدن ایشان و سقط فرزندشان اشاره کردم.

بیائیم در این روز فاطمى بودن-به معناى اصیل و حقیقى آن-را تمرین کنیم.

فاطمى بودن به معناى این نیست که:

به حرمت ایشان عید نگیریم و شاد نباشیم,

فاطمى بودن این نیست که:

سوگوارى و عزادارى براى ایشان را مقدّم و ارجح بر دیدوبازدید عید و شادى کردن بدانیم.

فاطمى بودن این نیست که:

بجاى تبریک سال نو،لعنت بر قاتلان حضرت زهرا(س) کنیم.

فاطمى بودن این است که: مانند فاطمه(س) زندگى کنیم. و در مسیر ایشان 

گام برداریم.

مانند ایشان زندگىِ زندگیساز داشته باشیم.

مانند ایشان بدانیم و تشخیص دهیم:

چه زمانى باید سر سجاده باشیم و نماز و ذکر مستحبى بجا اوریم و چه زمانى حاضر دراجتماع-ولو در جمع مردان-باشیم.

چه زمانى به مسجد جهت اداى نمازهاى یومیه با اقتداء به امام جماعت برویم و

چه زمانى ازمسجد به عنوان محمل احقاق حق ودفاع ازامام مظلوم(ع) بهره ببریم

چه زمانى در خانه باشیم و به مدیریت خانه و تربیت فرزندان اهتمام ورزیم و چه زمانى

حضور مفیددر جامعه-میان مردان و زنان نامحرم و بیگانه با حقیقت دین- داشته باشیم

قدری تأمّل کنیم:

آیا حضرت زهرا(س)بعد از ظلم ابوبکر و عمر و حامیانشان به امام على (ع)و غصب حق مسلّم ایشان نمی توانست بر سجاده بنشیند و آنها را نفرین کند؟

پس چرا بجاى سجاده نشینى به مسجد رفت و آن سخنرانی آتشین- که دادستان و دادخواه مظلوم از ظالم بود- را ایراد فرمود؟

چرا آن سخنرانی ایشان به خطبه ی فدکیه مشهور شد.درحالی که ایشان در آن خطبه تقاضای فدک را نکردند؟ اصلا محتوای آن خطبه چه بود؟

آیا تا به حال آن خطبه را خوانده و در مورد محتوا و مضامین آن اندیشیده ایم؟

آیاتا به حال درمورد سوالات فوق و بسیاری سوالات ضروری و اساسی دیگر در مورد حضرت فاطمه(س) اندک تأمّلی کرده ایم؟

حضرت زهرا(س)نه تنها معلم زنان زمان خود بلکه تمام زمانها و مکانهاست.

بیائیم شاگردانی راستین برای آن معلم جاوید باشیم.

بیاییم بشناسیم انتظار حضرت فاطمه(س)-دختر نبوت,همسر ولایت و مادر امامت- از ما چیست؟

بیاییم همچون ایشان بشناسیم:

حق و باطل را.ظالم و مظلوم را.راههاى احیاى حق و دفاع از مطلوم را.

بشناسیم و بهره ببریم از فرصتهاى مناسب جهت حفظ ثمره ى 23سال رسالت خاتم الأنبیاء(ص).

حضرت فاطمه(س)منتظرزمان وفرصت نماند.فرصت را ساخت.زمان را مدیریت کرد.

حضرت زهرا(س)نیک مى داند مطرود کردن امام على(ع) آغاز راهى است جهت مهجور و متروک کردن قرآن و بازگشت به سنّتهاى جاهلى.

لذا از همان آغاز و ابتداى آن مسیر نادرست، مبارزه را شروع میکنند.

بجاى نشستن بر سجاده و نفرین کردن حرکت مى کند از تنها سلاح مؤثرش- یعنى زبان تیز و حقگو- جهت مبارزه با بدعت استفاده مى کند,

کوتاه نمی آید,تسلیم شرایط نمی شود,بجای اسیر شرایط بودن، امیر شرایط می شود.

به خدا واگذار نمی کند.

مى داند اولین خشت دیوار بدعت که در دین نهاده شود. مغز و هسته ى دین به خطر مى افتد و با بالا رفتن این دیوار کج از دین جز قشر و پوسته اى چیز دیگرى نمی ماند,

بیاییم فاطمى و فاطمه گونه مبارزه کنیم با بدعتها,

چقدر ماجرای مظلومیت حضرت زهرا(س) با این سخن دکتر شریعتی در مورد امام حسین(ع) همخوانی دارد:

«امام حسین(ع) بیشتر از آب، تشنه لبیک بود. افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.»

باور کنیم و بپذیریم:

حضرت فاطمه(س) نیز دردی عظیم تر و عمیقتر از شکستن پهلو و...داشت.

باور کنیم و بپذیریم:

با خطاب ایشان(س)به عنوان بانوی پهلوشکسته، ظالمانه به ایشان توهین میکنیم!!!

باور کنیم و بپذیریم:

مظلومیت ایشان بخاطر داستان جعلیِ بین در و دیوار ماندن و شکستن پهلو و کبودی بازوی ایشان نیست.

بخاطر این است که کسی فریاد دادخواهی ایشان را نشنید و درد دل ایشان را نفهمید.

باور کنیم.... و بسیاری حقایق دیگر که باید باور کنیم و بپذیریم.

و مهم تر از همه:باور کنیم و بپذیریم به بیراهه رفتیم.

پیامک تسلیت یا ارسال زنجیره ی میلیونی صلوات برای حضرت فاطمه(س)، تحریم سفره هفت سین و آجیل و شیرینی،شرکت در مراسم عزاداری حضرت زهرا(س) در مساجد و حسینیه ها بجای دیدوبازدید عید و...یادکرد و گرامیداشت ایشان نیست.

یادبود و گرامیداشتشان:

شنیدن صدای ایشان و شناختن درد ایشان و گام نهادن در راه ایشان است.

مگر رسول اکرم(ص) نفرمود:

« هر که دخترم فاطمه(س) را شاد کند مرا شاد کرده است و هر که مرا شاد کند، خدا را شاد کرده است.»

پس با شناخت درد حقیقی حضرت زهرا(س)و شنیدن فریادش بر اولین بدعت در دین اسلام و مبارزه با مظاهر بدعت و انحراف،او ورسول الله(ص)را شاد کنیم.که در آن صورت:

هم امر ایشان(صلی الله علیه و آله) را اطاعت کرده ایم که فرمودند:

« إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و إلّا فعلیه لعنه الله.»

« هنگامی که بدعتها ظاهر شود, پس بر اهل علم واجب است که علمش را آشکار کند. درغیر اینصورت لعنت خدا بر او واجب میشود.»

هم گوش جان به این فرمان امام رضا(ع)سپرده ایم که فرمودند:

« أحیوا أمرنا» « امر ما را زنده کنید.» پرسیدند:« چگونه امر شما را زنده کنیم؟»

فرمودند: « حقایق سخنان ما و محاسن کلام ما را برای مردم بیان کنید.»

« لو علم النّاس محاسن کلامنا، لاتّبعونا.»

« اگر مردم زیبائیهای کلام ما را بشناسند، قطعا از ما پیروی می کنند.»

و هم منتظر و پیرو حقیقی بودن حضرت ولیّ عصر(عج) را ثابت کرده ایم.زیرا:

امام علی(ع) در توصیف حضرت مهدی(عج) می فرماید:

«یحیی میّت الکتاب و السنه»«قسمتهای مُرده ی کتاب خدا و سنّت را احیاءمیکند»

همان امام علی(ع) که در یکی از آخرین خطبه هایشان- که اشکهای حاضران را جاری ساخت- به یاد دوستان و یاران گذشته اشان، ازجمله « عمّار» فرمودند:

« أین إخوانی الذین رکبوا الطریق و مضوا علی الحق؟»

« کجایند آن برادرانم که برجاده حق سوار بودند و بر حق از دنیا رفتند؟»

« أین عمّار؟....أوّه علی إخوانی الذین قرؤو القران فأحکموه و

تدبّروا الفرض فأقاموه

و أحیوا السنه و أماتوا البدعه»

« کجاست عمار؟ آه بر آن برادرانم که

قرآن را خواندند و دستورات آن را محکم کردند. 

در واجبات دین تدبر کرده و آن را بربرپاکردند.

سنت (خداو رسولش(ص)) را زنده کردند و بدعت را میراندند.»

بیاییم با اتّکاء بر خداوند،فاطمی گونه آغازگرحرکت احیای حقیقت ثقلین-کتاب الله و عترت رسول الله(ص)- باشیم.

حسن ختام این مطلب دعای نویسنده ی متعهد-سیدمهدی شجاعی-است:

« خدایا در مظلومیت دین تو این بس که اغلب مدافعانش یا جاهلان متعصبند یا عالمان ریاکار یا منفعت جویان غدّار.

و چه کم اند در این میانه آنان که دین را برای تو می خواهند نه برای خود.

دینت را آن چنان که هست به ما بیاموز و به ما بیاموز که خود را خادم دینت بدانیم و نه دینت را خادم خود.»

همچنان منتظر نقدونظرات مصلحانه و مفید شما خوانندگان فهیم و فرهیخته هستم.

ربّ زدنی علما