بسم الله الرحمان الرحیم

سلام.

سلامی چو بوی خوش آشنائی               بر آن مردم دیده را روشنائی

در انتهای مطلب قبلی- که در مورد امتحان کلاسی دین و زندگی بود- چند سوال مطرح شد که در اینجا به پاسخ آن سوالها نائل میشوید.

جهت حسن مطلع، ابتداء به گزیده ای از پاسخهای بچه ها به سؤال

« و...(و چندتا نقطه)» اشاره می کنیم.

قبل از آن، ذکر یک نکته خالی از فایده نیست:

در دفعات اول برخی دانش آموزان می پرسیدند:

« خانم، هرچی می نویسیم، باید با و شروع شده باشه؟»

با وجود اینکه برایشان توضیح مکرر می دادم که منظور از این سوال چیست، ولی گویا چنددانش آموز با پاسخهایشان به این سوال نشان  دادند که متوجه توضیحاتم نشده اند. پاسخهایی مانند:

و اینجا ایران است.

و اینجا دبیرستان حضرت زهرا(س) و من ..... دانش آموز سوم تجربی این مدرسه هستم.

حال بخوانید گزیده ای از پاسخها را :

همچون باران باش که نیک و بد از آن بهره می برند.   امام حسین(ع)

هدفهای بزرگ داشته باش اما قدمهای کوچک بردار.    امام علی(ع)

هرکس بد ما به خلق گوید                         ما دیده به بد نمی خراشیم

ماخوبی او به خلق گوئیم                          تا هردو دروغ گفته باشیم

تاریک ترین ساعت شب، نزدیکترین لحظه به طلوع خورشید است.

دانی که چرا خدا داده دودست                 من معتقدم که اندر آن سرّی هست

یک دست به کار خویش بگذاری               با دست دگر ز دیگران گیری دست

اگر اینقدر که دنبال نیمه ی گمشده بودیم دنبال دایناسور بودیم، تا حالا پیدا کرده بودیم!!

تنبلی مادر عادتهای بده. ولی چه میشه کرد؟ مادره و احترامش واجب!!!

شادبودنی هنر است که با شادی تو دلهای دیگر باشد شاد.

همیشه در را طوری می بندم که بتوانم دوباره آن را بازکنم.

خدایا مرا بخاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان می کنم، ببخش.

هیچ گاه در زندگی مغرور نباش.برگها وقتی از درخت می افتند که فکر می کنند طلا شده اند.

عبارت « میازار موری که دانه کش است» در فرهنگ قدیمی ما ایرانیها نشان می دهد که ما ایرانیها از اوّل آزار داشتیم!!!

در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت، این انسانهای سخت هستند که می مانند.

خوبیهای تو را روی سنگ می نویسم تا بماند. و بدیهایت را روی ماسه که آب ببرد.

مرداب به رود گفت: چرا اینقدر زلالی؟ رود گفت: چون می گذرم.

آن که با زندگی می سازد، زندگی را می بازد. با زندگی نساز. زندگی را بساز.

دست نیاز چو می کنی پیش کسی دراز            پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

یاد پسرهای قدیم به خیر.که با ذغال سبیل می گذاشتند تا شبیه باباهاشون بشند. نه پسرهای امروز که ابرو بر می دارند که شبیه مادراشون بشند!!!

نمی توانیم کاری کنیم که مرغان غم، بالای سر  ما پرواز نکنند، اما می توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه نسازند.

اهالی بهشت4 نشانه دارند:روی گشاده، زبان نرم، دل مهربان، دست بخشنده.

حرکت کن حتی آهسته، در ماندن می پوسی.   (دکتر شریعتی)

خدایا جهانم را بی الف نکن.

خدایا به بندگانت بگو خدا توئی نه آنان.

اهل دل دو خصلت ناب دارند: دلی سخن پذیر و سخنی دلپذیر.

از فردا نمی ترسم. خدای دیروز و امروزم فردا هم هست.

وای از آن « تقوا» که با یک « تق»، « وا» برود.

یادمان باشد خدا شانه هایمان را برای آن که بار غم باشند، نیافرید. آفرید تا گاهی آنها را بالا بیندازیم و بگوئیم: بی خیال. مهم نیست.

این جملات را کامل کنید:

1. من به هیچ دردی نمی خورم. . . . .

2. وقتی احساس خوبی به من دست میدهد. . . . .

3. اگر کنترلت رو از دست دادی،. . . . .

پاسخها:

1. این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند!!!

2. من هم با کمال میل به او دست میدهم.

3. نگران نباش. برو یکی دیگه بخر.

این جمله را به فارسی ترجمه کنید:              HMB2A4BR                                                 جواب: هاشم بدو آچار بیار.

و صدها نمونه ی دیگر شامل: ترجمه آیات قرآن، احادیث، شعر، سخنان نغز پرمغز، پ نه پ ، لطیفه، معما, انواع تست روانشناسی و موارد جذاب و مفید دیگر.

و این موارد فقط بیتی بود از هفتادمن مثنوی هنرنمائی این گلهای دوست داشتنی.

هنگام تحویل برگه های امتحانی به دانش آموزان در مورد نحوه ی نمره دادن به آن سوال برحسب نوع و تعداد پاسخها توضیحاتی دادم. در این میان دانش آموزانی که از ترجمه ی آیه ی قرآن و حدیث در جوابهایشان بهره برده یا برای آن سوال بیش از یک جمله نوشته بودند، مسرورتر بودند.چون نمره و امتیاز بیشتری نصیبشان شده بود.

سپس از تک تک دانش آموزان خواستم که جملاتی که برای سوال آخر نوشته اند، را بخوانند.مشخص بود با توجه به اینکه اکثر آنها بیش از یک جمله نوشته بودند و تمام جملاتشان را خواندند،برای انجام این کار زمان زیادی صرف شد.

وقتی از دانش آموزان خواستم حدس بزنند که هدفم از طرح سؤال

« و...(و چندتانقطه)» چه بود؟ پاسخهایی با شک و تردیددادند.

به آنهاگفتم:« چند هدف از این کار داشتم.

1. این که خودتون رو باور کنید و بدونید همه تون هنرمندید و استعداد و توانمندی گفتن جملات مفید و  زیبا که روی دیگرون تأثیر مطلوب بذاره و یا بیان لطیفه و شادکردن و خنداندن دیگران از راه معقول، مشروع و اخلاقی رو دارید.بدون اینکه لازم باشه برای این کار به لطیفه های ناپسند اخلاقی یا سیاسی یا به اصطلاح جوکهایی با مضامین تحقیر و توهین به معصومین(س) یا اعتقادات  مذهبی ما یا ادیان دیگر یا هموطنانمون متوسل بشید.پس اصلا خودتون رو دست کم نگیرید.

2. جواب به این سوال، بی رغبتی و دلهره و نگرانی شما به امتحان رو کمتر کنه.و لااقلّ به شوق جواب به این سؤال آخر با انرژی مثبت و نشاط بیشتری امتحان بدید.

3. از این مطالب زیباتون در کلاسهای دیگه هم استفاده کنم و اینطوری افراد بیشتری با این مطالب زیبا آشنا بشند.

4. مهم تر از همه: وقتی تو جلسه ی بعد از امتحان برگه هاتون رو میارم و با اینکه میدونم چقدر ازوقت کلاس گرفته میشه ولی ازتون میخوام مطالب زیبا و نشاط بخشتون رو بخونید. همین خوندن مطالب و خنده هاتون بعد از شنیدن لطیفه ها و پ نه پ ها، نوشتن مطالب نوی دوستاتون تو برگه های خودتون، یادگرفتن معماها و تستهای روانشناسی جدید و. شوخیهای بانمکتون در این مورد و...بهانه ای دیگه میشه برای اینکه یه زنگ شاد و پر انرژی دیگه با هم داشته باشیم.برای سپری کردن یه زنگ شاد دیگه تو درس دین و زندگی میشه.

بعدها تأثیر مثبت این کار رادر کلاسهای دیگرم هم دیدم.وقتی برای تدریس و توضیح مطلبی در کلاسهای قرآن پژوهی برای فرهنگیان و طلبه ها و...یا در کارگاههای آموزشی

« جذاب سازی کلاسهای دین و زندگی» برای دبیران دینی یا در مشاوره هایم برای دانش آموزان یا اولیای آنها یا دوستانم به این جملات استناد می کردم.

جالب اینجاست موقع امتحان پایانی دین و زندگی در ترم اول و دوم با این که دانش آموزان می دانستند که این سوال خاص، در آن امتحانها داده نمیشود. و بالطبع نمره ای هم ندارد. ولی برخی ازآنها بطور خودجوش و بدون توقع نمره ی اضافه، در انتهای سؤالات، این سوال را نوشته و به آن پاسخ میدادند.

همین امر باعث شده بود که دبیران مراقب جلسه ی امتحانی هنگام تحویل گرفتن برگه هاازدانش آموزان وقتی با تعجب با این سوال و پاسخ مواجه شده و علت این کار را از آنها می پرسیدند، پس از شنیدن پاسخ آنها درخواست کنند که پایین برگه های امتحانی درس آنها نیزچنین جملاتی بنویسند.

و جالبتر این بود که هنگامی که برگه های امتحانی را از دفترداران تحویل می گرفتم، قبل از  هر کاری ابتداء به انتهای برگه های آنان مراجعه می کردم تا ببینم به این سوالی که خودشان طرح کرده اند، چه پاسخی داده اند؟ و چه نشاط و انرژی مثبتی از این جملات زیبای آنها می گرفتم.

این قصه سر دراز دارد.

در مطالب بعدی که به امید لطف و  یاری همیشگی خداوند نمونه های دیگری از روشهای نو در امتحانات دین و زندگی بیان میشود هراهمان باشید.

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خشنود باشی و ما رستگار

خدا یار و نگهدار همیشگیتان باد