بسم الله الرحمان الرحیم

سلام.

سلام بر خداوندِ آفریننده ی روزها و هفته ها و ماهها

 اول ذیقعده با روز یکشنبه مصادف شده بود و سیل پیامکها در واتس آپ و وایبر و تلگرام و...که توصیه به ادای نماز روز یکشنبه ی ماه ذی قعده می کردند، جاری بود.

علاوه بر این پیامکها، برخی شبکه های تلویزیونی برای جا نماندن از این قافله ی کسب ثواب و تشویق به عبادت تاجرانه، یا از طریق زیرنویس یا توسط مجریان و کارشناسان مذهبی برنامه ها-که عمدتا هم از قشر روحانیون هستند- توصیه به ادای این نماز می کردند

و باز هم طبق معمول ذهنم را درگیر پرسشهایی شد که چون قطعا نمیتوانم انتظار دریافت پاسخهایشان را از این دانشگاه سراسری- به فرموده امام خمینی(ره)- داشته باشم، مانند همیشه خودم با اعتماد و امید به خدا درجستجوی پاسخها باید باشم.

در اینکه علاوه بر عبادات اجتماعی به عبادات فردی باید پرداخت شکی نیست.

و در این که این نماز نیز مانند نمازهای دیگر-واجب و مستحب-پاداش دنیوی و اخروی دارد نیز تردیدی نیست.

اما پرسش اساسی اینجاست:

چقدر پاداش؟

آیا واقعا این دو رکعت نماز این پاداش عظیم را دارد؟

ابتداءنگاهی به کیفیت این نماز و ثواب آن از دو کتاب دعا می کنیم:

آنچه که در کتاب مفاتیح الجنان- پرکاربردترین کتاب بین کتب ادعیه- در فضیلت این نماز ذکر شده است:

« کیفیت نماز روز یکشنبه ی ماه ذى القعده

بدان که این ماه اوّل ماههاى حرام است که حق تعالى در قرآن مجید ذکر فرموده و سیّد بن طاوس روایتى نقل کرده که ذى القعده محلّ اجابت دعا است در وقت شدّت و در روز یکشنبه این ماه نمازى با فضیلت بسیار از رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله روایت کرده که مجملش آن است که:

هر که آن را بجا آورد توبه اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضى شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش ‍ گشاده و نورانى گردد و والدینش از او راضى گردند و مغفرت شامل حال والدین او و ذریّه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند وبه آسانى جان او بیرون شود.

و کیفیّت آن چنان است که در روز یکشنبه غسل کند و وضو بگیرد و چهار رکعت نماز گذارد در هر رکعت حمد یک مرتبه و قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ سه مرتبه و مُعَوَّذَتَیْن یک مرتبه پس استغفار کند هفتاد مرتبه و ختم کند استغفار را به

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ الْعَظیمِ پس بگوید: یا عَزیزُ یا غَفّارُ.اغْفِرْ لى ذُنُوبى وَ ذُنُوبَ جَمیعِ المُؤ مِنینَ وَالْمُؤ مِناتِ فَاِنَّهُ لایَغْفِرُ الذنوب إلّا أنت»

اما بررسی این نماز در منبعی دیگر:

برای ماه پر برکت ذی‌القعده یکی از اعمالی که ذکر می‌شود، نماز روز یکشنبه این ماه است که پیامبر اکرم(ص) برای بجا آورنده آن بشارتی نیکو داده است:

«هر کس آن را بجا آورد توبه‌اش پذیرفته مى‌شود و گناهانش آمرزیده مى‌شود و سبب برکت براى نمازگزار و خانواده‌اش خواهد بود و در روز قیامت کسانى که از او طلبى و یا حقى دارند، از وى راضى شوند و با ایمان از دنیا مى‌رود و قبرش براى او وسیع و نورانى شود و پدر و مادرش از او راضى شوند و آن‌ها نیز مورد مغفرت خداوند قرار گیرند، ذریه او نیز بخشیده شوند و روزى او وسیع شود، فرشته مرگ به هنگام مردن، با او مدارا کند و به آسانى جانش را بگیرد».

در همین رابطه انس بن مالک می‌گوید:

رسول خدا(ص) در یکشنبه ماه ذیقعده از منزل بیرون آمد و فرمود:

«ای مردم! کدام یک از شما می‌خواهد توبه کند؟»

عرض کردیم: « همه می‌خواهیم توبه کنیم.»

فرمود: « غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز-در هر رکعت یک بار «حمد»،سه بار «توحید» و هر کدام از دو سوره معوذتین(فلق و ناس)  را یک بار- بخوانید، سپس هفتاد بار استغفار کنید و آن را به «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» ختم کنید. آن گاه بگویید:

«یا عزیزُ یا غفار، اِغفِرلی ذُنوبی و ذُنوبَ جَمیعِ المُومنینَ و المُومِنات، فَاِنّه لا یَغفِرُ الذُّنوبَ الّا اَنت».

سپس فرمود: « هر بنده‌ای از امت من این عمل را انجام دهد، از آسمان به او ندا می شود: ای بنده خدا! عمل خود از نو آغاز کن؛ زیرا توبه تو پذیرفته و گناه تو آمرزیده شد و فرشته‌ای از زیر عرش به او خطاب می‌کند: ای بنده! خجسته باد بر تو و فرزندان تو! و فرشته‌ای دیگر ندا می‌کند: ای بنده، دشمنان تو در روز قیامت از تو راضی خواهند شد و فرشته‌ای دیگر ندا می‌کند: ای بنده! تو مؤمن از دنیا می‌روی و دین تو از تو گرفته نمی‌شود و قبر تو گشوده و نورانی می‌شود.

و فرشته‌ای دیگر ندا می‌کند: ای بنده! پدر و مادر تو از تو راضی خواهند شد، اگر چه از تو ناخشنود باشند و پدر و مادر و فرزندان تو آمرزیده شدند و روزی تو در دنیا و آخرت گشوده و فراوان خواهد بود.

و جبرئیل ندا می‌کند: من همراه با فرشته مرگ می‌آیم و به او سفارش می‌کنم که با تو به نرمی رفتار کند و اثر مرگ حتی خراشی در تو ایجاد نخواهد کرد و فقط روح تو به آرامی از بدنت خارج خواهد شد.»

عرض کردیم:« ای رسول خدا! اگر بنده‌ای این عمل را در غیر این ماه انجام دهد، چه اثری خواهد داشت؟»

فرمود:« همانند آن چه توصیف کردم برای او خواهد بود و این سخنان را جبرئیل آن گاه که خداوند مرا به آسمان(معراج) برد، به من آموخت.»

(منبع:اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ترجمه محمد روحی، ج2، ص13 )

این پاداشهای عظیم و کثیر ذکر شده برای این نماز ،این احادیث را به یادم آورد:

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌واله فرمود:

« سیکذب علیّ کما کذب علی مَن کان قبلی، فما جاءکم عنّی مِن حدیث وافق کتاب الله فهو حدیثی، و أما ما خالف کتاب الله فلیس من حدیثی.»

بر من دروغ بسته خواهد شد؛ چنان که بر کسانی که پیش از من بودند، دروغ بستند؛ از این رو هر حدیثی از من به شما رسید که موافق کتاب خدا بود، آن حدیث من است و هر چه مخالف کتاب خدا بود، حدیث من نیست.بحار‌الأنوار، ج2 ، ص227

امام صادق علیه السلام می فرماید:

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در منا خطبه ای ایراد کرد و فرمود:

«أَیُّها النّاسُ ما جاءَکُمْ عَنِّی یُوافِقُ کِتابَ الله فَأَنا قُلْتُهُ وَ ما جاءَکُمْ یُخالِفُ کِتابَ الله فَلَمْ أَقُلْهُ» الکافی، ج 1، ص 69؛ وسائل الشیعه، ج 27، ص 111، ب 9.

ای مردم! آنچه از من به شما برسد و موافق با قرآن باشد، گفته ی من است و آنچه مخالف با قرآن باشد، آن را نگفته ام».


و خاطرات درس فقه الحدیث در دوران کارشناسی الهیات و معارف اسلامی- علوم قرآن و حدیث- در ذهنم تداعی شد.

در آن درس، بررسی متن و محتوای حدیث از لحاظ صحت و اعتبار و تشخیص حدیث ضعیف و جعلی از حدیث صحیح و معتبر را می آموختیم.

بخاطر دارم از جمله نشانه های تشخیص حدیث صحیح از حدیث ساختگی:

مخالفت آن حدیث با آیات قرآن و سنت(قول و فعل و تقریر) معصومین(ع) و بدیهیات عقلی است. و یکی از نشانه های تعارض و تغایر حدیثی با اصول سه گانه فوق:

نقل احادیثی است که برای اعمال نیک اندک، ثواب بسیار و برای گناه کوچک، عقاب سنگین رقم می زنند.

پس بیاییم به این دستور رسول الله(ص)- و نه توصیه ایشان- عمل کنیم:

در قرآن در اکثر موارد که از توبه سخن گفته،در ادامه و بلافاصله دو فعل ایمان و عمل صالح ذکر شده است.

چند نمونه از این ایات آسمانی ذکر می شود :

إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى، (طه/82).

« منم بگذرنده ز هر نیکمرد                           که هم توبه هم کار شایسته کرد

ره راست را از دل و جان گزید                         نه هرگز ز پیغمبر و دین بُرید»

«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ‌ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»                                                      سوره فرقان/آیه70

« مگر آن که توبه کند از گناه                  نکوکار و مؤمن شود بر اله

بدیهایشان را خداوندگار                              مبدل کند بر پذیرفته کار

چرا که خداوند مهر آورد                               پس از توبه از کارتان بگذرد»

 « فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»

                                                                               سوره مائده ایه39

« هر آن کس ستم کرد و توبه نمود               بدنبال جبران مافات بود 

خدایش پذیرد چو عذر آورد                           رحیمی که از هر خطا بگذرد»

« إلّا الّذین تابوا من بعد ذلک و أصلحوا فإنّ الله غفور رحیم» سوره نور/آیه5

« بجز آن که او خط توبه نوشت                 به اصلاح کوشد پس از کار زشت

 خدا مهربان است و زو بگذرد                   بر او بخشش و مغفرت آورد»

 «أنّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءً بِجِهالَةٍ ثُمّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأصْلَحَ فَإنّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»

                                                                                  سوره انعام/54

« اگر بی تعمد کسی بد نمود                     سپس رو به توبه دری را گشود

به جبران آن کرد شایسته کار                      صد البته بخشد ورا کردگار

رحیمی است یزدان که مهر آورد                  اگر کس کند توبه زو بگذرد»

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌فرماید:

« مقیّد کردن توبه به اصلاح برای این است که دلالت کند توبه وقتی محقق می‌شود که از روی حقیقت و واقع باشد، زیرا کسی که حقیقتاً به سوی خدای سبحان بازگشت کرد و به وی پناه برد، هرگز خود را به پلیدی گناه آلوده نمی‌کند. این است معنای توبه، نه فقط این که بگوید: أتوب إلی الله اما در دل همان آلوده‌ای باشد که بوده است.
پیام آیه این است که پس از ندامت می‌باید در عمل به جبران گناهان پرداخت. اگر حق الله از دست رفته، واجبات الهی قضا شود و اگر حق الناس پامال شده، به نوعی تدارک گردد و رضایت صاحب حق به دست آید. »

در کلام رسول الله(ص) آمده است:

« (خداوند خطاب به ملائکه فرمود:)آیا می‌دانید توبه کننده کیست؟

گفتند: خدایا! نه. فرمود:

وقتی بنده توبه کند و طلب کاران را راضی نکند، تائب نیست

و کسی که توبه کند و بر عبادت نیفزاید، تائب نیست

و کسی که توبه کند و لباس [نامناسب] خود را تغییر ندهد، پس تائب نیست

و کسی که توبه کند و رفیقان خود را تغییر ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگیرد]، تائب نیست

و کسی که توبه کند و محل نشستن خود را تغییر ندهد، تائب نیست

و کسی که توبه کند و فرش و تکیه گاه خود را تغییر ندهد، توبه کار نیست

و کسی که توبه کند و خوی و نیّتش را تغییر ندهد، توبه کار نیست

و کسی که توبه کند و قلبش را باز نکند (سعه صدر پیدا نکند) و دستش را توسعه ندهد (انفاق و سخاوت پیدا نکند)، تائب نیست

و کسی که توبه کند ولی آرزوی خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [و دست از غیبت و تهمت و ... برندارد]، تائب نیست

و کسی که توبه کند و اضافه قوت و غذای خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نیست و زمانی که [توبه کار] بر این اوصاف استقامت ورزید پس تائب است»      بحارالأنوار/ج6ص35و36

و نیز نقل شده است:

شخصی از روی غفلت در محضر امام علی علیه السلام گفت: استغفرالله.

حضرت به او فرمود:« آیا می‌دانی استغفار از چه درجه‌ بالایی برخوردار است؟»

سپس فرمود: «استغفار و توبه دارای شش پایه است:
۱- پشیمانی از گناهان قبل.
۲- تصمیم بر ترک گناه.
۳- ادای حق مردم.
۴- ادای حق‌الله.
۵- ذوب شدن گوشت بدن که از غذای حرام روئیده شده با حزن و اندوه.
۶- بدن انسان، درد اطاعت خدا را بچشد همانگونه که شیرینی نگاه را می‌چشد.
در این هنگام بگو: استغفرالله.»                                 نهج البلاغه/حکمت417

از تفکر و تدبر در آیات قرآن و روایات و احادیث فوق چه نتیجه ای استخراج می کنید و چه پیامی دریافت می کنید؟

قطعا با تفکر و تدبر در آنها پیامهای بسیاری درک می کنید. از جمله اینکه:

در آیات فوق دو فعل« أصلح» و « عمل صالحا» تکرار شده است.پس می توان گفت: راه توبه و جبران گناه، اصلاح آن گناه و عمل صالح متناسب و مرتبط با آن گناه است. به عنوان مثال:

اگر گناه آن شخص، قطع یک درخت بوده، تنها راه جبران آن، کاشت یک نهال است.

اگر ضرری به انسانی وارد کرده است- اعم از ضرر مالی، جسمی، روانی، عِرضی و...- باید جبران آن ضرر وارده با آن شخص- فارغ از سن،جنسیت، ملیت و دین و مذهبش- را کند.

اگر با ادا نکردن یک حکم عبادی- اعم از : نماز، روزه، خمس، زکات و...- آن را ضایع کرده است، شرط قبولی توبه و راه جبران آنها قضای کامل آن عبادت فوت شده  است.

اگر به محیط زیست آسیب زده، اگر از قانون عدول کرده.و بسیاری از اگرهای دیگر.

و به طور کلی اگر حقی از خود یا خدا یا دیگران و اطرافیان- اعم از انسانها و... یا محیط زندگی- تضییع کرده تنها راه جبران اصلاح آن خطاست.

پس با استناد به قرآن و سنت پیشوایان معصوم(ع) می توان گفت:

نماز مستحبی جبران واجب ترک شده یا منکر انجام شده را نمی کند.

چرا در حالی که این همه در سنّت پیشوایان معصوم(س) به ما امر شده که ظلم به انسانهای دیگر-به تعبیر دینی حقّ النّاس- را در همین دنیا جبران کنیم که حسابرسی در قیامت سخت و سنگین است و... آن وقت به صرف خواندن یک نماز مستحبی، حق الناس جبران، توبه ما مقبول و گناهانمان آمرزیده و دشمنانمان در قیامت از ما راضی خواهند شد؟! یعنی جبران حق الناس لازم نیست؟!

به علاوه برخی از این دشمنانمان ممکن است دشمن اسلام و بر سبیل باطل و مسیر منحرف باشند، و آنها هم از ما راضی می شوند؟ چگونه؟

به علاوه در قرآن به صراحت اشاره شده:

« أن لیس للإنسان إلّا ما سعی»                      سوره نجم/آیه39

« بجز آنچه کوشیده است بهرش بشر         نیابد اگر خیر بودست و شر»

« کلّ نفس بما کسبت رهینه»                         سوره مدثر/آیه38

« همه کس چو محشر بیاید به پیش         اسیرست در دست اعمال خویش»

و هرکس مسئول اعمال و سرنوشت خویش است.

پس چطور نماز مستحبی یک شخص، علاوه بر آمرزش او باعث آمرزیده شدن فرزندان و خانواده او می شود؟

آن هم در جایی که ائمه اطهار(ع) بارها به خاندان خود اسفارش کرده بودند که قرابت و خویشاوندی با آن برگزیده ترین بندگان خداوند، سبب نجات و رستگاری آنها نمی شود. و خود باید جهت سعادت و سربلندی در دنیا و آخرت، تلاش کنند.

به علاوه بارها در کلام حق- اعم از آیات قرآن و احادیث معصومین(ع)- به ما سفارش شده که دائم در حال خوف و رجاءباشیم.و جهت حفظ و تقویت ایمان خود با توکل به خدا تلاش کنیم.آن وقت-طبق آنچه در ابتدای این نوشتار اشاره شد- ادای این نماز دورکعتی سبب می شود نمازگزار باایمان از دنیا برود و دینش از او گرفته نشود؟!!

پس چرا اینقدر به ما سفارش شده است که در دعاهایمان عاقبت بخیری را از خداوند درخواست کنیم؟

و چرا به قرائت این دعا بسیار سفارش کرده اند:

«الهی لاتکلنی إلی نفسی طرفه عین»  

« خدایا مرا به قدر چشم برهم زدنی هم به خودم وامگذار.»

همان نفسی که حضرت یوسف(ع) در مورد آن می فرماید:

«و ماأبرّئ نفسی انّ النفس لأمّاره بالسّوء إلّا ما رحم ربّی إنّ ربّی غفور رحیم»

                                                                                    سوره یوسف/آیه53

« نباشم به دل هیچگه خودستا                   نگویم نرفتم به راه خطا

که خود نفس امّاره بر راه بد                         همه مردمان را گهی می برد

جز آن که کند رحم بر او خدا                        کزو غُفر و رحمت نباشد جدا»

آن هم حضرت یوسف(ع) که به گواهی قرآن در زمره ی مخلصین است:

« إنّه من عبادنا المخلصین»    سوره یوسف/آیه24

« که او بنده ای بود بس بیمناک                که بنموده بودش خداوند، پاک»

همان مخلصین که شیطان هنگام تهدید به گمراهی انسانهااعتراف کرد برآنها نفوذ ندارد:

« قال فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین* إلّا عبادک منهم المخلصین»

                                                                            سوره ص/آیات82و83

« بگفتا که بر اقتدارت قسم                   که گمراهشان میکنم دم به دم

بجز بندگانی که گردند پاک                   به اخلاصت آرند سر روی خاک»

با این تفاصیل چگونه میتوانیم به این پاداش عظیم و کثیر برای این نماز مستحبی دلخوش باشیم؟!!

سوال آخر این است:

اگر طبق روایت نقل شده از رسول الله(ص)-که در سطور بالا ذکر شد- قرار باشد این نماز در روزی غیر از یکشنبه ی ذیقعده این پاداشها را هم داشته باشد، چه تأکید و اصراری بر ادای آن در این روز است و چرا به نماز یکشنبه ی ماه ذیقعده معروف شده است؟

باز هم تأکید می کنم:

نگارنده به هیچ وجه قصد تضعیف و ردّ این نماز را ندارد.

و باز هم تأکید می کنم:

قطعا ادای این نماز مستحبی-به شرط تمرکز و توجه به روح و معنای آن نماز نه صرفا اجرای قالب نماز و قرائت الفاظ - حتما آثار و برکاتی دارد.

اما لازم است نگاه خود به این عبادات را از نگاهی سطحی و عبادتی تجارت گونه و وابسته به پاداش به سمت تعمق در بطن نماز و عبادتی از سر آزادگی و وارستگی ارتقاءدهیم.

به قول  زنده یاد سهراب سپهری:

چشمها را باید شست.

جور دیگر باید دید.

چرا نباید سخنانمان مستدلّ به پشتوانه قرآن و سنت باشد؟

نماز یکشنبه را بخوانیم و ولی نه به امید و نه باور آن همه پاداش ذکر شده.

«...وَ ماأُریدُ إلّا الإصلاح مَااستَطَعتُ وَما توفیقی إلّا بِاللّهِ عَلَیه تَوَکّلتُ وَ إِلَیهِ أُنیبُ»

                                                                                      سوره هود/آیه88

«... مرا نیست نیت جز اصلاح کار                    که توفیق من هست با پروردگار

    به یزدان خود تکیه ها کرده ام                     فقط سوی او روی آورده ام »

«...ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم»                        سوره بقره/آیه127

« که پروردگارا ز ما ناگزیر                          عمل گرچه اندک بود میپذیر

نیوشنده ی هر نیایش توئی                      خود آگاه از هر ستایش توئی»

عباداتتان مقبول درگاه حق تعالی

با سپاس بیکران از استاد فرزانه و فرهیخته،دکتر امید مجد- شاعر قرآن پژوه- که بزرگوارانه به نگارنده اجازه ی بهره بردن از ترجمه ی منظومشان از قرآن را در این وبلاگ دادند.خداوند خیرات دو جهان را نصیبشان فرماید.

الحمدلله ربّ العالمین

والسلام علی من اتّبع الهدی