بسم الله الرحمان الرحیم

سلام. سلامی به زیبایی شب قدر.

از دوران کودکی حسّ سنگینی عجیبی نسبت به این شبهای قدر داشتم. با وجودی که در اکثر مواقع سعی می کردم در خانه یا مسجد محلّ، با انجام اعمال متداول و رایج در این شبها،بیدار باشم و به قول مشهور « احیاء» کنم، اما با این و جود ازچند روز قبل، اضطراب این شبها و اینکه چگونه سپری میشود، وجودم را فرا می گرفت. و  وقتی این شبها و روزها میگذشت، با شرمندگی نفس راحتی می کشیدم.

شرمنده از دوجهت:

1- از این جهت که نه بر زبان بلکه در دل آرزوی زودتر تمام شدن و گذشتن این شبها را می کردم. و احساس خجالت در برابر خدا که:« خدایا میدانم نباید ناسپاس و بی لیاقت نسبت به برکات این شبها باشم.ولی چه کنم که این شبها برایم خیلی سخت است؟»

2- از این جهت که هرسال بعد از گذشت این شبها و اعتراف به کوتاهی خود در احیا و ادای حق این شبها با خود می گفتم:انشاءالله شب قدر سال بعد جبران میکنم.

این احساس نگرانی و سنگینی نسبت به این شبها و ندامت و خجالت پس از آن را تا سالهای اخیر داشتم.

تااینکه وقتی به لطف و  رحمت همیشگی خداوند، به ریشه یابی این معضل پرداختم، فهمیدم: مهمترین علت این مشکل این است که:

هیچ چیز نه درمورد عظمت و فضیلت این شب میدانم و نه از حکمت و ثمره ی انجام اعمال سفارش شده در این شبها نمی دانم و تا پاسخ این سوالات را ندانم این حالت سنگینی ادامه دارد.

پس ازخداوند خواستم مانند همیشه یاریم کند تا پاسخ سوالاتم درمورد این شبها- که تعدادش بسیار بود- را بیابم.

آیا تا به حال به این سوالات فکر کردیم؟

شب قدر چیست؟ و قدر به چه معناست؟

تعداد شبهای قدر چند تاست؟

گر سه شب است، پس چرا در « سوره قدر/آیه3 و سوره دخان/آیه4» کلمه « لیله» به معنای « یک شب» آمده نه « لیالی» به معنی « شبها»؟ و چرا ما برخلاف نصّ قرآن میگوئیم« لیالی قدر»؟

آیا فقط این سه شب، شبهای قدر است؟ اگر پاسخ مثبت است، پس چرا میگویند: «شب قدر حرّ، شب عاشورا بود»؟

 چرا باید در این شبها تا صبح بیدار بمانیم؟

قرار است در این شبها چه اتفاق خجسته ای برای ما رخ دهد؟

با انجام اعمال شب قدر،چه هدفی را دنبال می کنیم؟ و قرار است به چه چیزی برسیم که به ازای نیل به آن مقصود، باید تا سحر بیدار بمانیم؟

احیای شبهای قدر  یعنی چه؟

آیا به معنای بیداری تا صبح؟ و به قول مشهور: شب زنده داری است؟ یا احیا، زنده کردن چیزی مهم تر از شب است؟ آن چیز چیست که احیای آن در این شب بهتر از هزارماه است؟

چرا درشب نزول قرآن، باید احیاء کنیم؟ رابطه ی بین نزول قرآن و احیاء چیست؟

 اگر معنای احیای شبهای قدر همین شب زنده داری و بیداری تا اذان صبح است، باانجام چه عباداتی باید تاصبح خود را بیدار نگه داریم؟

نتیجه و ثمرات این بیداری ها و شب زنده داری ها چیست؟

اگر باید با اعمال ذکر شده در کتاب ارزشمند و ماندگار « مفاتیح الجنان» - که به حق از جمله باقیات الصالحات فقیه و عارف باتقوا «شیخ عباس قمی» است- تا صبح بیدار بمانیم،تا قبل از تألیف این اثر(قدمت این کتاب ارزشمند یک قرن است)، پیشینیان ما و مهم تر از همه رسول اکرم(ص) و ائمه ی معصومین چگونه این شبها را احیاء می کردند؟

چرا برطبق اعمال ذکر شده در مفاتیح الجنان- که تنها مرجع ما در این شبهاست- ازبین دعاها، باید دعای « جوشن کبیر» را بخوانیم؟

چرا باید صدرکعت نماز بخوانیم؟

چرا طبق این کتاب، هزاربار خواندن« سوره قدر» سفارش شده است؟ چرا این سوره و چرا هزاربار؟

چرا برطبق این کتاب، از میان114سوره قرآن، خواندن سوره های

« روم، عنکبوت و دخان» توصیه شده است؟ مگر محتوای این سوره هاچیست؟

مگر در این سه سوره چه نکات مهمی مطرح شده است که در سوره های دیگر ذکر نشده است؟

آیا این سوره های مبارکه را فقط تلاوت می کنیم یا در آیاتش تفکر و تدبّر هم می کنیم؟

چرا قرآن بر سر می گیریم؟ چرا درحال قرآن برسرگرفتن، خداوند را به حق14معصوم، و هرکدام را ده بار قسم میدهیم؟

آیا عبادتی غیر از عبادات قیدشده در «مفاتیح الجنان» انجام میدهیم؟ اگر«نه»،چرا؟

چرا همین که عبادات ذکرشده در این کتاب را انجام دادیم، آسوده خاطر میشویم که شب قدر را احیاءکرده ایم؟

آیا این عبادات مستحبی ذکر شده در این کتاب،مانند:دعای جوشن کبیر، قرآن بر سر گرفتن و...فقط مختصّ این شبهاست؟ یا در روزها یا شبهای غیر از این ماه هم میتوان انجام داد؟

و اگر «بله» آیا در این صورت همان پاداش و ثواب شبهای قدر را دارد؟

اگر در این شبها بنا به دلایلی نتوانیم تمام اعمال قیدشده در این کتاب را انجام دهیم، کدام عبادت  مقدّم و بهتر از بقیّه است؟

محدّث قمی(ره) در مفاتیح الجنان حدیثی با سند شیخ صدوق(ره) نقل کرده است که ترجمه اش چنین است :

« کسی که شبهای 21 و 23 ماه رمضان را با مذاکره علمی احیاء کند، پس آن برتر  است.»

آیا عمل به این حدیث را نسبت به انجام مستحبات دیگر در اولویت قرار می دهیم؟

اگر امسال بخواهیم علاوه بر اعمال قیدشده در این کتاب، عبادت دیگری انجام دهیم، بهترین و ثمربخش ترین عبادت کدام است؟

در این شبها چقدر فرصت فکرکردن به تهیه هزینه ی درمان،خوراک و پوشاک و... نیازمندان و درماندگان، پرداخت اجاره ی عقب افتاده یا ادای قرض بدهکاران و...را داریم؟

آیا در این شبها، به عبادات دیگری چون: صله رحم، دستگیری از درماندگان و نیازمندان بخشیدن کسانی که به ما ظلم کردند، ارتباط با کسانی که مارا ترک کرده  اند و...هم می پردازیم؟ یا آنها را به زمانی پس از ماه رمضان یا لااقلّ بعد از این شبها،موکول می کنیم؟

آیا در این شبها بطور جدی دنبال حلالیت طلبیدن از دیگران و جبران ظلمهایی که به آنها کرده ایم، هستیم یا فقط در قالب یک پیامک یا تعارف زبانی و...است؟ 

در این شبها که تا سحر بیداریم، روزهای آن را چه کنیم؟

آیا روزهای آن هم برتری شبهایش را دارد؟

آیا بیداری این شبها در کوتاه مدت یا دراز مدت در زندگی ما تأثیر دارد؟

اگر« بله» آن تأثیر چیست؟

و اگر « نه» پس چرا سختی بیخوابی را بر خود حمل کرده و تا صبح را به قرائت قرآن و دعا و ذکر و نماز سپری میکنیم؟

و چرا این شب که تأثیری در زندگی ما ندارد،« خیر من ألف شهر» است؟

آیا این همان انتظاری است که خدا و رسولش(ص) از ما دارند؟

حکمت تقارن و همزمانی شهادت امام علی(ع) با این شبها چیست؟

چرا برای یادکردن امام علی(ع) در این شبها،به ذکر مصیبت ایشان اکتفا می کنیم؟

امام علی(ع) 63 سال عمر کردند، چرا همه چیز در مورد زندگی سرشار از حکمت و رحمت ایشان را به شب ضربت خوردنشان منحصر میکنیم؟

آیا در این شبها سراغی از نامه ها یا خطبه ها یا حدّاقل حکمتی از ایشان-جهت تفکر و درس آموزی- میگیریم؟

چرا باید در این شب،نه قاتل بلکه قاتلان ایشان را نفرین کنیم؟

آیا برترین و مهمترین عبادات در این شبها،سوگواری بر ایشان است؟ اگر  پاسخ مثبت است، پس در زمان حیات ایشان و در دوران رسول اکرم(ص)، ایشان چگونه مراسم شب قدر می گرفتند؟

آیا بخاطر این سوگواری است که آن شب بنابر« سوره قدر/آیه3»؛برتر از هزارماه است؟

منظور از برتری این شب بر هزارماه چیست؟

از چه لحاظ این شب برتر از هزارماه است؟ عظمت شب؟ یا فضیلت عبادات انجام شده در این شب؟ یا...

آیا در این شب باید دعا کنیم؟

اگر« بله»، چرا؟ و چه دعاهایی؟ چه چیزهایی از خدا بخواهیم؟

به چه زبانی دعا کنیم؟ به زبان مادری خودمان؟ یا به زبان قرآن؟ یا به هردو زبان؟

آیا صحیح است که:حتی باید به اصطلاح «نمک آش » خود را هم از خدا بخواهیم؟

آیا تقدیر امور یک سال ما نوشته می شود؟

اگر خداوند سرنوشت یک سال ما و خانواده امان را تا شب قدر سال بعد مقدر می کند، پس اختیار و تعقل انسان جهت انتخاب راه زندگی و حرکت در آن چه میشود؟ 

و  چطور میتوان بین انجام اعمال ذکرشده در « مفاتیح الجنان» و  احیای این شب با انجام تقدیر یکساله ی ما توسط خداوند ارتباط برقرارکرد؟

آیا حقیقت دارد که می گویند: «خداوند امسال در تقدیر امورتان درشبهای نوزدهم و بیست و یکم مثلا سفر حج را برایتان مقدر میکند و چون شما تا در این شبها، چنین حاجتی از خدا نمی خواهید، خداوند از تقدیر امسالتان حذف و در تقدیر طالب حج می نویسد»؟! آیا بخشش های خداند شرطی است؟ برخلاف آیات قرآن؟

آیا برای عبادات این شب باید آمادگی و تمرین قبلی داشته باشیم؟ یا اینکه:

یک سال با«یزید» باشیم و امشب را « بایزید» کافی است؟ اصلا چنین امری امکان تحقق دارد؟

چرا حالات معنوی کسب شده در هر شب قدر، تا شب قدر بعدی کمرنگ و کمتر میشود و تا پایان ماه رمضان اثری از آن در روح و زندگی و رفتار ما باقی نمیماند؟

منظور از نزول ملائکه در  شب قدر چیست؟ آنها درچه مکان یا مکانهایی و برچه کس یا کسانی نازل میشوند؟

چرا شبهای قدر ما تکراری است؟

هرسال یک سری اعمال را عینا در سه شب تکرار کرده و این اعمال تکراری را در سالهای بعد بی اندکی تغییر و اصلاح انجام میدهیم؟

پیامکهای تکراری و کلیشه ای سالهای قبل را- بدون کوچکترین نوآوری و خلاّقیت- در شبهای قدر سالهای بعد هم  میفرستیم.

 مگر خداوند در قرآن نفرموده است:

« کلّ یوم هو فی شأن»  سوره الرحمان/ آیه29

مگر در سخنان معصومین(علیهم السلام) نداریم؟

« من ساوی یوماه فهو مغبون»

« کسی که دو روزش یکسان باشد،زیانکار است»

چرا در دعای روزهای ماه رمضان و شب نوزدهم از خداوند میخواهیم نام ما را در زمره ی « حجاج بیتک الحرام» نوشته شود؟

 و سوالات فراوان دیگر.

نگارنده با توسل و تمسّک به ثقلین به یادگار مانده از خاتم النبیین(ص)- کتاب خداوند و عترت اهل بیت- در حدّ بضاعت علمی و فکری ناچیز خود، پاسخی هرچند کوتاه و ناقص برای برخی از این سوالات یافته است.

و البته هیچ ادعایی ندارد که پاسخ تمام سوالات را یافته است.

یا:پاسخ سوالات همان است که به یاری و رحمت همیشگی خداوند، به ذهنم رسیده است و جز این، پاسخی برای سوالات نیست.

قطعا این پاسخها بدلیل ضعف و نقص، قابل نقد و اصلاح یا تکمیل هستند. امیددارم که این وبلاگ مکانی جهت تبادل افکار و نظرات نواندیشان حقیقت بین و دین پژوه باشد و این دوستان با بیان نظرات مفید خود، نواقص و ضعفهای این  پاسخها را اصلاح و رفع نمایند.

 از شما خوانندگان گرامی تقاضا دارم در مطالب بعدی که پاسخهایی کوتاه و ناقص به این سوالات ارائه میشود، همراه باشید و دست یاری شما در جهت رفع ضعف و نقص پاسخها و اصلاح و تکمیل آنها را می فشارم.

منتظر همراهی سبزتان هستم. با تشکر و التماس دعا

الحمدلله ربّ العالمین

والسلام علی من اتّبع الهدی