بسم الله الرحمان الرحیم

سلامی به زیبایی سلامهای قرآنی.

از کودکی راز و حکمت قرآن بر سر گرفتن و همزمان باآن خداوند را به14معصوم قسم دادن را نمی دانستم.واین سوال را بارها پرسیده بودم که:

« چرا قرآن بر سر میگذاریم؟هدف از این کار چیست؟»

سالها این سوال در ذهنم حک شده بود و هربار درشبهای قدر دوباره جان می گرفت. سالها بعد که به لطف و رحمت واسعه و دائمی خداوند توفیق تدریس در کلاسهای قرآن پژوهی و سخنرانی در محافل گوناگون در ماه مبارک رمضان نصیبم شد.وقتی این سوال را از مخاطبان می پرسیدم یا جوابی دریافت نمیکردم، یا جواب این بود.

« میخواهیم بگیم قرآن روی سرمون جاداره.»

« چون سر بالاست.و میخواهیم بگیم جای قرآن آن بالاهاست.»

 ووقتی سوال می کردم:

« اگر اینطوره روی دستها بلند کنیم که بالاتر از سر و بهتره.»

«و چرا همزمان به 14معصوم قسم میدید؟»

پاسخی نمی گرفتم.

در همین سالها هنگامی که در اثنای تدریس قرآن، زیبایی مفاهیم عالی و حیاتبخش این کتاب نورانی بر جانم می نشست، هنگام نماز به شکرانه ی چنین موهبت عظیمی سر برسجده می گذاشتم و قرآن را باز میکردم و صفحات متن آن را می بوسیدم، دریافتم که

برخلاف آنچه از کودکی شنیدیم و آموختیم هنگام قرائت قرآن فقط به خاطر ترس از آیات عذاب نیست که باید بگرییم. گاهی از شدت شوق و شکر این هدیه ی بزرگ آسمانی خداوند بر ما زمینیان هم میتوان گریست و چه بسا گریه در حالت دوم دلنوازتر و مثمرتر باشد.

درچنین مواقعی احساس می کردم اگر بخاطر تبرک و تقدس قرآن آن را برسر میگذاریم، اینکه قرآن را بگشاییم و صورت خود را متبرک به کلمات نورانی این کتاب کنیم،مطلوب و بهتر است.

البته در سالهای اخیر دیگر جرآت قرآن بر سر گذاشتن را نداشتم و فقط دعا و قسمت قسم دادن بر معصومین را میخواندم.

درواقع از زمانی که این حدیث را از امام علی(ع)- قرآن ناطق و شهید قرآن درماه نزول قرآن-را خواندم:

« چه بسا تلاوت کننده ی قرآن که قرآن او را لعنت می کند.»

دیگر ترس داشتم از این که قرآن را بر سر گذارم در حالی که قرآن مرا مورد لعن قرار دهد.گاهی به تصور اینکه قرآن برسرگذاشتن جزء واجبات این شبهاست، برای اینکه هم این مشکل ترس و نگرانیم رفع شود و هم این فریضه را انجام داده باشم. قرآن را به صورت مورب و با فاصله از سرم میگرفتم. کاری که بعدها فهمیدم به نوعی کلاه گذاشتن بر سر خودم و توجیه کردنم است.

و بعد از سالها هنوز جرآت قرآن بر سر نهادن را ندارم.و هنوز همان دلهره و نگرانی همیشگی همراهم است.

اکنون می اندیشم شاید دلیل قرآن بر سرگذاشتن ما نه فقط از باب تبرک و تیمّن و تقدّس است. بلکه جهت تفکر، تعقل و تدبّر و تذکّر است.

قرآن را برسر میگذاریم.

سر بالاترین نقطه ی بدن انسان است

درون سر، مغز-که فرمانده ی بدن و مرکزتمام سلولهای عصبی و حیاتی و به اصطلاح نقطه ی تاجی بدن و محل ذخیره و  انتقال عوامل حیاتی به بندبند وجود انسان است- قرار دارد.

سر محل تفکر و تعقل است.

وجود سر  نشانه ی حیات انسان گونه است.

قرآن را بر سر میگذاریم. تا با واردکردن آن در ذهن و فکرمان به آیه کریمه ای که هدف از نزول قرآن را بیان کرده عمل کنیم

« کتاب أنزلناه إلیک مبارک لیدّبّروا آیاته و لیتذکّر اولوالألباب»  سوره ص/آیه29

« مبارک کتابت بیامد فرود                              در آیاتش اندیشه باید نمود

کسی را که باشد خرد رهنما                          بسی پندگیرد از آیات ما»

قرآن را بر سر می گذاریم تا مشمول این دو عتاب قرآن نشویم:

« أفلا یتدبّرون القرآن أم علی قلوب آقفالها» سوره محمد/آیه24

« بدلهایشان خورده قفل عناد                       که هرگز ز قرآن نیارند یاد»

« آفلایتدبّرون القرآن و إن کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.»

                                                                            سوره نساء/آیه82

« نگاهی ندارند عمقی و ژرف                     بقرآن و آیات آن حرف حرف

  چو می آمد از کس جز ایزد فرود                 در آن اختلافات بسیار بود؟»

آنان که آشنا با علوم قرآنی هستند، میدانند که جملات پرسشی که با« أفلا» آغاز میشود. استفهام توبیخی است و خداوند نه پرسش بلکه سرزنش می نماید که چرا چنین کار مهم و بنیادی را انجام نمی دهید؟

خداوند در هیچ یک از آیات قرآن، ما را امر به قرائت، تلاوت و ازحفظ خواندن قرآن و...نکرده و درمورد عدم انجام این امور عتاب نکرده است.ولی بابت تدبرنکردن در مفاهیم عمیق و عالی آن و عدم بکار گیری آن مفاهیم آسمانی در زندگی، مورد سرزنش خداوند قرار می گیریم.

به این معناکه تلاوت، قرائت ، به حافظه سپردن و یا با صوت خوش خواندن قرآن و حتی تفسیرقرآن مقدمه جهت تدبر در قرآن و متذکّرشدن به آن است. و ما چه غافلیم که در همین مقدمه مانده ایم!!!

شاید یکی از مفاهیم و پیامهای این حدیث که می فرماید:

« هرکس یک آیه در ماه رمضان بخواند، مانند این است که یک ختم قرآن کرده است.» همین باشد.

هر آیه از قرآن رهنمودی برای ما جهت زندگی بهتر و حرکت به سمت کمال است. 

ماه رمضان هم ماه « ضیافه الله» است.گرچه ما سطحی نگرانه و ظاهرگرایانه فقط به

« میهمانی خدا» ترجمه می کنیم. ولی باتوجه به ریشه ی این کلمه « ضیف» به معنای اضافه شدن می توان گفت:

ماه رمضان ماه اضافه شدن به ظرفیتهای معنوی وجودی ماست.

ماهی است که شرایط آسمانی شدن، سریعتر و بیشتر از ماههای دیگر مهیّاست. و بهترین راه آسمانی شدن تمسک به آسمانی ترین کتاب زندگی-قرآن- است.

ماهی است که هنگام تفکر و تعقل در آیات قرآن پرده های بیشتری از نقاب چهره ی قرآن برداشته میشود.و با حقایق بیشتری از باطن قرآن آشنا میشویم.

ماهی است پربرکت که دریافت بیشتری نسبت به ماههای دیگر از آیات قرآن کسب میکنیم.

وقتی در این ماه که خداوند به فکر و ذهن ما برکت بیشتری داده و باعث میشود دریافتهای درونی بیشتری از آیات قرآن ببریم، اگر فقط یک آیه از قرآن را بخوانیم و با تدبّر در آن پیامهای کاربردی آن را بشناسیم و به آن عمل کنیم، گویی به کلّ قرآن عمل کرده ایم. و این یعنی همان ختم قرآن کردن.

در کنار قرآن بر سر نهادن به 14معصوم متوسل می شویم که خداوند خودش فرموده است:

« یاأیّها الّذین آمنوا اتّقواالله وابتغوا إلیه الوسیله....»   سوره مائده/آیه35

  « الا مومنان به پروردگار                                           توسل بجوئید برکردگار»

به معصومین متوسل میشویم تا به حدیث ثقلین عمل کنیم.

تا بنا به حدیث ثقلین با تمسک به دو یادگار ارزشمند رسول اکرم(ص)-کتاب الله و عترت و اهل بیت ایشان- راه هدایت و رسیدن به سرمنزل مقصود را گم نکنیم.

و اینجا بود که دریافتم این سوگند دادن به14معصوم از سنخ توسل به ایشان در دعای توسل است.

دعای توسل را ما معمولا به نیت اجابت خواسته هایمان ازخدا می خوانیم،

در حالی که اصل این دعا تجدیدعهدما بااین اسوه های زندگی است.

دعای توسل یعنی دعوت از ایشان جهت وصل شدن به آنها و وسیله قرار دادن آنها نزد خداوند.

ما در دعای توسل در پایان توسل به هریک از14معصوم میخوانیم:

«یا وجیها عندالله إشفع لنا عندالله»

ترجمه ی سطحی، ناقص و ظاهری آن همان است که همه میدانند.

ولی با توجه به ریشه ی کلمه« وجیه»- که «وجه»به معنای صورت و وجیه که صفت مشبهه است و دلالت بر ثابت و دائمی بودن صفت دارد- و  ریشه ی واژه«شفیع» که «شفع» به معنای جفت است، درواقع ما با این آسمانیها چنین واگویه میکنیم:

ما قصد داریم با سرمشق گرفتن از زندگیِ زندگی سازتان و پیروی از شما سربلندان با آبرو در نزد خداوند،میخواهیم  در  گفتار و رفتار جفت و هم سنخ شما باشیم. در نزد خدا شما را واسطه قرار می دهیم هم برای توفیقمان و رهروی راه مقدّستان پیروز باشیم و هم یار و همراهمان در این مسیر باشیم.

در شب قدر هم با توسل به معصومین با خدا و آنها تجدید عهد می کنیم که:

با تدبّر در آیات قرآن آن را مهمان همیشگی ذهن و فکر و قلبمان کنیم.و با عمل به پیامهای کاربردی آن و تجلّی آن معارف در افکار، نیّات، گفتار و رفتارمان پوینده ی ره حقیقت و کمال باشیم. و  رهروی این ره بی همراهی  شما راهبران ممکن نیست.

و سخن پایانی:

« پروردگارا توفیق بده در شبی که همه قرآن را بر سر میکنند،مرا توفیق ده که قرآن به دل کنم.» برحمتک یاأرحم الرّاحمین

همچنان منتظر نقدهای خردورزانه ی شما خردمندان فرهیخته هستم.

التماس دعا