بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

سلامی به زیبایی شب آسمانی قدر.

« لیله القدر خیر من ألف شهر»

این آیه از  سوره ی قدر، بیشتر از آیات دیگر ذهنم را مشغول میکرد:

1- چرا فرموده هزارماه؟چرا عددی بالاتر از این عدد را بیان نفرموده است؟

وقتی به قرآن مراجعه کردم، مشاهده کردم در قرآن عدد بالاتر از هزار هم ذکر شده است. به عنوان نمونه:

پنجاه هزارسال: طول روز قیامت(سوره معارج/آیه4)

سه هزار و پنج هزار: ملائکه ی یاری رسان به حضرت محمد(ص) و لشگریانش در جنگ بدر.(سوره آل عمران/آیه124و125)

صدهزار:تعداد افراد قوم حضرت یونس.(سوره صافات/آیه147)

پس نکته ای در عدد هزار هست. اگر بحث قابل قیاس نبودن این شب با سالهای عمر است، می شد عددی بزرگتر ذکر کرد.

2- چرا ماه را واحد مقیاس ذکر کرده و از مقیاس بزرگتر مانند:سنه(سال) استفاده نکرده است؟ و فرموده است:هزار ماه و نفرمود: هرار سال؟

به قرآن که رجوع کردم ملاحظه کردم

خداوند در تمام آیاتی که بحث زمان طولانی و عمر را ذکر کرده واژه«عام» یا « سنه» به معنای«سال» را ذکرکرده است. و تنها در این آیه و آیه15سوره احقاف- که بیان میکند دوران جنینی و شیرخوارگی طفل30ماه است- از ماه به عنوان واحد زمان استفاده کرده است.که البته در دمورد آیه سوره احقاف میتوان گفت:شاید بدلبل این که بیان این مدت براساس سال, عددصحیح و کامل نمیشد.)

پس مشخص است منظور قرآن از هزار ماه، این هزارماه دنیایی که هرماه30 روز و هرسال12ماه است،قطعا نیست.

مؤیّد و شاهد این سخن اینکه:

قرآن در تمام آیاتی که واحد زمان دنیایی منظورش بوده و خواسته تعداد مشخص کند، آن واحد زمانی را به صورت معرفه ذکر کرده است. بجز این آیه و آیات:

124و125 آل عمران که به ملائکه ی یاری دهنده به اصحاب بدر اشاره دارد.

و به صورت نکره ذکر کرده است.

به علاوه در هر آیه ی  دیگر قرآن هم هروقت زمان بصورت نکره آمده به نامشخص و مبهم بودن اشاره دارد.نانند:

«غداً یا غدٍ» که نه  فردا( روز پس از امروز) است که به معنای مطلق آینده و فرداهای نامعلوم است.

به علاوه آنجا که مراد قرآن،  واحد زمان مشخص بوده، بعد از ذکر آن واحد زمان جمله

« ممّاتعدّون» (ازآنچه می شمارید ) آورده است.

پس میتوان دریافت:

 اینکه 1000 را تقسیم بر 12 میکینیم تا بدانیم چندسال میشود، خلاف حکمت این آیه است. چه اگرچنین بود،قرآن خودش براساس واحد سال ذکر می کرد.و نیازی به محاسبات ما نبود.

آنگاه ما ساده انگارانه سریع محاسبه میکنیم حاصل تقسیم1000بر12 چقدر میشود؟ وقتی عدد83 بدست می آید. این تفسیر را میکنند که مدت عمر متوسط انسانها83سال است. پس می خواهد بگوید عبادات این شب بهتر از عبادات یک عمر زندگی انسان است.این سخن از چندجهت نادرست به نظر میرسد.

1- مدت متوسط طول عمر انسانها در دوران مختلف و مکانهای جغرافیایی متفاوت یکسان نیست. حتی گاهی در یک زمان ثابت بنا به دلایلی ممکن است طول عمر انسانها در دو کشور یا دو شهر متفاوت، یکسان نباشد،

با توجه به اینکه قرآن کتابی متعلق به تمام عصرها زمانها و مکانهاست، پس نمیتوان طول عمر متوسط مردم کشور و دوره ی خود را تفسیر این آیه بدانیم.

2- اگر منظور از خیر بودن شب قدر نسبت به هزارماه، از لحاظ میزان پاداش عبادت در این شب نسبت به هزارماه عبادت یا فضیلت و ارزشمندی آن است چرا واژه هایی مانند: أفضل، أکثر، أشدّ و... ذکر نشد؟ واژه« خیر» بسیار عمیق تر و گسترده تر از این واژه هاست. 

یا چرا نفرموده:«عباده لیله القدر خیر من عباده الف شهر»؟ تا معلوم شود منظور قرآن کمیت و میزان عبادت است.

به علاوه با  تعقل و تدبّر در آیاتی که در آنها واژه ی خیر جهت مقایسه دوچیز بکار رفته، ملاحظه میشود: این کلمه بین دو موردی که به هیچوجه قابل قیاس با یکدیگر نیستند، ذکر شده است.

اینکه به استناد این آیه محاسبه می کنیم مثلا:

دو رکعت نماز در شب قدر معادل چند رکعت نماز درهزارماه است و عدد60000رکعت را بدست میآوریم، و خوشحال میشویم که :

یک شبه ره صدساله را پیموده ایم،نگاهی عوامانه و نادرست به این آیه است.

براساس این نگاه نادرست است که از شدّت عبادات جسمی بدون تعقل در این شب،خود را به هلاکت می اندازیم به این امید که در ازای آن، ثواب عبادت هزارماه نصیبمان شود!!!!

پس شاید بتوان چنین نتیجه گیری کرد که:

در این آیه،هدف، مقایسه بین ارزش و پاداش عبادت در یک شب و هزار ماه نیست.

برخی مفسران دیگر معتقدند:منظور،هزار ماهی که در آنها شب قدر نباشد،است.

و بدین ترتیب با خارج کردن ماه رمضان_که شب قدر در آن است-ازتعدادماههای سال، عدد1000 را تقسیم بر11 میکنند که پاسخ آن میشود:91سال و معادل کل دوران حکومت امویان.

که مردود بودن چنین نظری هم واضح است.

با توجه به آیه1/ سوره فلق:

«قل أعوذ بربّ الفلق»

امروز شکافنده و فالق تکرارها، یکنواختیها،روزمرّگیها و تقلیدهای بی تعقل باشیم.

در راستای عمل به آیه29/سوره الرحمان:

«کلّ یوم هو فی شأن»

و  آیه81/سوره یس و 86/سوره حجر:

« و هو الخلّاق العلیم»

امشب همچون خدایی که بارقه هایی از صفات جمالیه و جلالیه اش در فطرت ما نهاده است، خلاق باشیم.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم            

                                      فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

شب قدری متفاوت از شبهای قدر سالهای قبل داشته باشیم تا خدای نکرده مصداق این سخن گهربار امام علی(ع)- قرآن ناطق و شهید راه قرآن و عمل به قرآن در شب نزول قرآن- نباشیم که فرمود:

« من ساوی یوماه فهو مغبون»

«کسی که دو روزش مساوی باشد، زیانکار است.»

و عامل به این سخن حضرت عیسی(ع) باشیم که به حواریون فرمود:

« مثل مار باشید»

پس امشب شب نو شدن و نو کردن قدر و احیاء در شب قدر است.

با عمل به آیه1/سوره فلق، با تکیه بر پناهگاه الهی،فالق باشیم. درراستای عمل به آیات:سوره یس/آیه81 و سوره حجر/آیه86 و  جهت احیای روح الهی در خود و زنده کردن فطرت الهی خلّاق باشیم  تا طلوع فجرمان را شاهد باشیم و بدانیم

هرکس یک قدر و یک شب قدری دارد.و به دنبال طلوع فجری ویژه.

پس همانطور که شب قدر هرکس مختصّ اوست، طلوع فجرش هم مخصوص خودش است.

امشب قدر و فجری عالی تر و والاتر از شبهای پیشین تجربه کنیم. انشاءالله

در پایان یادکنیم:

مرحومه نرگس خدائی را که قسمت اعظم این سطور حاصل دست نوشته ها و القائات آن انسان آسمانی عروج کرده به نگارنده است.

روحش شاد یادش گرامی و راهش مستدام و جاوید باد.

نثار روحش الفاتحه مع الصلوات

ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم

ما را نه به رسم لیاقت که به رسم رفاقت یادکنید. التماس دعا