بسم الله الرحمان الرحیم

سلام.

با آرزوی عافیت و عاقبت خیر برای تمام قدرنشینان.

قرار بود از شب قدر، ذخیره ای برداریم تا با حفظ و نگهداری آن به نیکی و صدق وارد شب قدر سال بعد شویم انشاءالله.

در مطالب قبلی به این نتیجه رسیدیم که بهترین راهنما، قرآن است.

پس به قرآن مراجعه کنیم:

قرآن تنها یک جا به زاد و توشه برداشتن اشاره کرده است:

«... و تزوّدوا فإنّ خیر الزّاد التقوی واتّقون یا أولی الألباب» سوره بقره/آیه197

«...بگیریرد توشه، طبق برطبق                     بُوَد بهترین توشه ها ترس حق

   الا ای که دارید عقل و خرد                          بترسید از من، زمان بگذرد»

قابل ذکر است خداوند این فرمان را در آیه ای از آیات مربوط به حج میدهد.

همان حجّی که ما در دعاهای هرروز و هرشب در ماه رمضان و بعد از هرنماز واجب، از خداوند هم تقاضای روزیِ ما شدن و ثبت ناممان در زمره ی حجاج خانه ی خدا را داریم.

« اللهم ارزقنی حجّ بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام....أن تکتبنی من حجّاج بیتک الحرام.....»

« خداوندا امسال و هرسال زیارت بیت الله الحرام را روزی من کن....و نام مرا ادر زمره ی حاجیان بیت الله الحرام ثبت کن.»

همان ماه رمضانی که موظف به روزه گرفتن در آن هستیم:

« شهر رمضان الّذی أنزل فیه القرآن هدی للنّاس و بیّنات من الهدی و الفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه...»                            سوره بقره/آیه185

« بلی ماه رمضان همان ماه بود                     که قرآن در آن ماه آمد فرود

 که سازد هدایت عموم بشر                          جدا میکند راه نیکو ز شرّ

در آنست آیانت نور آشکار                              که دانشوران را بیاید به کار

هرآنکس که دریافت این نیک ماه                     بباید که او روزه دارد نگاه »

همان روزه ای که خداوند پس از بیان وجوب روزه، مهمترین نتیجه و ثمره ی آن را تقوا ذکر کرده است:

« یاأیّها الّذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الّذین من قبلکم لعلّکم تتّقون»                                                                        سوره بقره/آیه183

« الا مؤمنان روزه واجب شدست                      همانسان که پیشینیان را بُدست

  مگر فائق آیید بر نفس خویش                           ره رستگاری بگیرید پیش »

پس دانستیم بهترین توشه تقواست.

چون در این ماه که هر روز با زبان روزه- عبادتی که والاترین ثمرش توفیق تقواست-از خداوند طلب حج کردیم ،پس برای کسب، حفظ و تقویت این توشه باید حج همه روزه داشته باشیم تا بتوانیم چنین توشه ای برگیریم.

در اینجا بنا نداریم به مبحث تقوا در قرآن- اعم از جایگاه، فضیلت، آثار و ثمرات تقوا و...- بپردازیم که این موضوع، یک کتاب چندجلدی می طلبد.

فقط در حدّ بسیار قلیلی از نمی از یمی اشاره ای گذرا می کنیم.

برخی عرفا و اساتید اخلاق تعابیر گوناگونی از مفهوم تقوا کرده اند که همه ی آنها بسیار زیبا و تفکر برانگیز است. ازجمله:

تقوا یعنی:

هرجا امام زمان(عج)حاضرند،حاضر باشی و هرجا ایشان غایبند، غایب باشی.

یا: تقوا: یعنی:

ت: ترک محرّمات.

ق: قیام به واجبات.

و: وقوف(توقف آگاهانه)دربرابر شبهات.

ا: استمرار در امور فوق واستقامت بر آنها.

از عارفی پرسیدند: تقوا چیست؟

پاسخ داد:« تقوا آن است که آنچه در دل داری در سینی بریزند و در شلوغ ترین ساعت روز در بازار بگردانند و به همه نشان دهند و تو دچار هیچ ترس و تشویشی نشوی.»

تقوا از ریشه ی « وقی» به معنای«خود نگهداری و  پرهیز ازآنچه موجب زیان و آزار است» است.

به کرّات پیش آمده  در کلاس درس،هنگام ترجمه ی آیات قرآن وقتی دانش آموزان در ترجمه « یتقّون» می گفتند: تقوای الهی پیشه می کنند.!! ( چه معنای ثقیل و سقیمی!!!»)

می گفتم:« پیشه در زبان پارسی یعنی: شغل و حرفه. پس ترجمه ی این فعل یعنی: تقوای الهی شغلشان است.نه!!!به علاوه تقوا در بطن خود الهی بودن رو داره. چرا کلمه ی زاید میارید و میگید تقوای الهی؟ »

پاسخ دانش آموزان:« خانم از ابتدائی و راهنمایی به ما اینطوری یاد دادند و  ما عادت کردیم.»

به انها میگفتم:« اتفاقا تو این کلاس باید یادبگیرید عادتها و تقلیدها و کلیشه های تکراری رو  کنار بذارید و هرجلسه تمرین و تقویت نو شدن و خلاقیت رو داشته باشید.»

بعد برای آنها توضیح میدادم که:

« کلمه ی تقوا از ریشه ی«وقی» به معنای« خودنگهداری و خویشتنداری» است. ولی هر خویشتنداری تقوا نیست. آن خود نگهداری، تقواست که دوشرط داشته باشد:

1. هدف و انگیزه ی الهی داشته باشد.

وگرنه بعضی خودنگهداری ها که به قصد و انگیزه ی الهی نیست،ریاضته.

بعضی خویشتنداریها نابجا و نادرست وناپسنده. مثلا میگیم: میخواستم بهش کمک کنم و لی جلوی خودم رو گرفتم. این خویشتنداری هست ولی تقوا نیست.

2. حفظ خود  و پرهیز از فقط چیزهای زیانبار و آزاردهنده باشه.

پس کسی که تفریحات سالم و لذّتهای حلال رو از خودش دریغ میکنه،خویشتندار هست و لی با تقوا نیست.این زهدی است که در سنت معصومین هم ردّ شده و بشدّت مورد اعتراض و نکوهش آنها بوده.

ولی جایی که جلوی عصبانیتتون رو میگیرید و... یا جلوی خودتون رو میگیرید وجواب بدی رو با بدی نمیدید. این تقواست.

در قنوت نمازها هم میخونیم: « و قنا عذاب النّار». یعنی:«ما را از عذاب آتش نگه دار.»

بعد برای تفهیم بیشتر این واژه برای دانش آموزان از آنها خواستم چند مثال بزنند.

همانطور که انتظار داشتم بچه ها براساس عادت و کلیشه فقط  ترک برخی گناهان را به عنوان مثال ذکر کردند.

برای آنها توضیح دادم که:

« اگر قرار بود حیطه ی واژه های قرآنی اینقدر محدود و بسته باشه،که قرآن کتاب زندگی برای همه ی سالها و نسلها نبود.»

بعد برای دانش آموزان مثال زدم:

« بیماری که برای حفظ سلامتی از انجام بعضی کارها یا خوردن بعضی خوراکیها پرهیز میکنه، تقوا نیست؟

اینکه شما زباله یا کاغذ شکلات و... را تو خیابان و پارک و...نمی ریزید و در سطل زباله می اندازید.تقوا نیست؟

در پارکها گلها رو نمی چینید چمنها رو له نمی کنیدو... تقوا نیست؟

از چراغ قرمز عابر پیاده عبورنمی کنید.به هردلیلی که باشه: رعایت حقوق رانندگان و احترام به حق آنها، حفظ خودتون از خطر تصادف و صدمه دیدن و... که همه ی اینها نیّت الهیه، تقوا نیست؟

 و نمونه های دیگر هم ذکر کردم.دانش اموزان  با این توضیحات و مثالها، بیشتر با گستره و وسعت مفهوم تقوا آشنا شدند.

نکته ی بسیار زیبا، لطیف و  راهگشا اینجاست که:

در قرآن در 6مرتبه ای که کلمه ی فرقان آمده است،یک بار با عبارت

« یوم الفرقان»( سوره انفال/آیه41) در مورد جنگ بدر( اولین نبرد بین مسلمانانِ بر دین حق با مشرکان بر آیین باطل) آمده است

در5مورد بقیه این واژه اشاره به کتابهای آسمانی تورات و قرآن دارد.

حتی در آیه ی 185/سوره بقره که ماه رمضان با ماه نزول قرآن، معرفی شده است،آخرین توصیف برای قرآن، فرقان است.

حال اگر میخواهیم از ماه رمضان، رمضانی و به عنوان منزل و حامل و عامل قرآن خارج شویم و این ماه واقعا باید برای ما، ماه « ضیافه الله» و « اضافه شدن بهره های معنوی و بندگی بیشتر» برای ما باشد، یکی از راههای آن، کسب موهبت فرقان یا همان: قدرت تشخیص حق از باطل  است. آنگونه که دیگران از افکار، گفتار و رفتار ما حق را بشناسند و به آن گرایش پیدا کنند و از باطل اعراض کنند.

 وبه فرموده دکتر شریعتی:

« آنگونه باش آنان که خدا را نمی شناسند تو را که بشناسند، خدا را بشناسند.»

و برای نیل به این موهبت، همانطور که قرآن فرموده متّصف به صفت تقوا شویم.

«یا أیّها الذین آمنوا إن تتّقوا الله یجعل لکم فرقانا و یکفّرعنکم سیّئاتکم و یغفرلکم و الله ذوالفضل العظیم.»                                                    سوره انفال/آیه29

« الا مؤمنان گر ز پروردگار                               همیشه بترسید در روزگار

کند برشما قدرتی را عطا                              که سازید حق را زباطل جدا

گانناهتان را بخواهد ستُرد                            وز آن بگذرد گر کلان گر که خُرد

خدا صاحب لطف بی انتهاست                      ببخشد به هرجا و هرکس که خواست»

پس بهترین توشه از شب قدر، تقواست.

اما قرآن ، برگرفتن توشه ی تقوا را پس از سفر حج ذکر فرموده است.

درهرروز و هرشب ماه رمضان و پس از هرنماز واجب  از خدا تقاضای حج کردیم.

چگونه هر روز  و هر سال توفیق حج روزیِ ما شود؟ و در شمار حاجیان« بیت الله الحرام» قرارگیریم؟

رابطه ی ماه رمضان و خصوصا شب قدر با سفر حج چیست؟

پاسخ این پرسش در حدّ بهره ی قلیل نگارنده از عنایات بیکران و همیشگی خداوند، در پست بعدی خواهد بود. انشاءالله.

ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم

نگارنده مانند گذشته تقاضا دارد که او را با رهنمودهای خردورزانه تان یاری دهید.                                                                                           التماس دعا