بسم الله الرحمان الرحیم

امام حسین(ع): همچون باران باش که نیک و بد از آن بهره می برند.

سلام برحسین و بر یاری کنندگان و دوستداران حسین(ع) در هر زمان و مکان.

مانند سالهای پیش، ماه محرم با پرسشهای گوناگون فرا رسید.

پرسشهایی که بسیاری از آنها پاسخی ندارد.زیرا یا به دنبال پاسخ آنها نرفته ایم. یا بسیاری از آنها نیازی به پاسخ ندارند.زیرا بدعتهای عادت شده ی ما هستند. بدعتهایی که سالهاست انجام می دهیم بی آنکه بدانیم و بخواهیم بدانیم:چرا؟ و ریشه ی آنها تقلیدهای ماست.

بهتر است قدری دقیق و عمیق تر در این پرسشها بیندیشیم:

چرا با وجود اینکه امام حسین(ع)روز دهم محرم به شهادت رسیدند و عقلاً و عرفاً عزاداری و سوگواری شیعیان ما عزاداران از آن روز باید آغاز شود به آن روز ختم میشود؟

چرا در ماههای دیگر بویژه ماه رمضان وشعبان و ذی حجه به یکدیگر می گوئیم:

« طاعاتتان قبول» ولی در ماه محرم میگوئیم:«عزاداریهایتان قبول»؟

آیا تنها طاعت و عبادت این ایام، عزاداری است؟

چرا در ایام محرم بیش از همه به مداحان و نوحه خوانها التماس دعا می گوئیم؟

چرا مجالس این ماهها را به نام مداحان آن مراسم می شناسیم نه سخنران آن مراسم. مثلا میگوئیم: مجلس حاج... ؟

چرا این ماه را به نام ماه احیای قرآن و شهیدقرآن نمی شناسیم؟

در ماه احیای قرآن و گرامیداشت شهید قرآن، در مجالس سوگواری سالارشهیدان مفاهیم کاربردی و نکات تربیتی چندآیه ازقرآن را می آموزیم؟

چرا در آگهی ها و بنرهای تبلیغاتی این ایام، نام مداح بزرگتر و درشت تر از نام سخنران آن مراسم است و از نام قاری قرآن هم نشانی نیست؟

مهمترین ملاک ما برای انتخاب و شرکت در یک مجلس عزاداری چیست؟

محتوای برنامه؟ جمعیت زیاد شرکت کننده؟سخنران آن یا مداح؟

مهم ترین هدف ما از شرکت در مراسم عزاداری سالار شهیدان چیست؟

کسب ثواب؟ دلسوزی برای امام حسین(ع)و خاندان و همراهانش؟ همدردی با امام زمان(عج)؟ یا...؟

در این مجالس عزاداری و در مداحی ها چقدر حرمت امام حسین(ع) را نگه می داریم؟

چقدر این نوحه خوانی و روضه خوانی ها بدون توهین و تحقیر شخصیت امام حسین و اهلش و دور از خرافات وتحریفاتست؟

در این مجالس،چقدر حرمت امام زمان(عج) را نگه می داریم؟ چقدر و چگونه تمرین تجدید عهد با ایشان به عنوان منتظر امام زمان(عج) را می کنیم؟

اینکه در این مجالس خطاب به حضرت مهدی(عج) ذکر جزئیات نحوه ی شهادت و توصیف اجسادپاره پاره و...شهدای کربلاء می کنیم مانند این نیست که هنگام حضور در مجلس ترحیم کسی برای خاندان داغدیده و صاحب عزای آن مرحوم شرح جزئیات جسد عزیزمرحومشان را بکنیم؟ اینطورنیست؟

اگر بله.چقدر این کار غیرمعقول و غیراخلاقی است؟ آیا از اثرات مخرّب این کار بر احساسات آن انسان آسمانی که مانند ما عاطفه دارند،آگاهیم؟ آیا چنین کاری صحیح و جایز است؟

چراتنها راه نکوداشت حماسه ی حسینی را در این ایام به عزاداری و قرائت زیارت عاشورا و در حاشیه ی آن به سخنرانی منحصر و محدود کرده ایم؟

اگر عبادتی جز اینها انجام دهیم، اشکال دارد؟

آیا انتظار امام حسین(ع) از ما در همین حدّ است؟آیا انتظار دیگری ندارند؟

جهت رضایت ایشان و نشان دادن شیعه بودنمان این اشکها باید به کجا ختم شود؟

آیا نباید این اشکها و سینه زدنها محرّک و انگیزه ی حرکتی پویا و مستمر با هدف اثبات شیعه و پیرو حقیقی بودن امام حسین(ع) و ادامه ی راه ایشان در ستیز با ظلم و جهل- دو عامل مهم در تحریف و تخریب چهره ی حقیقی دین اسلام- شود؟

امام حسین از ما انتظار عزاداری دارد یا یاوری و پیروی؟

ما یار امام حسین(ع) هستیم؟ یا بار ایشان؟

« هیهات منّاالذله»یعنی چه؟

اگر امام زمان اکنون فریاد بزند«هل من ناصر ینصرنی» چه می کنیم؟

 امام حسین(ع)هنگام شهادت چندساله بودند؟

از دورا ن زندگی امام حسین(ع) مخصوصا ده سال آخر زندگی حیاتبخش و پربرکتشان که دوران امامت ایشان و همزمانی آن با خلافت معاویه بود،چه می دانیم؟

چرا زندگی امام حسین(ع) را به روزعاشوراء و نهایتا عصر تاسوعا تا ظهرعاشورا منحصر کرده ایم؟

امام حسین(ع) هنگام نیمه تمام گذاشتن حج آخرشان، سخنرانی مفصلی در منا کرده و با بیان شرایط بحرانی و حساس جامعه ی آن روز، هدف خود از قیام انسان ساز و جاویدشان را تبیین کردند.از این سخنرانی چه میدانیم؟

در جلسات عزاداری،چقدر درمورد تاریخ عاشورا و علل موثر در ایجاد حماسه ی عاشورا سخن گفته شده است؟

چند بار خطبه ی امام حسین(ع) در منا-هنگام ناتمام گذاشتن حج با هدف جهادی بالاتر که همان قیام جهت احیای دین و سنت نبوی است- خوانده و تبیین شده است؟

از وصیت نامه ای که امام حسین(ع) هنگام حرکت به سمت کوفه به برادرشان محمدبن حنفیه دادند،چه میدانیم؟ تا به حال در آن اندیشه کرده ایم؟

اگر در این ماه بر تشنه لبی امام حسین(ع) و یارانش(سلام برآنها) و زخمهای شمشیر و نیزه بر پیکر مبارک آنان اشک نریزیم گناه کردیم؟

اگر کسی بخواهد در این روزها و شبها بجای برپائی جلسه ی عزاداری امام حسین(ع)جلساتی با محورآموزش مهارتهای زندگی از قرآن یا زندگی امام حسین(ع) برگزارکند، گناه کرده است؟

کدام ضروری تر و برتر است؟برپائی این جلسات یا جلسات سوگواری و ذکر مصیبت ایشان؟

اگر کسی در این روزها و شبها بجای شرکت در مراسم عزاداری و گریه برمصیبت امام حسین(ع) قرآن تلاوت کند و با تفکر و تدبر در مفاهیم آیات آن، پیامهای کاربردی و تربیتی آن را استخراج کرده و به آن عمل کند، ذاکر امام حسین-شهیدقرآن- نبوده است؟

آیا در این ایام می توان برای ذکرمصیبت و سینه زنی و اشک ریختن بر تشنه لبی امام حسین(ع) جایگزین بهتری یافت؟اگربله،چه جایگزینی؟

از کجا بفهمیم امام حسین(ع) در مجلس ما حضور داشته و از آن راضی بودند؟

اصلا دلیل اشک ریختن ما بر امام حسین(ع) چیست؟ مظلومیت ایشان بخاطر تشنه لبی؟ یا

بخاطر زنده شدن قرآن و اسلام بواسطه ی حماسه ی انسان سازحسینی؟

بخاطر پیروزی خون برشمشیر و حق بر باطل؟اگر چنین است آیا برای پیروزی باید اشک ماتم ریخت؟

یا این اشک ریختن دلیل دیگری دارد؟ اگر بله.چه دلیلی؟

چرا شهادت امام حسین(ع) را مظلومانه می دانیم؟

بخاطر تشنه لبی ایشان؟

بخاطر شهادت حضرت علی اصغر(ع) بر دستانشان؟

بخاطر دستان قطع شده ی برادرشان حضرت اباالفضل العباس(ع)؟

بخاطر اینکه بدن مطهرشان را تکه تکه کردند؟

بخاطر عبور اسبهای دشمنان از بدنهای مبارک ایشان و یاران باوفایشان؟

بخاطر اینکه خیمه ها را آتش زدند؟

اسارت خاندانشان؟

یا دلیلی فراتر و مهمتر از اینها؟

آیا اگر هیچ یک از این اتفاقات ناگوار و غمبار برای ایشان اتفاق نمی افتاد باز هم شهادتشان مظلومانه بود؟چرا؟

کسی که شناختی نسبت به امام حسین ندارد، با حضور در این جلسات عزاداری چقدر با شخصیت و منش امام حسین(ع) آشنا می شود؟

حضور در مراسم عزاداری چقدر ما را به حقیقت حرکت امام حسین نزدیک می کند؟

اگر کسی وارد این جلسات ما شود و به ما بگوید:

« نمونه ای از سخنان یا سنت امام حسین(ع) را بیان کنید تا آن را سرلوحه ی زندگی خودقرارداده و با عمل به آن گفتار یا رفتار، حسینی شوم»،چه پاسخی می دهیم؟ آیا سخن یا سنّتی از ایشان میدانیم؟

اگر کسی از ما بخواهد یک نمونه از گفتار یا رفتارخود را که بااسوه قرار دادن یک سخن یا سنّت از امام حسین(ع)، حسینی شده ایم نام ببریم.کدام یک از خصلتهای خودمان را میگوییم؟

چقدر به هدف امامی که برایش سینه می زنیم و اشک میریزم و ناله سرمیدهیم شناخت داریم؟

تاسوعا و عاشوراء یعنی چه؟ مگر ماجرای جهاد و شهادت امام حسین(ع) و وفادارترین انسانهای تاریخ در عاشوراء اتفاق نیفتاد؟پس مناسبت تاسوعا برای چیست؟درست است روزتاسوعا روز حضرت عباس(ع) است. امّا آیا میدانیم چرا؟ این روز چه درسی ببه ما می آموزد؟

این علمها آیا صبغه ی دینی دارد؟چرا علم آن کاروان علوی را به چنین علم چندشاخه و سنگینی که عوارض جسمی و ...بسیاری را دارد، تبدیل کرده ایم؟

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاء یعنی چه؟ در زمان ما چه مصداقی دارد؟

چرا دسته های عزاداری باید مجهز به طبل زن سنج زن و زنجیرزن هم باشد؟ بدون آنها نمیتوان دسته ی عزاداری تشکیل داد؟

 آیا نمی توان هزینه ی طبل و سنج و ... را صرف امور خیریه ی ضروری کرد؟

آیا حضور در دسته های عزاداری با این تشریفات و حرکت در خیابانها با صدای بلند طبلها و ...در شب ضروری است؟

چرا نذری های ما به شکل غذا دادن است؟ عبادت اجتماعی دیگری را نمیتوان جایگزین کرد؟

آن هم در حالی که برای نذری دادن از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده میشود که هم بیماری زا هستند.هم به سرعت و سهولت قابل بازیافت و بازگشت به طبیعت نیستند؟

اگر در رفتارمان در این روزها و شبها بازنگری کنیم، با رفتار و سنت امام حسین(ع) و یارانش بیشتر سنخیت دارد یا لشکریان جهل و ظلم و ناسپاسی؟

براساس سنت معصومین انجام چه اعمالی در این ماه ضروری و کدام اعمال ناپسند و مردود است؟

آیا تمام اعمال ما در این ماه مخصوصا جلسات سوگواری ما خداپسندانه و صحیح است؟

آیا ما در این جلسات،نشانه های حقیقی مومنان که امام صادق(ع) آنها را صدق گفتار، ادای امانت و وفای به عهد دانسته اند، کاملا رعایت میکنیم؟

آیا در گفتار و ادّعای خود مبنی بر این که شیعه و پیرو امام حسین(ع) هستیم، صادق هستیم؟

آیا امانت ایشان که احیای سنت نبوی و قرآن است، را به نیکی حفظ کرده و آن را ادا می کنیم؟

آیا هرسال در محرم با ایشان جهت احیای دین و سنت نبوی، تجدیدعهد می کنیم؟

آیا قبل از شرکت عزاداریها،تلاش کرده ایم که اگر با دروغ یا خلف وعده یا خیانت در امانت، انسانهایی را آزرده کرده ایم این حق الناسها را جبران کنیم؟

یا ماه محرم زمان ومکان این کارها نیست؟!!!

امام حسین(ع) در حالی به سمت کوفه حرکت کردند که دیون خود را ادا کردند.

چرا ما چنین نکنیم و قبل از ماه محرم برای نشان دادن ارادت صادقانه ی خود به امام حسین(ع) هر حق الناس و حق اللهی که بر گردن داریم، اداکنیم و با توبه وارد ماه محرم شویم؟

آیا تلاش کرده ایم قبل و بیشتر از اشک ریختن بر امام حسین(ع) اشک ازچهره ی انسان نیازمندی پاک کنیم؟

آیا سعی کرده ایم پیش و بیش از سینه زنی در جلسات سوگواری سالارشهیدان، سینه ی دردمندی را التیام بخشیم؟

آیا کوشیده ایم بجای زنجیرزنی، با همیاری در جهت آزادی زندانیان نیازمند یاری، شادی را به آنها و خانواده هایشان بازگردانیم؟

برای کدام یک از اعمال خود در این ماه که مربوط به جلسات سوگواری سالارشهیدان(ع) و یاران باوفا و بامعرفتش است، دلیل عقلی و شرعی و عرفی و اخلاقی داریم؟

کدام قسمت از اعمال ما در این مجالس صرفا براساس تقلید از نسلهای پیشین است بی آنکه دلیلی شفاف برای آن داشته باشیم؟

و پرسشهای بیشمار و بی پاسخ دیگر.

پرسشهایی که دنبال پاسخ آنها هم نبوده ایم.

بیائیم بار دیگر این سؤالات و پرسشهای دیگری که در اینجا مطرح نشد،را مرور کنیم و با تفکر و تعمق در آنها و به دنبال آن بازنگری در رفتارمان تلاش کنیم تا از حاشیه به متن، از ظاهر به بطن و از فرع به اصل برسیم.تا اینگونه بتوانیم راهکارهایی برای رهایی از تقلید و تکرار و کلیشه و سپس حرکت به سمت خلاقیت و نو شدن بیابیم.و در این روزها و شبها شخصیت حقیقی امام حسین(ع) و یارانش را نشان دهیم.انشاءالله.

از همراهان گرامی تقاضا دارم در جهت عمل به آیه2/سوره مائده:

« تعاونوا علی البرّ و التقوی»

و آیات دیگر قرآن و پیروی از سفارش و سنت معصومین یاری کننده ی نویسنده در ارتقای قوت و غنای این مطالب باشند.

در مطالب بعدی هم که بر اساس نقد بدعتها و تحریفات عاشوراست همراهمان باشید.

ربنا تقبل منا إنک أنت السمیع العلیم

الحمدلله رب العالمین