بسم الله الرحمان الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله

در آغاز این نوشتار از تمام دوستان فرهیخته و اندیشمندی که در قسمت نظرات مطلب ماه محرم رسید(6)- چگونه زیارت عاشوراءمی خوانیم؟ پاسخهای مستدلّ و معقول و مقبولی به پرسشهای این مطلب داده بودند، نهایت سپاس را دارم. امید آن که خداوند بهترینها را نصیبشان کند.به خوانندگان گرامی نیز پیشنهاد می کنم حتما آن نظرات متین و قوی وغنی را مطالعه فرمایند.

در مفاتیح الجنان زیارت عاشوراء از علقمه بن محمد حضرمی به نقل از امام باقر(ع) ذکر شده و دعای پس از آن  از قول صفوان بن مهران آمده است.با وجود اینکه راوی این دعا تأکید کرده که این دعا را علقمه برای آنها روایت نکرده است، ما به دعای بعد از زیارت عاشوراء میگوئیم دعای علقمه!!!

قبل از پرداختن به محتوای این زیارتنامه خالی از فایده نیست ابتداء در مورد عنوان آن چندکلمه ای بگوئیم:

زیارت امام حسین(ع) در روز عاشوراء

زیارت به چه معناست؟

زیارت دیدار است. اما دیداری متفاوت با دیدارهای دیگر.

زیارت،دیدار همراه با زیادت است.زیادت و زیادشدن متفاوت از اضافه شدن است. اضافه شدن امری بیرونی و عَرَضی است و زیارت افزایش درونی و ذاتی. وقتی باری اضافه داریم خطر و احتمال گم یا دزدیده شدن آن همیشه هست.اما وقتی ازدرون افزوده شده ایم قابل فقدان یا سرقت نیست.مگر آن که ما بدلیل غفلت و بی توجهی- نه ناآگاهی و فراموشی- این زیادی را که به فضل خداوند نصیبمان شده است، ازدست بدهیم.

درقرآن هم خداوند درمورد مؤمنان، از ازدیاد سخن گفته است نه اضافه شدن.

« إنّماالمؤمنون ألّذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم و إذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربّهم یتوکّلون»                                         سوره انفال/آیه2

«(اگرچه مسلمان بر دین بسی است)               ولی مومن راستین آن کسی است

که چون نزد او ذکر یزدان شود                           به دل ترسش افتد هراسان شود

بر ایشان چو خوانند آیات ربّ                           فزون گردد ایمانشان در طلب

به یزدان خود میکنند اعتماد                            به او میسپارند دل بی عناد»

پس ما باید دائم در حال حرکت به سمت زیادشدن باشیم نه اضافه شدن.از درون و کیفی افزون شویم نه از بیرون و کمّی.افزایش درونی سبب رشد و قوی و غنی شدن میگرددو...

درون ما فطرت ماست و خداوند بارقه ها و جلوه هایی از صفات ثبوتیه اش را در آن به صورت بالقوه نهاده و ما باید با پرورش این جلوه ها،آنها را از قوه به فعلیت برسانیم.

درون ما قلب ماست همان که در احادیث داریم:

قلب المومن عرش الرحمان

القلب حرم الله و لاتسکن فی حرم الله غیره.

لایسعنی أرضی و لا سمائی بل یسعنی قلب عبدی المومن

جهت زیارت حقیقی- دیدار همراه با زیادت- باید این قلب-که همان ذهن و روان ماست- را از هر پلیدی و مانع پاک گردانیم.چرا که

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد                   دیو چو بیرون رود فرشته درآید

نکته دیگر:

زیارت دیدار با انسان زنده است نه میت. مرده را یاد می کنند نه زیارت.

پس وقتی میگوئیم: زیارت امام حسین(علیه السلام) در واقع اقرار به حیّ بودن ایشان می کنم.پس ایشان هنگام خواندن این زیارت و سخن گفتن ما با ایشان حیّ و حاضر هستند و قطعا پاسخ ما را می دهند.به علاوه این زیارت باید سبب شود بر بهره ها و ظرفیتهای درونی من افزوده شود.

حالا چرا بین زیارتهای امام حسین(ع) در روزهای دیگر-عیدغدیر، شب قدر،اربعین و... سفارش به مداومت بر زیارت امام حسین (ع) در این روز شده است؟

یکی از دلایل شاید این باشد

توجه و دقت درآنچه امام حسین(ع) و یاورانش در عاشوراء کردند.نه آنچه بر سرشان آوردند.

مابه اشتباه،بجای پرداختن وقت و ذهن و فکر خود به حماسه ی حسینی،تمام فکرو ذکر ما میشود:عزای حسین. و همّ و غمّ ما قبول و پذیرفته شدن عزاداریهایمان میشود.

نمی دانیم چرا حضرت زینب(س) فرمود: « مارأیت إلّا جمیلا».

مگر ایشان چه دیدند که چنین فرمودند؟

به اشتباه آن را جواب دندان شکن و حاضرجوابی ایشان به یزید می دانیم.

اما برای یکبار هم بیندیشیم و دنبال پاسخ این باشیم که:

امام حسین(ع) چه میخواستند؟چه کردند؟ چگونه کردند؟ و چرا کردند؟

از ابتدای زیارت عاشوراء آغاز می کنیم.

 السلام علیک یا أباعبدالله

سلام از ریشه ی سلم به معنای سلامتی است.درواقع وقتی به کسی سلام می گوئیم او از جانب ما در سلم و سلامت است. آیا واقعا چنین است؟

آیا واقعا امام حسین(ع) که به نشانه ی ادب و احترام، ایشان را با لقبشان ندا میدهیم چنین مصونیت و امنیتی از جانب ما دارند؟

نکته دیگر ایشان قطعا پاسخ سلام ما را میدهند.به سبب اینکه در عمل به آیات قرآن پیشرو و پیشقدم بوده و و  راهنما و راهبر ما  در مسیر با قرآن زیستن هستند.

« و إذا حیّیتم بتحیّیة فحیّوا بأحسن منها أو ردّوها ...»           سوره نساء/آیه86

«چو شخصی بگوید شما را سلام                  به پاسخ دهیدش سلامی تمام

  همانگونه یا بهتر اندرجواب                          به پاسخ برانید اسب خطاب»

آیا ما سلامی در خور پاسخ ایشان داده ایم؟

آیا ایشان که در راستای عمل به آیه فوق، پاسخی بهتر از سلام ما میدهند، از ما سلامی حسن دریافت کرده اند که أحسن آن را پاسخ دهند؟

 اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

شاید تفاوت محیا با حیات همان تفاوت زنده بودن با زندگی کردن است. زندگی نباتی با زندگی انسانی.

حیات صرف زنده بودن است و محیا روش زندگی.

اگر با تکرار یکنواختی ها و روزمرّگیها و تقلید و تکرار دیروزها، صبح را به شب رسانده و شب را صبح کنیم، فقط زیست و حیات داشته ایم. اما اگر حدّاقلّ این دو آیه را نصب العین خود قرار دهیم:

« کل یوم هو فی شأن»                                              سوره الرحمان/آیه 29

 « قل أعوذ بربّ الفلق»                                              سوره فلق/آیه1

برای هر روز شأن و جایگاهی ویژه و جدا ازدیروز قائل شده و بشکافیم هرآنچه که مرا از نوشدن و  حرکت رو به رشد باز میدارد،آن وقت میتوانیم بگوئیم زندگی کرده ایم.

پس آیا وقت آن نرسیده که به عنوان امت حضرت محمد(ص) با شناخت سیره ی آن حضرت(ص) و آل ایشان، از آن الگوبرداری کنیم؟

رسول اکرم(ص) فرمودند: بهترین زندگی، زندگی زندگی ساز است.

چقدر زندگی ما الگو گرفته از این حدیث است؟

آیا مفهوم  این سخن معلم ماندگار -دکتر شریعتی- را درک کرده ایم و چنین درخواستی از خداوند داریم؟

خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز من خود چگونه مردن را خواهم آموخت.

اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین(ع) فی الدنیا و الآخرة

وجه یعنی: صفحه، صورت.

وجیه بر وزن فعیل در علم صرف عرب«صفت مشبهه» و بیانگر دوام و قوام و ثبات صفتی است.پس وجیه یعنی کسی که همیشه صورتش را بالا نگه می دارد. به اصطلاح امروزی آبرومند.

در این دعا از خداوند می خواهیم که ما را در زندگی دنیوی و اخروی فردی آبرومند و سرافراز در برابر امام حسین(ع) قراردهد.

جعل به معنی قرارداد، رابطه ای دوطرفه است.خداوند همیشه حاضر در سر قرار با بندگان است مانیز آماده بر سر قرار هستیم؟

آیا شرایطی ایجاد کرده ایم که در همین دنیا هم سرافراز در برابر ایشان بوده و باافتخار و صادقانه بگوئیم من شیعه ی تو هستم؟

لازمه ی آبرومند بودن این است که انسان خطایی که او را سرافکنده دربرابر دیگران و بویژه بزرگان کند، نکرده باشد. آیا ما چنین هستیم؟

گفتنی در مورد زیارت عاشوراء بسیار است ولی به این مقال مجمل اکتفاءشد. 

در خانه اگر کس است                                     یک حرف بس است

و  نیز

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

بیائیم یک بار دیگر برای سوالات فوق و  پرسشهای ذیل دنبال پاسخ باشیم:

چرا زیارت امام حسین(ع) در عاشوراء بسیار سفارش شده است؟

مگر هر عاشورا باید تداعی چه چیزی در پندار و به تبع آن گفتار و کردار ما باشد؟

بیائیم یک بار دیگر با تأمّل و تعمق زیارت عاشوراء را بخوانیم.

و با خداوند عهد کنیم دعاهای این زیارت همراه با حرکت ما برای تحقق آن دعاها باشد.

نگارنده ی این سطور همچنان منتظر نقدهای سسازنده و مفید خوانندگان فرهیخته و گرامی است.

ربنا تقبل منا إنک أنت السمیع العلیم

الحمدلله رب العالمین

والسلام علی من اتبع الهدی