بسم الله الرحمان الرحیم

امام علی(ع) فرمودند:

« تعلّموا القرآن فإنّه أحسن الحدیث و تفقّهوا فیه فإنّه ربیع القلوب....»

« قرآن را بیاموزید که آن بهترین و نیکوترین سخن است و در آن تفقّه کنید که آن بهار دلهاست.»

سلام بر دلهایی که با قرآن بهاری گشته اند.

فردا اول ربیع الأوّل است.

قصد داشتم طبق وعده ای که داده بودم، سلسله مطالب ماه محرم رسید را با موضوع زیارت عاشوراء ادامه دهم.ولی بدلیل اینکه در آستانه ی ماه ربیع الأوّل هستیم،فکرکردم موقتا از بحث خارج شده و مطلبی در مورد عمل خرافی و بدعت

« کوبیدن در هفت مسجد و بشارت پایان ماه صفر و حلول ربیع الأول به حضرت محمد(ص)» بنویسم و در مطالب بعدی به امیدخدا بحث قبلی ر ادامه دهم.

اولین بار در اوایل دهه ی هشتاد این موضوع را در کلاس قرآن پژوهی از زبان یکی از دوستان که خود طبق عادت این کار را هرسال انجام می داد شنیدم. همان موقع در سند و اعتبار این حدیث شک کردمو از همان زمان به دنبال سند و  صحت و اعتبار  این کار بودم.نمی توانستم باورکنم که این حدیث را پیامبر اکرم(ص)فرموده باشند.

به چه دلیل حضرت محمد(ص) باید فرموده باشند:

« هرکس پایان ماه صفر را به من بشارت دهد من بهشت را به او بشارت میدهم»؟

مگر ماه صفر چه چیزی دارد که اینقدر شوم است؟

اگر بخاطر مصیبت شهادت معصومین در این ماه است که در تمام ماههای قمری بجز ماه شعبان، حدّاقلّ شهادت یکی از معصومین(س) اتفاق افتاده است؟

حتی ماه رجب را که به مناسبت تولد امام علی و امام جواد(ع) و بعثت حضرت محمد(ص) و آغاز رسالت ایشان جهت تبلیغ  دین کامل و جاودان اسلام، مبارک می دانیم، شهادت امام کاظم و امام هادی(علیهماالسلام) و وفات حضرت زینب(س) در این ماه است.

اگر بخاطر عزاداری اربعین(بیستم صفر) و شهادت سه تن از معصومین: رسول اکرم(ص) و امام حسن(ع)(بیست و هشتم صفر) و امام رضا علیه السلام(آخر صفر) ماه غمبار و مصیبت میدانیم که:

اولً:ولادت امام باقر(سوم صفر) و امام کاظم(علیهما السلام)(هفتم صفر) قبل از این روزهاست.

ثانیا: در زمان خاتم الأنبیاء(ص)هیچ یک از این مصیبتها و شهادتها رخ نداده بود که بخواهد برای ایشان غمبار و حزن انگیز باشد.

براستی آیا واقعا این سخن رسول اکرم (ص) است؟

مگر قرآن و سنت مؤیّد عقل انسان نیست؟

مگر نه اینکه یکی از نشانه های کذب و جعلی بودن حدیث، تعارض و  تضاد آن با قرآن و عقل و  نیز تاریخ زندگی معصومین(س)است؟

آیا این سخن با عقل سازگار است؟.

آیا میتوان پذیرفت که:ما هر گناهی را مرتکب شویم. بعد در شب اول ماه ربیع الأول با کوبیدن درب هفت مسجد و مژده به رسول خدا(ص) بهشت را برای خود بخریم؟!!

به علاوه وقتی به حکیم بودن خداوند و رسول او باور داریم با رفتار حکیمانه ی آنها سازگار است که برای چنین کاری چنان پاداش عظیمی داده شود؟

درضمن مگر به دلیل اعتقادی که به حضور و حیات روحانی حضرت محمد(ص) بعد از رحلتشان داریم نیست که نمازهایمان با سلام خطاب به ایشان پایان می پذیرد؟

مگر  اعتقاد نداریم اعمال ما چه نیک و چه ناپسند هرهفته به ایشان عرضه می شود؟

پس اگر اینگونه است .یعنی وجود مبارکشان از پایان ماه مطلع نمیشوند و ما باید به ایشان مژده دهیم؟!!!

باقرآن: کل یوم هو فی شأن. سوره الرحمان/آیه29

پس هیچ روزی از نظر قرآن نحس نیست و هر روزی شأن و جایگاه ویژه برای رشد و تعالی انسانها دارد.

ماه صفر هم که ما بر اساس بدعتی خرافی و عوام پسندانه فقط ماه عزا و مصیبت میدانیم هم میتواند بهترین ایام برای حرکت و سوق ما به سمت تعالی و سعادت باشد.

واژه ی«یوم نحس»(روز شوم) در قرآن فقط دوبار-یه صورت مفرد و جمع- بکار رفته است.هردو بار هم درموردعذاب قوم عاد- رسول الهی آن قوم حضرت هود(ع) بود- و پایان تلخ و عبرت آمیز آن قوم است.

« فأرسلنا علیهم ریحا صرصرا فی أیّام نحسات لنذیقهم عذاب الخزی فی الحیاه الدنیا و لعذاب الآخرة أخزی و هم لاینصرون»                    سوره فصلت/آیه16

« در ایام شومی یکی تندباد                        فرستاد یزدان سوی قوم عاد

 بدنیا بگشتند رسوا و خوار                          به عقبی بتر زین نیابند یار»

« إنّا أرسلنا علیهم ریحا صرصرا فی یوم نحس مستمرّ»   سوره قمر/آیه19

« یکی باد توفنده ای خانه سوز                   وزاندیمشان در یکی شوم روز»

در این آیات علت نحس و شوم بودن آن روزها نه خود روزها بلکه نزول عذاب الهی درآن روزها ذکر شده است.

ماه صفر به سبب نزول کدام عذاب الهه نحس و شوم است؟!!

در تاریخ صدر اسلام هم وقتی بررسی می کنیم درمی یابیم که هیچ قول و فعلی از رسول اکرم(ص)در مورد نحوست ماه صفر و دفع خطر از خود در این ماه نقل نشده است.

به علاوه از تاریخ تولد ایشان(هفدهم ربیع الأول) متوجه می شویم که پیش از ولادت ایشان، ماه بعد از صفر،ربیع الأول(بهارنخستین) نامیده می شد.

با بررسی و کندوکاو در مورد تقویم عربی نیز در می یابیم:

درسال412میلادی-دوقرن پیش از ظهور اسلام و قرآن- سران قبیله های عرب برای یکسان سازی و  نظم بخشی به پیوستگی و اسامی ماههای عربی با حضور در منزل کلاب بن مرّه- جد پنجم حضرت محمد(ص)- گرد هم آمده و تقویم عربی را سامان می دهند. این تقویم عربی پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) به عنوان تقویم هجری نامیده شد. این تقویم در زمان خلافت خلیفه دوم- عمر بن خطاب- و به توصیه ی امام علی(ع) به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد.

در مورد علت نامگذاری ربیع الأول- سومین ماه از تقویم عربی- گفته شده:

بدلیل تقارن نامگذاری این ماه با فصل بهار و سرسبزی و رویش گیاهان،ربیع الأول:«بهار نخست»نامیده شد.

و گرنه در همین ماه که مناسبتهای فرخنده ای مانند: ولادت خاتم النبیین(ص) و امام صادق(ع) و سالگرد ازدواج حضرت محمد(ص) با بانو خدیجه(س) و آغاز امامت حضرت مهدی(عج) واقع شده، حوادث غمباری مانند: شهادت امام حسن عسگری(هشتم ماه) سالگرد آتش زدن خانه کعبه به فرمان یزید، وفات عبدالمطلب(پدربزرگ پیامبر اکرم(ص)) و سقط شدن محسن فرزند حضرت فاطمه(س) هم اتفاق افتاده است.

ملاحظه می شود که نامگذاری این ماه هیچ ارتباطی با مناسبتها و حوادث اتفاق افتاده در ماههای صفر و ربیع الأول ندارد.

ولی ما آنقدر در طیّ قرنها و مخصوصا چند دهه ی اخیر در نگاه مصیبت بار و حزن انگیز و کسالت بار به ماه صفر افراط و بر دوماه عزاداری و منع هر نوع شادی و جشن در این دوماه، افراط و سختگیری بیجا کردیم که حتی ولادت امام باقر(ع) و  امام کاظم(ع) را به حاشیه بردیم. و با این هیاهوهای بیجا در برپائی مراسم عزاداری، سبب ایجاد نگرش منفی در افراد جامعه شدیم به گونه ای که همه منتظر پایان ماه صفر  می شوند.و حتی اسلام را دین غم و عزا دانسته و گمان می کنند مراسم معمول در این دین منحصر به نوحه و روضه خوانی و سینه زنی و اشک ریختن است.

زمانی یکی ازدبیران موفق در تدریس ریاضی برایم تعریف کرد که یک سال در دبیرستان.... که مخصوص دانش آموزان کلیمی است، تدریس می کرد و فقط به دلیل اینکه نتوانسته بود به شبهاتی که آنها درمورد دین اسلام مطرح می کردند، پاسخ دهد،از آن مدرسه به دبیرستان دیگری نقل مکان کرده بود.

ایشان تعریف میکرد که شاگردانش در اعیادشان که درمدرسه مراسم جشن و شادی داشتند، به این دبیر ریاضی گفته بودند:

« از ما یادبگیرید که تو دینمون اینقدر شادی و جشن داریم. اسلام دین عزاست و فقط عزاداری داره.»

این شبهه را بارها ازدانش آموزان خود در کلاسهای درسم-دین و زندگی- شنیده ام.

نکته قابل ذکر در استفتائات و سوالاتی که درمورد این عمل- کوبیدن درب هفت مسجد و بشارت ماه ربیع الأول به رسول الله(ص)- از اکثر مراجع تقلید شده است، هیچ یک از این علمای معظم این عمل را تصدیق نکرده و آن را بدعت و خرافی دانسته اند و حتی در صحت و اعتبار حدیث نقل  شده از پیامبر اکرم(ص) را تأیید نکرده اند. 

آیا وقت آن  نرسیده است که تفکر و بازنگری و بدنبال آن بازسازی در اعمالی که تاکنون برحسب عادت و فقط به صرف انجام آن عمل به عنوان عبادات مستحبّ یا واجب به ارث رسیده از پیشینیان انجام میدادیم، کنیم؟ و سنت و بدعت را از یکدیگر تفکیک کنیم؟

به نظر شما وقتش نرسیده است؟

خداوند توفیق رفع و دفع بدعتها و احیای سنتهای دینی را نصیب ما فرماید.

آمین یارب العالمین

الحمدلله ربّ العالمین