بسم الله الرحمان الرحیم

سلام بر حسین(ع) و پویندگان راه حسین(ع).

چند روز قبل برنامه خبری ساعت ده صبح شبکه قرآن سیما، خبری در سایتهای مذهبی را نشان داد با این عنوان:

ساخت بزرگترین صحن جهان اسلام با نام فاطمة الزهراء(س) در حرم امام علی(ع) در نجف اشرف.

این خبر، ماجراهای مربوط به ساخت و انتقال ضریح جدید امام حسین(ع) را که  آن روزها خبر از برگزاری مراسم سالگردش بود، در ذهنم زنده کرد.

یاد اظهارنظرهای متفاوت و گاه مغایر با هم از سوی مردم از صاحبنظران گرفته تا افراد عادی جامعه افتادم.

آن زمان در مورد این موضوع در جمعهای دوستان و همکاران بسیار تبادل نظر می شد.

سوالات بسیاری ذهن مرا هم مشغول کرده بود.

سؤالاتی مانند:

اگر ساخت ضریح و صرف هزینه های هنگفت برای آن، ارزشمند و این امر از مستحبات مؤکد اسلامی است، پس:

چرا امام علی(ع) در دوران حکومت خود برای رسول اکرم(ص) بارگاه نساختند؟

چرا امام حسن(ع) در همان مدت حکومت شش ماهه ی خود، ساخت بارگاه و ضریح و...را برای امام علی(ع) را در اولویت قرارار ندادند؟

چرا ایشان هنگام صلح تحمیلی با معاویه این مورد را به عنوان یکی از شرایط صلحنامه قید نفرمودند؟

چرا ائمه ی اطهار(علیهم السلام) و بویژه صادقین- امام باقر و امام صادق(علیهماالسلام) در پاسخ به پرسشهای شیعیان و یارانشان درمورد برترین و مفیدترین اعمال یک مسلمان، ساخت ضریح یا حتی یک بارگاه کوچک و...برای مزار ائمه ی پیشین خود،ذکر نفرمودند؟

چرا امام رضا(ع) در دوران ولایتعهدی به این امر اقدام نکرد و مبادرت نورزید؟

چرا در هیچ یک از منابع متقدم و متأخر در مورد اعمال و سنتهای امام زمان(عج) پس از ظهور به اقدام ایشان در ساخت بارگاه برای اجدادشان سخنی گفته نشده است؟

و بسیاری چراهای دیگر.

مهم تر از آن:

مگر قرآن برترین و غنی ترین و قوی ترین راهنمای بشری و کتاب کامل زندگی نیست؟

مگر در قرآن بعد از تمام موارد:الذین آمنوا عبارت: عملواالصالحات قید نشده است؟

مگر نه اینکه:عمل صالح به معنای کار اصلح که بیشتر از بقیه عبادات به صلاح جامعه است و نقش اصلاحگرانه دارد،و در یک کلام: بهترین کار در هرزمان نیست؟

واقعا در این زمان اصلح و اهمّ کارها ساخت ضریح و کمک جمع کردن برای آن است؟

آن هم در کشوری که بسیاری از هموطنانمان وقتی به انواع بیماریها مبتلا می شوند از پرداخت حتی هزینه دارو هم ناتوانند.

بسیاری از هموطنهایمان مسکن به معنای واقعی( محل سکونت و آرامش) ندارند و کپرنشین هستند.

هموطنانی که بدلیل عدم توانائی مالی در پرداخت هزینه های درمانی از جمله خرید دارو مظلومانه جان می دهند.

هموطنانی که از شدت سوءتغذیه به انواع بیماریهای گوارشی و...مبتلا می شوند.

هموطنانی که از امکان بهره مندی از آب آشامیدنی سالم محرومند و مجبور به استفاده از آبی بدرنگ در نوشیدنیها و خوراکیها هستند که کمترین حاصل آن ابتلاءبه بیماریهای مختلف گوارشی،کلیوی و...است.و این تازه اول مصیبت است. :عبور از جاده های ناسالم ارتباطی جهت رساندن خود به اولین خانه ی بهداشت یا درمانگاه، ناتوانی در پرداخت هزینه های درمانی و... ادامه ی این تراژدی است.

هموطنانی که در روستاهایی بدون ابتدائی ترین امکانات رفاهی مانند آب لوله کشی و برق و گاز نه زندگی که زیستنی تکراری و یکنواخت را سپری می کنند.

در شرایطی که روستاهایمان از جاده های ارتباطی سالم و آسفالت شده محرومند و مردم مجبورند هنگام وقوع حادثه یا ابتلاء به بیماری، جهت درمان باید این جاده های ناهموار و بعضا خطرساز را طیّ کنند تا به اولین مرکز بهداشتی و درمانی برسند 

در مناطق محروم دانش آموزان از شدت ضعف و گرسنگی با چهره های رنگ پریده در کلاسهای درس حاضر میشوند. و همین ضعف و بیحالی مانع تمرکز آنها و یادگیری درسها میشود.

در کشوری که برخی از جوانان بااستعدادش با وجود قبولی در رشته های برتر کنکور سراسری و ارشد بدلیل عدم توانائی خانواده در پرداخت حداقل هزینه های تحصیل از رفتن به دانشگاه بازمی مانند.

یا جوانانی که با وجود فارغ التحصیلی از دانشگاه در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته های عالی و با معدل بالا بدلیل کمبود فرصت شغلی،در برخی موارد بخاطر اینکه سرپرست و به اصطلاح تنها نان آور خانواده هستند، جهت امرار معاش به شغلهایی مانند پادوئی، منشیگری و...- که کمترین تناسبی با مدرک و رشته ی تحصیلی آنها ندارد- روی می آورند.

هموطنان و جوانانی که....(بجای این نقطه چین ها میتوان موارد بسیاری از فقر و مشکلات مالی را ذکر کرد.)

چندماه قبل آیة الله محمدرضا نکونام-از اساتید برجسته و متعهد حوزه که خداوند عمرطولانی و بابرکت نصیبشان فرماید- مطالب ارزشمندو تأمّل برانگیزی در مورد لزوم توجه به محتوای اسلام بیان کردند. ایشان فرمودند:

«در جامعه اسلامی باید به دنبال اجرای عدالت و مبارزه با ظلم باشیم و إلّا با ظاهرسازی اسلامی و پخش همزمان ناذان و نماز در سراسر کشور و برافراشتن گنبد و گلدسته نمی توان به جامعه ی اسلامی رسید.

ایشان یکی از معیارهای جامعه اسلامی را توجه به فقر و فقرزدایی دانستند و با انتقاد از کسانی که دفعات متعدد به حج رفته اند، افزودند:

کسانی را می شناسم که بیش از چهل بار حج واجب بجا آورده اند، غیر از دفعاتی که به عمره رفته اند.یعنی اینها از رسول اکرم(ص) هم بیشتر حج بجا آورده اند. این در حالی است که ما در کشورمان تعداد زیادی فقیر داریم که به سختی زندگی می کنند. درجامعه ای که افراد آن بخاطر رفع گرفتاریها کلیه می فروشند، و بخاطر فقر دچار نقص عضو می شوند،رفتن به سفر عمره جایز نیست. افراد هزینه ی حج عمره را به فقرا بپردازند تا مجبور نشوند کلیه بفروشند.»

از تفکر و تأمّل در این سخنان چه نتیجه ای می گیریم؟

نگارنده قصد کم کردن ارزش کار هنرمندان،طراحان و صنعتگران و بطور کلی عوامل اجرائی ساخت این ضریح و ضریح های دیگر را ندارد.

قطعا در اخلاص و پاکی قلب این افراد شکی نیست.و نیز معنوی و روحانی بودن محل ساخت ضریح که متبرک از صفای قلب این بندگان خوب خدا بود،هم قابل انکار نیست. بلکه بحث بر سر عوامفریبی ها در مورد این ضریح است.

این ضریح تا چند هفته در مدرسه متعلق به یکی از مراجع تقلید، محل زیارت عموم مردم قم و اطراف آن بود. دوست عزیزی که اهل قم است و برای بازدید از این ضریح به آن محل رفته بود میگفت:

«من هم حرم امام حسین(ع) در کربلاء را دیدم هم این ضریح را. اینجا شلوغتر از حرم امام حسین(ع)بود. وقتی گفتم زیارت این ضریح خرافاته با اعتراض مادرم روبرو شدم.»

آن ضریح را شهر به شهر گرداندند.فارغ از مشکلات ترافیکی که در شهرها پیش آمد پولهای هدیه شده به ضریح قطعا مبلغ میلیاردی بود،شفاف سازی شد کجا هزینه شد؟

هنگامی که به یکی از شهرهای اطراف تهران رفته بودم،حضورم در آن شهر با انتقال این ضریح به آنجا همزمان شد.ازمشکلات ترافیکی که در شهر ایجاد شد،سخن نمی گویم. فقط به ذکر یک نکته اکتفاء می کنم.

مغازه داری خطاب به همسرش می گفت:

«خانم فلانی دوتا النگوش رو انداخت تو ضریح.بهش بگو بجای این کار بیاد بدهیش به من رو بده.کلی پارچه  نسیه برده و پولش رو هنوزنداده.»

و من با شنیدن این صحبت دونفره به فکر رفته و چه شرمنده شدم از اینکه:

تقصیر ما معلمان و مربیان و مبلغان دینی است که چون حقیقت و اصل احکام و رفتار دینی را در جامعه رواج نداده ایم،باعث شده ایم افراد عادی جامعه مستحبات و واجبات را تشخیص نداده و به فرموده امام حسن(ع) واجبات را فدای مستحبات کنند.

واقعا آن خانم نمی دانست ادای قرض، واجب و این کار شاید مستحب باشد؟

مانند این خانم را در رفتارهای مشابه یا متفاوت ولی مشترک در اساس را چندتا داریم؟

اگر قرار است ضریح بخاطر وجود امام حسین(ع) مقدس و مبارک باشد که به مصداق:

« شرف المکان بالمکین» ضریحی که قرنها بر مزار امام حسین(ع) بوده که قداست و برکت بیشتری دارد.

آیا تا به حال فکر کرده ایم اگر امام حسین(ع) بفرماید:

مهم تر از ساخت ضریح، رفع حوائج مردم است.چه پاسخی میدهیم؟

اگر امام حسین(ع) از آنان که پول در ضریح انداختند، بپرسند:

آیا نیازمندی در میان شما نبود که در هزینه ی معاش زندگی یا درمان و تحصیل و... درمانده نباشد چه پاسخی می دهیم؟

 وبسیاری سوالات دیگر را در ذهن خود تصور کنیم.

بهتر نیست کمی روی این سوالات فکر کنیم؟

ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم

الحمدلله رب العالمین

تا سلامی دیگر والسلام