بسم الله الرحمان الرحیم

السلام علی الحسین

در ایّام ماه محرم، در میان مطالب دانش آموزان برای تزئین تخته، بیشتر اوقات فرازی از زیارت عاشوراءیا حدیثی از امام حسین(ع) و بویژه کلامی از پیشوایان دین(علیهم السلام) در فضیلت گریه بر امام حسین(ع) دیده میشود.

در یکی از این روزها وقتی داخل کلاس شدم، دانش آموزی برای تزئین تخته سیاه این حدیث و  این بیت را نوشته بود:

هرکس به اندازه بال مگسی اشک بر حسین(ع) بریزد، بهشت بر او واجب میشود.

خنده کنان می رود روز جزا دربهشت                هرکه به دنیا کند گریه برای حسین

حدیث را به کرّات شنیده ام از مداحانی که در تلویزیون درمقام کارشناسان مذهبی سخن میگویند.در جلسات عزاداری و شهادت معصومین(علیهم السلام) بویژه درماه محرم و صفر از زبان سخنرانان و مداحان و...

از آنجا که همیشه در  کلاسهایم تکیه و تأکیدم بر عقل محوری و عقلانیت مداری بود،ابتدا از آن دانش آموز پرسیدم:

« خودت این حدیث را باور میکنی و قبول داری؟»

پاسخ دانش آموز که با  تأیید همکلاسیهایش همراه بود، تلخ و در عین حال منتظره بود:

« خانم از تلویزیون شنیدم. تلویزیون که هر کسی رو نمیاره.»

حق با اوبود. تلویزیون هرکسی را دعوت نمیکند.

سالهاست در برنامه ها و گفتگوهای مذهبی صداوسیما، عمدا و آگاهانه جای پژوهشگران نو اندیش و حقگرا خالی است.

سالهاست این رسانه که میلی بودن را بر ملی بودن ترجیح داده، برنامه های خود در مناسبتهای مذهبی را اعم از گفتگو و... بر محور کلیشه و تکرار و مخصوصا عوام پسندی استوار کرده است.

تصمیم گرفتم با طرح پرسشهایی از آن دانش آموز،او و بقیه شاگردان را به تفکر وادارم.

برای همین از افرادی مثال زدم که همه ی ما در محیط اطراف خود به کرّات دیده ایم.

افرادی که در عاشوراء چه سینه و زنجیری می زنند-در حالی که چه سینه هایی را سوزانده و چه زنجیرهایی بر پای دیگران بسته اند- و چه اشکی بر مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش می ریزند.حال آن که با ظلمهایشان باعث ریختن چه اشکهایی شدند. حال این آقایان و خانمها همگی بهشتیند؟

به آنها گفتم:

« خود شما تا حالا درمورد بعضی افراد نشنیدید یا نگفتید که:

( این زیارتش قبول نیست.چون من که ازش راضی نیستم.

هیچکدوم از نماز و روزه هاش صحیح و قبول نیست.من حلالش نمیکنم و...؟)

چندبار این جمله ها رو گفتید یا از زبون دیگران شنیدید؟»

وقتی دانش آموزان با حرکت سر و پاسخ« بله» تأییدکردند،گفتم:

« حالا واقعا این اشخاص که اینقدر حق الناس بر گردنشونه با یک قطره اشک ریختن  گناهانشون بخشیده و بهشت بر آنها واجب میشه؟ آن هم در حالی که حدیث داریم:

« حرمة المؤمن أفضل من الکعبة»

اگر اینطوره پس آن کسانی که چندتا دستمال کاغذی از اشکهاش خیس میشه یا کسی که روضه میخونه تا دیگران اشکهاشون جاری بشه،چه جایگاهی در بهشت دارند؟!!!»

برای آنها از راههای معیارهای صحت و اعتبار حدیث گفتم:

« در علوم حدیثی،برای تشخیص صحت و اعتبار یک حدیث، هشت معیار است. اگر با این هشت مورد سازگارباشد،حدیث صحیح و معتبر و گرنه جعلی و ساختگیه.

مهمترین این معیارها:قرآن ، سنت و سیره ی زندگی معصومین و عقله.

 اگر این حدیث واقعا صحیح باشه و یک قطره اشک اینقدر فایده داره که  آدم رو بهشتی میکنه،پس چرا درقرآن این همه آیه درمورد وجوب و ضرورت توبه داریم؟

وقتی قراره من با حتی یک قطره اشک، نامه ی اعمالم سفید و عاری از گناه بشه چرا زحمت توبه کردن و جبران حق الناس رو به خودم بدم؟

چه نیازی هست بپذیرم امام علی(ع) آن مراحل قلبی و زبانی و عملی توبه رو برای من گفته؟ برای مردم عصر خودش فرموده که هنوز امام حسین(ع) زنده بودند و آنها از فیض گریه بر ایشون و پاداش عظیمش بی بهره اند.

ولی ما امام حسین(ع) رو داریم که گریه بر ایشون شق القمر میکنه!!!

یک قطره اشک بر ایشون بیشتر از توبه در رهایی از  آتش جهنم اثر داره.

چرا این همه آیه در قران در عقوبت و کیفر گناهان داریم؟

مگر اشک  بر امام حسین(ع) خودش جبران نماز و روزه های ادا نشده و ظلمها و تضییع حقوق مردم،جبران غیبتها، تهمتهاو خلاصه هرکارزشتی که در حق دیگران کردیم رو نمیکنه؟

اگر اشک بر امام حسین(ع) اینقدر خاصیت داره پس چرا قرآن در سوره ی حجرات آن دستورات اخلاقی به ما میده و ما رو از ظلمهایی نسبت به دیگران مثل: غیبت،لقب زشت گذاشتن و....نهی میکنه؟

مگر ما امام حسین(ع) رو نداریم که با اشک بر مصیبتش خودمون رو بیمه از عواقب و کیفر این گناهان کنیم؟

 چرا امام سجاد و ائمه ی بعدی(علیهم السلام)در پاسخ آنها که موعظه و یاری جهت توفیق توبه و راههای جبران گناهان میخواستند، سفارش به اشک ریختن بر امام حسین(ع) نکردند؟ و نحوه ی توبه و ترک گناهان را آموزش دادند؟

چرا این همه حدیث در فضیلت توبه و  عواقب دنیوی و اخروی گناهان داریم؟

مگر قرار نیست سالی یکبار اشک ریختن در عاشوراء گناهانمون پاک بشه؟

اصلا این حدیث با عدل خدا و عقل سازگاری داره؟»

به آنها گفتم:

« من منکر ارزش اشک ریختن بر امام حسین(ع) نیستم. ولی نمیتونم این همه پاداش را برای این کار باور کنم.»

برای آنها از دوران اختناق و استبداد امویان و عباسیان در زمان امامت امام سجاد و ائمه ی بعدی(علیهم السلام) و حاکمان مغول و افشاریان و... بر ایران گفتم و ادامه دادم:

« حتی اگر این حدیث،سخن امام معصوم(ع) باشه. منحصر به زمانهایی است که  زنده نگهداشتن یاد امام حسین(ع) بسیار خطرناک و تهدیدکننده ی مال، جان و آبروی آن فرد شیعه و خانواده اش بود.نه زمان حالا که حکومت و دولت جلودار مراسم عزاداری ائمه هستند.الان گریه بر امام حسین(ع) و عزاداری بر ایشون و ائمه ی دیگه باید مقدمه ی حرکت به سمت پیروی از آنها بشه.»

بعد از صحبتهایم به سیمای دانش آموزان نگاه کردم.آثار تردید و تفکر در چهره هایشان به وضوح دیده میشد. از آنها خواستم قبل از پذیرش و نقل هر حدیثی، در آن تفکر و تعقل کنند. اگر حدّاقلّ با آیات قرآن و احادیث معصومین و عقل همخوانی داشت، آن را بپذیرند.

نظر شما در این مورد چیست؟

والسلام علی من اتّبع الهدی