بسم الله الرحمان الرحیم

سلام

در مطلب قبلی گفتم که پس از خروج سخنران مدعو با موضوع انتخابات مجلس هفتم از  مدرسه، وقتی به سالن اجتماعات رفتم، دانش آموزان اعتراض کردند که:

« خانم، این آقا اصلا قرآنی حرف نزد»

حدس و برداشت شما از این جمله چه بود؟

با خواندن ادامه مطلب میتوانید صحت و سقم حدس خود را بسنجید.

چند روز قبل از آن ماجرا، در زنگ پرورشی در کلاسهایم تعدادی قرآن به کلاس آورده بودیم، موضوع درس، آیه 219/بقره بود:

«یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما إثم کبیر و منافع للنّاس و إثمهما أکبر من نفعهما و یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو کذلک یبیّن الله لکم الآیات لعلّکم تتفکّرون»                                                              سوره بقره/آیه219

« بپرسند ز تو ز خمر و قمار                       بگو بس گناهست در این دو کار

نهانست سود کمی هم درآن                    ولی بیش از نفع،دارد زیان

بپرسند مردم به راه خدا                          چه انفاق سازیم ای مصطفی

بگو باشد باشد فزون بر                           به محتاج بخشید بی هیچ آز

(بپوئید در آن ره اعتدال                           نه کم نه فراوان ببخشید مال)

چنین روشن، آیات خود را خدا                 بیان می نماید برای شما

بود آنکه در آن تفکرکنید                         یکی لحظه برآن تدبرکنید

در مورد قسمت اول آیه به دانش آموزان توضیحاتی دادم و گفتم:

« ببینید بچه ها!بعد از«یسئلونک»،«قل» آمده یعنی خداوند به پیامبر اکرم(ص) امر می کند در برابر پرسش دیگران پاسخگو باشد.

کلمه یسئلونک؛15بار در قرآن آمده و در همه جا در ادامه ی آن قل آمده است.یعنی: خداوند به رسول اکرم(ص) امر می کند که فارغ از این که:

ُسؤال کننده کیه؟

هدفش از طرح این سوال چیه؟

موضوع سوال چیه؟

نتیجه ی این پاسخگوئی چیه؟

به سوالات مخاطب خود پاسخ دهد.

در واقع امر به پاسخگوئی و مسئول بودن می کند.

بعد در ادامه اول منافع خمر- هرچیزی که انسان رو دچار خماری کنه و در آن زمان تنها مصداقش شراب بوده- و میسر- کاملا واضحه سود این دوتا جزئی و موقتی و محدوه-رو میگه بعد ضررها و آثار منفی اینهارو - که همه به حکم عقل میدونیم فراوان و ماندگار و جبران ناپذیره-بیان می کنه.»

در ادامه گفتم:

« پیامبر اکرم(ص) می دونند اگر از منافع شراب و قمار بگند ، بعضی مردم چقدر سوءاستفاده  می کنند.همانطور که اینطور شد.و بعد از این جواب ایشون(ص) مردم گفتند:اجازه بدید از منافع شراب و قمار بهره ببریم.آیه هم گفته شراب و قمار منفعت داره.

با این حال ایشون با وجود پیش بینی این سوءاستفاده و فرصت طلبی مردم، موظفند منصفانه و بیطرفانه درمورد هرجیزی ابتدا محاسن و منافع و سپس معایب و ضررهاش رو بگند. و این نکته را به ما هم می آموزندکه ما هم چنین کنیم»

آن سال تازه بحث قرصهای روانگردان یا « اکستازی» شایع شده بود:

به دانش آموزان گفتم:

« علت اینکه این  همه توصیه های مربیان تربیتی مدارس و ...در جامعه در مورد خطرات و ضررهای استفاده از این قرصها نتیجه نمیده و همچنان شاهد مجالس «اکس پارتی» هستیم. اینه آن فروشنده ی قرص فقط اولش که همون لذتها و خوشیهای زودگذره رو میگه که:« آدم رو از خودبیخود و سرخوش و... میکنه» و اینها هم فقط آخرش رو- که همون پیامدهای منفی مصرف این قرصهاست مثل: ضعف بینای و شنوائی، تحلیل رفتن سیستم ایمنی بدن و سردرد و سرگیجه و...- رو میگند. طبیعیه که برای نوجوان و جوان، کسب و رسیدن به لذتهای اولیه ی مصرف این قرصها خوشایندتره و بخاطر همین سرخوشی و بی خیالی و فراموشی غمهای دنیاو... حاضره ضررهاش رو تحمل کنه.و بجان بخره. و کمتر پیش میاد کسی بخاطر ترس از عواقب خطرناک مصرف این قرصها قید خوشیهای کاذب اون رو بزنه.»

و ادامه دادم:

« در حالی که اگر ما با الهام گرفتن و الگوبرداری از روش قرآن در این آیه

بیائیم بجای انکار خوشیهای زودگذر اولیه، به مصرف کننده بگیم: حق با شماست. مصرف این قرصها اولش این لذتها و خوشیهائی که شما میگید رو داره ولی در ادامه ضررهای ماندگار و غیرقابل برگشت و جبران ناپذیر رو داره.حالا شما که عاقل هستی براساس عقلت قضاوت کن.کدوم رو به دیگری ترجیح میدی؟

انتخاب شادی اولیه و درعین حال کوتاه مدت و زودگذر با پذیرفتن ضررهای جسمی و روانی ماندگارش یا بخاطر مصون و ایمن بودن از ضررها و عواقب خطرناک جسمی و روانیش قید این لذتهای زودگذر رو بزنی و دنبال لذت و شادی سالم و بی خطر بری؟ انتخاب با خودته »

و در پایان سخنانم گفتم:

« راه درست اینه. از قرآن بیاموزیم:

موقع اظهارنظر و بیان دیدگاهمون درمورد هرکس یا هرچیزی-فرقی نمیکنه مورد تأیید ما باشه یا نه- ابتدا محاسنش رو بگیم و بعد معایبش رو. و مثل قرآن،مخاطب را به عقلش ارجاع بدیم که با بررسی محاسن و معایب ببینه کدوم بر دیگری غلبه داره-محاسنش بیشتره یا معایبش. آن وقت یکی رو بر دیگری ترجیح بده.»

بعد از آنها خواستم هرگروه یک قرآن بردارند و با قرائت و تفکر و تدبر در کلّ این آیه- که من فقط به ابتدای آیه اشاره کرده بودم- با مشورت هم نکات و پیامهای کاربردی دیگر آن را بنویسند:

دانش آموزان بیش از 60 پیام تربیتی از کل آیه استخراج کردند.

در صورت تمایل شما خوانندگان و همراهان فرهیخته و خوشفکر، می توانم در پست بعدی تعدادی از این نکات را- که همان روزها جمع آوری کرده و پس از حذف مکرّرات در سررسیدم یادداشت کردم- را به اشتراک بگذارم تا محملی باشد جهت نقد و بررسی و بیشتر آموختن از قرآن.

در سالهای بعد وقتی در یک مدرسه ی راهنمایی شاهد در مراسم صبحگاهی به دانش آموزانی که به بهانه های مختلف از حضور در نمازجماعت خودداری می کردند، این آیه را به عنوان شاهد ذکر کردم و به آنها گفتم:

« هنگامی که در انتخاب یک کار از چند کار بر سر دوراهی هستید یا حتی وقتی برای انجام کاری دچار تردید و نگرانی هستید، قبل ازانتخاب و اقدام،به این آیه عمل کنید. با تعقل و تفکر محاسن و معایب آن موارد رو بررسی کنید و براساس عقل و فکرتون راه بهتر و منطقی تر که قطعا خداپسندتر هم هست رو انتخاب کنید.»

و آن روز ظهر دانش آموزان که شوقشان برای شرکت در نمازجماعت بیشتر شده بود، هنگام حرکت به سمت مسجد  می گفتند:

« خانم داریم میریم به آیه219/بقره عمل کنیم.»

و سخن پایانی اینکه:

 آن روز دانش آموزان درسالن اجتماعات مدرسه مردی را دیده بودند که قرآنی حرف نزد

به گفته ی آنها:

« آن آقا آمد از جناح خودشون کلی تعریف و تمجید کرد و به جناح مقابل حسابی بدوبیراه گفت و تخریبشون کرد. ما که اومدیم سوال کنیم و حرف بزنیم،گفت:وقت ندارم.فرار کرد!

نیومد مثل قرآن منصفانه حرف بزنه.»

اینجابود که دلیل قدمهای تند آن آقا -که شبیه به دویدن بود-را هنگام خروج از مدرسه دریافتم.

حدستان درست بود؟

راستی شما چند پیام کاربردی و تربیتی برای استفاده در زندگی امروزی میتوانید از این آیه استخراج کنید؟

ممنون میشوم اگر در این زمینه مرا از پاسخهای ارزشمندتان بهره مند سازید.

شاید با همراهی و همدلی شما توانستیم مجموعه ای از نکات تربیتی و زندگی ساز این آیه تدوین کنیم. مجموعه ای که با توجه به عمیق و همه جانبه و جامع بودن آیات قرآن ظرفیت تبدیل شدن به یک کتابچه یا حتی کتاب را داشت.

 «ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم»

الحمدلله ربّ العالمین

تا درودی دیگر بدرود