بسم الله الرحمان الرحیم

سلام

که سلام پایان نماز و سخن گفتن با خداست و  آغاز سخن با بندگان خداست.

توصیه ای بسیار مهم:

لطفا قبل از خواندن این متن، مطلب:

« شبهای قدر(9)- از شب قدر چه توشه ای بردارم؟» را مطالعه کنید.ممنون

تولد امام علی(ع) هم گذشت با پیامکهای تبریک و با برنامه های به اصطلاح شاد و مهیّج!!!!!!تلویزیون و با.....

ولی من مدتهاست به این وصیت امام علی(ع) در آخرین ساعات زندگی زندگیسازشان فکر می کنم:

چرا امام علی(ع) فرمود:

« أوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم»

چرا نظم را در کنار تقوی ذکر کردند؟رابطه ی این دو با هم چیست؟

مگر ما تقوا را به پرهیزکاری معنا نمی کنیم؟ این معنا چه ربطی با نظم دارد؟چرا؟

از طرفی دیگر رعایت تقوا و در کنار آن نظم در کارها چقدر مهم است که در زمره ی آخرین وصایای امام علی(ع) - انسان کاملی که مسلمان و غیر مسلمان نمی توانند از اعتراف به مقام والا و شخصیت همه بعدی ایشان خودداری کنند- قرار می گیرد؟

در پست34(مطلب سی و چهارم از این وبلاگ) با عنوان:

شبهای قدر(9)- از شب قدر چه توشه ای بردارم؟

در مورد تقوا و معنا و پیامهای کاربردی آن توضیح بسیار کوتاهی داده ام.

حتما قبل از خواندن این متن، به آن مطلب مراجعه کنید.

اما در اینجا قصد دارم اشاره به یک نکته کنم:

در قرآن مصدر« تقوا» و مشتقات  آن بیش از هر فعل دیگری - حتی « ایمان» و هم خانواده هایش-بکاررفته است.

این نکته حکایت از اهمیت و فضیلت و فواید عظیم این فرمان الهی دارد.

برای تقوا هر معادل پارسی که درنظر بگیریم و هر معنایی داشته باشد، درون آن یک نکته کاملا مشخص است:

در بطن و درون تقوا؛ شعور ذاتی و فرهنگ رفتاری کاملا مشهود است.

و در واقع شاید بتوان گفت:

با تقوا بودن یعنی: احترام و رعایت حقوق و شأن و حریم دیگران.

با توجه به مثالهایی که در مطلب34 از این وبلاگ با عنوان:«شبهای قدر(9)- از شب قدر چه توشه ای بردارم؟»- ذکر شده اند،

اینکه هنگام قرمز بودن چراغ عابر پیاده، از خیابان عبور نمی کنیم، احترام به حقوق رانندگان نیست؟

اینکه از ریختن زباله در طبیعت یا معابر خودداری می کنیم و در حفظ پاکیزگی محیط زیست می کوشیم،،نشان از شعور و فرهنگ اجتماعی ما ندارد؟

اینکه در صف-هر صفی که ایستاده ایم- رعایت حقوق دیگران را می کنیم و نوبت آنها را ضایع نمی کنیم، رعایت حقوق آنها نیست؟ و اینکه مؤدبانه و محترمانه با آنها رفتار می کنیم، احترام به شأن و شخصیت آنها نیست؟

اینکه در هر آزمونی: مدرسه، دانشگاه، محل کار، اعم از آزمونهای حضوری و غیرحضوری تقلب نمی کنیم، رعایت ادب و احترام نسبت به مدرّس و طراح سوال نیست؟

و...

و مهم تر از همه اینکه: تمام امور زندگی اعم از ظاهر لباس و خانه و ...ما منظم است،نشانگر احترام ما به خود و شأن و ارزش قائل شدن برای خودمان نیست؟

همان که قرآن فرمود:« علیکم أنفسکم»

آیا موارد فوق  ومثالهای فراوان دیگر که میتوان ذکر کرد،نمونه های تقوا نیست؟

و به علاوه نمود نظم و منظم بودن ما نیست؟

بنابراین شاید بتوان گفت:

با توجه به اینکه تقوا همان خودنظمی است، پس:

نظم وتقوا رابطه ی مستقیم با هم دارند.هرچه باتقواتر باشیم،منظم تر هستیم.

آیا تا خود نظمی و نظم درونی نداشته باشیم و خود را تربیت و ملزم به رعایت حقوق دیگران نکرده باشیم، می توانیم در عمل نظم داشته باشیم؟

آیا تا زمانی که ذهنی مشغول و افکاری مغشوش داریم و قادر به نظم و سامان بخشی به افکارم نیستیم، می توانیم در امور زندگی و در رفتار و ارتباطمان با محیط اطراف اعم از انسانها و...نظم داشته باشیم؟و آیا می توانیم یک برنامه ریزی صحیح و مطلوب برای زندگی خود داشته باشیم؟

پس امام علی(ع) در این توصیه به ما می آموزند که ابتدا حرکت فکری و نظم در فکر و ذهن سپس نظم در تک تک امور زندگی.

(دقت کنیم امر به صورت مفرد آمده است نه جمع. امر آمده است نه امور)

پس نگاه کلان کافی نیست. در عین کلی نگری جزئی نگر هم باید باشیم.

ظاهر کلی خانه، دفتر کار و...نظم داشته باشد، کافی نیست.

اینکه اطاق کارم مرتب ولی کشوی میزم- یادآور کمد آقای vopi است نشانگر این است که سفارش امام علی(ع)- نظم أمرکم- را یا درست نیاموخته ام یا جدی نگرفته ام.

و نکته ی پایانی در مورد تقوا اینکه:

با توجه به مطالب فوق و مثالهای مذکور، با تقوابودن، اجتماعی بودن را می طلبد. آن هم حضوری مفید و مثمرثمر و مثبت در جامعه.

سفارش قرآن هم حضور اجتماعی است .آنجا که حرکت و قیام اجتماعی را بر حرکت فردی مقدم می دارد:

« قل إنّما أعظکم بواحده أن تقوموا لله مثنی و فرادی....» سوره سبأ/آیه46

« به امت بگو ای پیمبر که من                      شما را دهم پند با یک سخن

 که دو دو و یا یک نفر یک نفر                        به احیاء آیین بخیزید بر   »

سخن در مورد این سفارش جامع و کامل امام علی(ع) فراوان است که در اینجا در حدّ

نمی از یم گفته شد.

به نظر شما آیا یکی از بهترین هدایاء به امام علی(ع)،عمل به این وصیت ایشان نیست؟

با عمل به این سفارش ایشان، در واقع قدمی برداشته ایم در عمل به قرآن- زیباو کامل ترین کتاب زندگی- که امام علی(ع) در آخرین لحظات حیات حیاتبخششان نگران بودند مبادا غیر مسلمانان در عمل به آن از مسلمانان سبقت بگیرند و فرمودند:

«الله الله بالقرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم»

در پایان قابل ذکر است، این مطلب و بقیه ی مطالب ماه رجب، پیش از مطلب:

ماه رجب آمد(4)- عمل صالح در روز مبعث چیست؟

نوشته شده ولی در قسمت پیش نویس بودند.و چون در روز مبعث به لحاظ اقتضاءشرایط، نوشتن مطلب در مورد آن روز شاد و شادی بخش ضرورت داشت، لذا این مطالب بعد از آن مطلب، تقدیمتان می گردد.

بی شک این نوشتار اشکالات قابل اصلاح فراوانی دارد. پس منّت بر من می نهید که این اشکالات را برایم برشمارید تا اصلاح شوند.

ربّنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم

الحمدلله ربّ العالمین

تا سلامی دیگر والسلام