بسم الله الرحمان الرحیم

سلام

پائیز سال 1375بود.

دانشجوی سال آخر الهیات در دانشگاه تهران بودم. آن سال برای اولین بار مسجد دانشگاه تهران از دانشجویان برای شرکت در مراسم جمعی اعتکاف ثبت نام به عمل می آوردکه با استقبال بسیار دانشجویان مواجه شد. بسیاری از دانشجویان بویژه دانشجویان مقیم خوابگاهها که از این برنامه جا مانده بودند. در ثبت نام واحد فرهنگی کوی دانشگاه جهت اعتکاف در مسجد کوی دانشگاه شرکت کردند.البته برخی از دانشجویان معتکف در مسجد دانشگاه،معتقد بودند که اعتکاف فقط در مساجد جامع صحیح است و اعتکاف دانشجویان معتکف در مسجد کوی دانشگاه  اشکال شرعی دارد!!!بعدها یکی از همکلاسیها که از معتکفین در مسجددانشگاه تهران بود،گفت که

به هریک از آنها مبلغ3000تومان از طرف بیت رهبری اهداءشده است.

و چه ذوق و نشاطی بابت آن هدیه داشت.

بدلیل تقارن ایام البیض- روزهای اعتکاف:سیزدهم تا پانزدهم ماه رجب- با ترم تحصیلی دانشگاه،دانشجویان می توانستند فقط برای شرکت در کلاسهای درس، از مسجد خارج شده و پس از پایان کلاسشان به مسجد برگردند. وقتی علت را از یکی از دانشجویان معتکف- که دانشجوی فقه و مبانی حقوق اسلامی بود- پرسیدم، پاسخ داد:

« روحانی مسجد گفتند:« خارج شدن از مسجد  برای کسب علم اشکال نداره و  اعتکاف رو باطل نمی کنه.»

و من در فکر که:«آیا برای انجام اموری واجب تر ازطلب علم هم این حکم صادق است؟»

به یاد دارید از چه سالی صداوسیما در حدّ وسیع و گسترده به مسأله ی اعتکاف پرداخت و گزارشها، مصاحبه ها و گفتگوهای مذهبی و...در این مورد داشت؟

سال1388بود.

از آن سال صدا و سیما هرسال از اوائل ماه رجب،از کارشناسان مذهبی،که غالبا یا معمم هستند،یا فارغ التحصیل الهیات- گوئی کسی غیر از این دو دسته در زمینه مسائل دینی صاحبنظر نیست!!- دعوت می کند تا در مورد  موضوعاتی مانند:

معنا و مفهوم اعتکاف؛ فضیلت اعتکاف؛ سابقه ی اعتکاف؛ مستحبات، مکروهات و واجبات و محرّّمات اعتکاف. پاداش معتکفین، احکام و شرایط اعتکاف و... سخن گفته یا به پرسشها پاسخ دهند.

آن سال دائما به این فکر بودم که:

در حالی مراسم اعتکاف را با جشن و شادباش تولد امام علی(ع) آغازمیکنیم که این سفارش ایشان را فراموش کرده ایم:

«لا قربه بالنوافل إذا أضرّت بالفرائض»

«مستحباتی که به واجبات ضرر برساند قرب به خدا نمی دهد.»

« إذا أضرّت النوافل بالفرائض فارفضوها.»

« وقتی مستحبات به واجبات زیان رساند، مستحبات را ترک کن.»

 امر و فرمان فرزندش امام حسن(ع) را که فرمود:

« واجبات را فدای مستحبات نکن»

باید بیشتر بیندیشیم و تشخیص دهیم که واجب چیست و مستحب چیست؟

آن سال در سخنرانی ها و نامه های روشنفکران و حق بینان دینی این حدیث رسول اکرم(ص) به کرّات دیده و شنیده می شد:

« إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و إلّا فعلیه لعنه الله.»

« زمانی که بدعتها ظاهر میشود، پس بر دانشمندان واجب است که علمش را آشکار کند و گرنه لعنت خدا شامل او می شود.»

و این سخن دکتر شریعتی در قالب پیامک منتقل می شد:

اگر در صحنه حق و باطل نیستی. اگر شاهد عصر خودت و شهید  حق بر باطل نیستی، هرجا که میخواهی باش.چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هردو یکیست.

 آن سال و سالهای بعد از آن که شاهد رنجهایی بودیم.از قبیل: تحریف و تخریب چهره ی پاک و حقیقی دین و قرآن و آلوده شدن آن به زنگارهایی که در لایه های تعصب و جاهل و ظالم پروری،چهره ی سراسر مهر و عقل وعدل دین ر ا پنهان کرده بودند، اعتکاف یا جشن میلاد امام علی(ع) چه اولویتی داشت؟ جایی که برخلاف سفارش امام علی(ع) عمل کرده و مستحبات را اهمّ از واجبات کردیم.

در حالی که در سنت و سیره ی حسنین(ع)- امام حسن و امام حسین(ع)- داریم که اعتکاف را جهت رفع حاجت و حل مشکل مسلمانان می شکستند.

حال ما واجب را رها کرده و بر مستحبات تمرکز کرده ایم و متأسفانه هر چه می شنویم از کارشناسان و مسئولین و ...در تأیید و جدی گرفتن و اهم جلوه دادن این عبادت مستحبی است.

نویسنده به هیچ وجه قصد انکار یا تخفیف ارزش اعتکاف را ندارد. زیرا می داند عبادتی است که:

در قرآن به آن اشاره شده است. آنجا که خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهماالسلام) امر به تطهیر خانه ی خدا برای طائفین و عاکفین می کند:

«..و عهدنا إلی ابراهیم و اسماعیل أن طهرّا بیتی للطائفین و العاکفین و الرّکّع السجود.» سوره بقره/ آیه125

و با مطالعه و واکاوی تاریخ اسلام در می یابیم:حضرت محمد(ص) پیش از بعثت مقید به اعتکاف بودند. و پس از بعثت هم در دهه آخر ماه رمضان معتکف می شدند. و سالی که ایشان بدلیل جنگ بدر نتوانستند معتکف شوند،سال بعد قضایش را بجا آوردند.و ائمه اطهار هم برای این نافله،قدر و ارج قائل بودند.

نکته اینجاست که:

در هیچ جا از سنت رسول اکرم(ص) ذکر نشده است که ایشان این عبادت را همراه اصحابشان انجام می دادند.یا مسلمانان را الزام به انجام این عبادت می کردند.یعنی اعتکاف امری حکومتی  نیست. و امری فردی است. و دولت نه تنها الزامی به برگزاری مراسم اعتکاف برای مسلمانان ندارد.بلکه ضرورتی هم ندارد که مدیریت و برنامه ریزی این عبادت را به دست گیرد. اگر چنین بود و برپائی مستحبات هم در حیطه مسئولیتها و وظایف حاکمان بود چرا رسول خدا(ص) و امام علی(ع) در دوران حکومت خود چنین نکردند؟

حال مقایسه کنیم با اعتکافی که امروزه در کشور ما انجام میشود:

ثبت نام و پرداخت هزینه.چاپ و توزیع انبوه جزوه ها و کتابچه هایی در مورد اعتکاف و احکام آن و... و توزیع آن بین معتکفین. در حالی که هرکس که قصد انجام هرعبادتی- اعم از واجب یا مستحب را دارد، باید پیش از انجام آن، خود اقدام به یادگیری احکام مربوط به آن فریضه یا نافله نماید. به علاوه می شد این هزینه های گزاف را صرف امور زیربنائی و اساسی فرهنگی نمود.

آیا در دهه ها و قرنهای قبل که نهادهای دولتی مسئولیت انجام این عبادت مستحبی را به عهده نمی گرفتند، هیچ مسلمانی در ایران معتکف نمی شد؟

و آیا در آن زمانها جنبه های اخلاص بیشتر نبود؟ و آیا این نوع برگزاری اعتکاف راه را برای شرک خفی هموار و گشوده نمی کند؟!!

واقعا این نهادها به امور واجب بطور کامل و بنیادی پرداخته بودند و حال سازماندهی و مدیریت و اجرای مستحبات باقی مانده بود؟!!

آیا به آفات و پیامدهای منفی این اقدام، واقفند؟

دوستی تعریف می کرد که در مساجد جنوب تهران برخی از طالبین و مشتاقان به این عبادت،بدلیل عدم تمکن مالی در پرداخت هزینه ی اعتکاف از این عبادت بازماندند. و چه حسرتی بر دل اینها که برخی از آنها چندخواهر و برادر از یک خانواده بودند، مانده بود.!

در مسجدی در شهری نزدیک تهران، مسئول ستاد اعتکاف به پشتوانه ی اینکه افرادی به او قول شراکت و سهیم شدن در پرداخت هزینه های اعتکاف را داده بودند، اقدام به ثبت نام به صورت رایگان از داوطلبان اعتکاف - که بسیاری از آنان هم کودک و نوجوان بودند- کرده و با یکی از مراکز تهیه غذا هم قرارداد می بندد. اما پس از پایان مراسم و هنگام پرداخت هزینه ی غذا-که حدود دومیلیون تومان بود-متوجه می شود که به تنهایی باید مبلغ سفارشات را بدهد.به ناچار مجبور به پرداخت کل هزینه در چندقسط میشود.

در یکی از شهرستانها از نوجوانی که بااشتیاق برای ثبت نام در اعتکاف اقدام و هزینه را هم پرداخته بود. اما بعدها بدون پس گرفتن هزینه ی پرداختی از حضور در مسجد منصرف شد، علت را پرسیدم.پاسخ داد:

« سرویسهای بهداشتی مسجد خیلی کثیف بود.دیدم نمیتونم سه روز، روزی چندبار بیام اینجا وضو بگیرم. تازه روز آخر هم باید غسل کنم. براهمین دیگه نرفتم مسجد!»

هزینه های هنگفتی که برخی مساجد صرف نصب بنر و تبلیغ مراسم اعتکافشان با معرفی سخنرانان و قاریان و مداحان کردند.و می شد آن هزینه را یا صرف افراد نیازمند کرد. یا جهت فرهنگ سازی و انجام امور زیربنائی و مهم در تکالیف دینی هزینه کرد.

انتخاب مسجد جهت اعتکاف با معیار مداح و سخنران آن مسجد، انتخاب مسجد در شبهای قدر را در ذهن تداعی می کرد. گاهی این انتخاب و بحث بین برخی افراد با یکدیگر یادآور انتخاب دانشگاه در تعیین رشته ی پس از کنکور بود!! در این حالت باید فریاد بزنیم که چه بر سر دین،می آورند!!

ترس و نگرانی از آن است که در سالهای بعد مستحبات دیگر هم که خودجوش و فردی بودند، به اموری حکومتی تبدیل شوند.

وای خدا آن روز را نیاورد.

سخن و درد بسیار است. لیکن

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

کاش هوشیار وبیدار شویم و هوشیار و بیدار بمانیم.

یادش بخیر برنامه جذاب هوشیار و بیدار- با اجرای موفق علیرضا خمسه و مرحوم محسن یوسف بیک.که در روزهای جمعه پخش می شد.

امروز چقدر به آن برنامه-نه در صدا و سیما- بلکه در جامعه نیاز داریم.

اهدنا الصراط المستقیم

                                                                       والسلام علی من اتّبع الهدی