بسم الله الرحمان الرحیم

سلام و

«سلام قولاً من ربّ رحیم»   سوره یس/آیه58

دکتر شریعتی انسانها را به 4دسته تقسیم کرده است:

«1.افرادی که وقتی هستند، هستند. وقتی نیستند، هم نیستند:

حضور عمده ی آدمها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابر این اینها تنها هویت جسمانی دارند.

2. کسانی که وقتی هستند نیستند. وقتی هم نیستند، نیستند:

مردگانی متحرک در جهان. خودفروختگانی که هویتشان را به خاطر چیزی فانی واگذاشته اند.بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.

3. آنان که وقتی هستند، هستند.وقتی نیستند هم هستند:

آدمهای معتبر و باشخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تأثیر خود را می گذارند. کسانی که همواره در خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم.

4. آنهائی که وقتی هستند،نیستند. وقتی نیستند، هستند:

شگفت انگیزترین انسانها.در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم ولی وقتی از پیش ما می روند، نرم نرم و آهسته اهسته درک می کنیم. باز می شناسیم.می فهمیم که آنان چه بودند؟ چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم، انگار قفل بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می کنیم و غرق در حضور آنان مست می شویم. و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هریک از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.»

ممکن است این تقسیم بندی ایشان قابل نقد باشد. در اینجا قصد نقد این نظریه ی این معلم همیشه زنده را ندارم. ولی فکر می کنم باتوجه به تقسیم بندی فوق،شاید بتوان انسانها را از لحاظ حضور یا ظهور در زمان کنونی به 4دسته تقسیم کرد:

1. افرادی که هم حضور دارند و هم ظهور.

2. افرادی که حضور دارند و ظهور ندارند.

3. افرادی که نه حضور و نه ظهور دارند.

4. افرادی که ظهور دارند و حضور ندارند.

گفتم شاید: چون قطعا این نظر هم جای بحث و نقددارد.

ولی اگر هردو را درست بدانیم، در آن صورت:

ما در کدام دسته جای داریم؟

آرزو و آرمانمان این است:

در تقسیم بندی دکترشریعتی در گروه سوم و در تقسیم بندی دوم دردسته اول باشیم. اما آیا در عالم واقعیت هم چنین است؟

برای تشخیص موقعیتمان به این سوالات پاسخ دهیم:

ما یار امام زمان(عج) هستیم یا بار ایشان؟ یعنی آیا باری از دوش ایشان برداشته ایم یا عملکرد و رفتارما  باری گران بر ایشان بوده است؟

آیا تا به حال در عصر جمعه ها که میگویند:نامه ی اعمالمان به امام عصر(عج) عرضه میشود، آرامش و امید داشته ایم که:

ایشان با خواندن نامه اعمالمان، از ما دلگیر نمی شوند و مااز ایشان شرمنده؟

اگر بگویند:

«امام زمان(عج) این جمعه ظهور می کنند،آیا آماده اید؟»کدام یک از ما آماده ایم؟

کدام رفتار ما به آدم چشم انتظار کسی، شباهت دارد؟

وقتی منتظر میهمان هستیم چه می کنیم؟ ایا همان حدّاقل خدمت و آمادگی را برای امام زمان(عج) داشته ایم؟

باور کنیم:

این سبک زندگی ما، با منتظران حقیقی حضرت حجّه(ع) کمترین همخوانی ندارد.

باور کنیم:

با قرائت دعای فرج بعد از نمازجماعتهای پنجگانه و جلسات قرآن و دعا، قرائت دعای ندبه هرصبح جمعه و زیارت مسجدجمکران و دعا و نماز درآنجا، امام زمان(عج)ظهورنمی کنند.

باور کنیم:

راه تعجیل در فرج امام زمان(عج)، صلوات فرستادن و حتی در حد گسترده دعوت پیامکی 10صلوات فرستادن و ارسال آن به 10 نفر و تشکیل زنجیره ی پیامکی صلوات نیست.

باورکنیم:

برگزاری جشنهای نیمه شعبان و به نیت امام حسن عسگری(عج)، تلاوت دعای فرج در ساعت 11شب نیمه ی شعبان راه ظهور امام زمان(عج) نیست. 

باور کنیم:

هیچ یک از عبادات فوق، وظیفه و تکلیف ما در قبال امام عصر(عج) نیست.

باور کنیم:

نباید دلخوش باشیم که با انجام مستحبات فوق- نه واجبات- و عبادات دیگر به مسئولیت خود نسبت به حضرت مهدی(عج) عمل کرده ایم.

باور کنیم:

مسئولیت ما بسیار بزرگ تر، سنگین تر، ژرف تر و گسترده تر از موارد فوق است.

باور کنیم:

انتظار مفهوم و مقوله ای دوطرفه است. هم ما منتظرهستیم هم ایشان. اما تفاوت در نوع انتظار است:

ما منتظر ظهور حضرت صاحب الزّمان(عج) هستیم و ایشان منتظرحضور ما.

امام مهدی(عج) حضور دارند و ظهور ندارند. و ما ظهور داریم و حضور نداریم.

چگونه انتظار ایشان را برآورده کنیم.؟

چگونه با حضوری مفید و پویا در جامعه، نشان دهیم که منتظر حقیقی امام عصر(عج) هستیم؟

حضرت محمد(ص) در آخرین روزهای حیات پربرکتشان راه را نشان داده اند:

« إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی أهل بیتی ما إن تمسّکتم بهما لن تضلّوا بعدی...و لن یفترقا حتی یردّا علیّ الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما.»

« من در میان شما دو امانت گرانبها می گذارم. یکی کتاب خدا-قرآن- و عترت و اهل بیتم. مادام که به این دو متمسّک شوید،هرگز گمراه نمی شوید.و این دو ازهم جدا نمی شوند تا بر حوض کوثر بر من واردشوند.پس بنگرید چگونه با آنها رفتار می کنید.» 

 و ما چگونه با این دو امانت گرانبهای رسول الله(ص) که ضامن پیروزی و بهروزی ما در دنیا و آخرتند، رفتارکردیم و می کنیم؟

آیا اکنون بهترین زمان برای عمل به این توصیه ی خاتم الأنبیاء(ص) نیست؟

پس باید برای شناخت وظیفه ی اصلی و حقیقی منتظران امام زمان(عج) و برآورده کردن انتظارشان به این دو امانت نفیس متمسک شویم تا شرمنده صاحب امانتها نشویم.

بیائیم حدّاقلّ فقط با عمل به یک آیه قرآن و یک حدیث انسانهایی باشیم که:

وقتی هستیم باشیم و وقتی نیستیم هم باشیم.

به عبارت دیگر در نبودنمان اثری را داشته باشیم که در بودنمان داشتیم.

انسانهایی باشیم که هم حضور دارند و هم ظهور.

آن گاه با سربلندی و شادی و آرامش حاصل از ادای تکلیف و وظیفه ی خود نسبت به امام مهدی(عج) آوای انتظار سر دهیم.

اما عمل به کدام آیه؟کدام حدیث؟

با توجه به این که قرآن نور است و هدایت.

و پیشوایان معصوم(سلام الله علیهم) «کلّهم نور واحد»،« همگی یک نورند»

نمونه فراوان است.

به امید و یاری خدا در مطلب بعدی به یک آیه اشاره می کنیم.

نگارندۀ این سطور همچنان پذیرای نظرات و انتقادات مفید شمافرهیختگان گرامی  است.

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خشنود باشی و ما رستگار

                                                                           تا درودی دیگر بدرود