بسم الله الرحمان الرحیم

«و قال الرسول یاربّ إنّ قومی اتّخذوا هذاالقرآن مهجورا»سوره فرقان/آیه30

«بگوید محمد(ص) که یا ربّ ببین                   رها کرد قومم کتاب مبین»

سلام

سلام بر مومنانی که در ماه رمضان، دلهایشان با رمضانی شدن، مَنزِلگاه قرآن گشته است.

لطفا قبل از خواندن این مطلب، مطالب « شبهای قدر از شماره1 تا 13 (پستهای 26تا38)» را مطالعه فرمائید.

سخن با آیه ای که بیانگر شکایت رسول اکرم(ص) از مسلمانان است،آغاز شد.

در بحث مربوط به موضوع شکایت، همیشه دو مورد، مهم و سؤال برانگیز است:

1.شکایت کننده و شکایت شونده چه کسانی هستند؟چه کسانی از چه کسان یا چیزهائی شکایت می کنند؟

طبق آیه ی فوق، رسول الله(ص) از قوم و امّت خود به خدا شکایت می کنند.

2. شاکی چه خصوصیاتی دارد؟

آیا کسی است که دائم اهل شکایت است و از کثرت و افراط در شکایت، شکایاتش دیگر جدی گرفته نمی شود یا برعکس. شاکی کسی است که مظهر صبوری و گذشت است و وقتی شکایت می کند باید پرسید که شکایت شوندگان چه کردند که صدای اعتراض ایشان هم بلند شده است؟

قرآن پاسخ می دهد:

شاکی رسول الله(ص) است.

همان رسولی که قرآن در موردش فرموده است:

« إنّا أرسلناک رحمة للعالمین»                               سوره انبیاء/آیه107

« ندادم تو را حکم پیغمبری                           مگر آن که مژده ز مهر آوری

بر اهل جهان نیز بی کاستی                        شوی مایه ی رحمتی راستی»

همان رسول که خداوند راز محبوبییتش بین مردم و جذب و گرایش آنها به سمت ایشان را چنین وصف می کند:

«فبما رحمة من ربّک لنت لهم و لو کنت فظّا غلیظ القلب لانفضّوا من حولک...»

                                                         سوره آل عمران/آیه159

«به لطف الهی به قلب و زبان                         تو با ملت خود شدی مهربان

 اگر سنگدل بودی و ناصبور                            ز پیرامُنت خلق میگشت دور..»

 همان رسول که خداوند درمورد رابطه ی عاطفی ایشان با مردم می فرماید:

«لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم.»                                                   سوره توبه/آیه128

« رسولی ز جنس شما خاکیان                   فرستاده گردیده در این میان

خورد غصه گر رنجهائی برید                        بخواهد که ایمان به ربّ آورید

نجات شما راست خواهان بجان                  رئوف و رحیم است بر مؤمنان»

همان رسول که قرآن او را نه تنها واجد و جامع صفات نیک، بلکه چونان سواری می داند که لگام مرکب راهوار اخلاق حمیده و پسندیده را به کنترل خود گرفته است:

« و إنّک لعلی خلق عظیم»« تو را خوی بسیار وارسته ایست» سوره قلم/آیه4

همان رسول که خداوند به ایشان دلداری می دهد که اینقدر خود را بخاطر هدایت امّتش عذاب و زجر ندهد:

«فلعلّک باخع نفسک علی آثارهم إن لم یؤمنوا بهذاالحدیث أسفا»سوره کهف/آیه6

« گر ایمان نیارند بر ربّ پاک                       خودت را از اندوه سازی هلاک؟»

« لعلّک باخع نفسک ألّا یکونوا مومنین»                 سوره شعراء/آیه3 

« پیمبر تو ای مرد یزدان پرست                  دهی جان خود را ز غصه ز دست

از این غم که مردم به روز شمار                 نیارند ایمان و بر کردگار»

و در آیه ای دیگر می فرماید:

« ما أنزلنا علیک القرآن لتشقی»                         سوره طه/آیه2

« ندادم از بهر آنت کتاب                           که اینگونه اُفتی به رنج و عذاب»

همان رسول که خداوند با چندبار تأکید او را به عنوان الگویی ماندگار برای مؤمنان معرفی می کند:

« لقد کان لکم فی رسول الله أسوةحسنةلمن کان یرجواالله و الیوم الآخر و ذکرالله کثیرا»                                                  سوره احزاب/آیه21

« به کردار و صحبت رسول خدا                    چه سرمشق خوبیست بر اقتداء

برای کسی کوست امیدوار                         به دیدار یزدان و روز شمار

خدا را همیشه کند یاد و ذکر                      به دل مهر ورزد،به اندیشه فکر»

همان رسول که در مورد هدف از بعثت خود فرمودند:

« إنّی بعثت لأتمّم مکارم الأخلاق»

همان رسول که در طول سیزده سال رسالتشان در مکه در برابر بدرفتاری و آزار مشرکان هیپچگاه لب به نفرین نگشود و در عوض می فرمودند:

« خدایا اینان را هدایت کن. اینان نمی دانند چه میکنند.»

همان رسول که وقتی چند روزی از کسی که هر روز از بام منزل خود هنگام عبور پیامبر اکرم(ص)خاکروبه بر سرشان می ریخت خبری نشد، سراغش را گرفتند و وقتی فهمیدند بیمار شده به عیادتش رفتند.

همان رسول که هنگام فتح بدون خون ریزیِ مکه، پرچمدار سپاه خود را تغییردادند فقط به صرف این که شعارش این بود:

« الیوم یوم الملحمة» « امروز ، روز انتقام است.»

و پرچم را به دست امام علی(ع) داده و امر می کنند با این شعار وارد مکه شود:

« الیوم یوم المرحمة»

همان رسول که در جریان فتح مکه افراد پناه برده به خانه ی کعبه و منزل ابوسفیان و ساکنین در منازل خود را در امان میدارد.

(قابل ذکر است رسول خدا(ص)کیاست و زیرکی به خرج دادند. وقتی عباس عموی رسول اکرم(ص) از ایشان خواستند بابت اینکه ابوسفیان پیش از دیگر مکّیان اسلام آورد، به ایشان امتیازی دهد تا ابوسفیان با آن به مکّه بازگردد، ایشان که یقین داشتند اسلام اوردن ابوسفیان زبانی و از روی ناچاری است نه قلبی و حقیقی، فرمودند:

« هرکس به خانه ابوسفیان پناه ببرد در امان است. هرکس به خانه کعبه پناه ببرد، در امان است. هرکس در خانه ی خود بماند در امان است.»

واضح است در شرایطی که خانه کعبه از دوران پیش از اسلام محل امن بود و مردم مکه طبق سنت دیرینه به کعبه پناه می بردند و می دانند اگر در خانه بمانند و خارج نشوند در امانند دیگر نیازی به رفتن به منزل ابوسفیان نمی بیینند.در منابع تاریخی هم نقل شده است آن روز هیچ کس به منزل ابوسفیان پناه نبرد.)

همان رسول که پس از فتح بدون خونریزی مکه با وجودی که در اوج قدرت بودند و جهت انتقام از کفّار-که در تمام سالهای رسالت ایشان در مکّه از هیچ توطئه و دشمنی فروگذار نکردند- بهترین فرصت را برای انتقام داشتند، ولی نه انتقام گرفتند و نه جواز و مجال انتقام گرفتن به کسی دادند و خطاب به مکّیان فرمودند:

« فاذهبوا أنتم الطلقاء» « بروید که شما آزاد شدگانید.»

با این رسول خدا(ص) چه می کنند که ایشان نه از دشمنان که از قومش به خدا شکایت می برند.

برخلاف ما که در این موارد همیشه انگشت اتهام را به سمت دشمنان داخلی و خارجی نشانه میگیریم و از سه انگشت دیگر که به سمت خودمان است، غافلیم. ایشان انگشت اشاره را به سمت ما گرفته اند.

از آیه ی ابتدای این نوشتار، نکات و پیامهای بسیاری می توان استنتاج و استخراج کرد. از جمله اینکه:

رسول خدا(ص) از قوم خود شکایت می کنند.

قوم: گروهی از انسانها که قوام پیوند و ارتباط آنها با یکدیگر به یک خصوصیت مشترک است که به واسطه ی آن قوام یافته اند.با توجه به اینکه ما مسلمانان با هر نژاد و زبان و ملّیت و موقعیت شرایط مکانی و زمانی با یکدیگر بر مسلمانی و اعتقاد به خدا و حضرت محمد(ص) و قرآن وجه اشتراک داریم. و همین فصل مشترک سبب قوام ما یر پرچم اسلام شده است، پس این شکایت مختص و منحصر به قوم عرب نیست. و همه مسلمانان را در بر می گیرد.

به علاوه با توجه به آیه ی زیر:

« و ما ینطق عن الهوی* إن هو إلّا وحی یوحی» سوره نجم/آیات3و4

« نگوید سخن هیچ روی هوس*3                 کند وحی را منتقل او و بس»

شکایت رسول الله(ص) از ما شکایت خدا از ماست.

و قرآن سخن خداوند است. پس قرآن نیز از ما شاکی است.

اما ما چه کرده ایم که خدا و قرآن و رسول الله(ص) کفار و مشرکین و منافقین و بطور کلی دشمنان اسلام را رها کرده و انگشت اشاره ی اتّهام را به سمت ما گرفته اند و ما متهم به مهجور کردن قرآن شده ایم؟

اصلا مهجورکردن قرآن به چه معناست؟

چگونه ما باعث مهجور شدن قرآن شده ایم؟

در ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن سعی داریم جهت رمضانی شدن دلهایمان و نزول قرآن بر وجودمان، در حدّی مجمل و مختصر به علل مهجوریت قرآن در کشور اسلامی خود بپردازیم.باشد که با شناخت این عوامل و راهکارهای رهائی قرآن از مهجوریت، در زمره ی کسانی شویم که مصداق شکایت شدگان از طرف رسول الله(ص) و بالاتر از ایشان، خداوند رحمان رحیم نیستند. انشاءالله

نویسنده ی این سطور همچنان در انتظار و استقبال از نظرات راهنما و راهگشای خوانندگان گرامی است.

خدایا چنان کن سرانجام کار                          تو خشنود باشی و ما رستگار

                                                                                   الحمدلله کما هو أهله

تا سلامی دیگر والسلام