بسم الله الرحمان الرحیم

سلام بر شب قدر

قبل از خواندن این مطلب لازم است، پست27 از همین وبلاگ با عنوان« شبهای قدر(2)- بارقه ای از دعای جوشن کبیر» را مطالعه فرمائید.چون به جهت پرهیز از تکرار سعی کردم مطالبی که در مطلب فوق الذکر در مورد دعای جوشن کبیر نوشتم اینجا ننویسم.

دیشب شب قدر بود. یا لااقلّ آخرین شب از شبهای قدر.

قسمت عمده از مراسم احیای شب قدر صرف قرائت دعای جوشن کبیر و صدبار تکرار ذکر:

« سبحانک یا لا إله إلّا أنت الغوث الغوث خلّصنا من النار یا ربّ.» شد.

پس بیش از همه باید از این دعا درس آموخته باشیم تا از امروز در زندگی به کاربندیم.

مروری در حدّ نمی از یمّی از  آموزه هایمان از این دعا:

دیشب خدا را اینگونه خطاب کردم:

« یا من هو فی حکمته لطیف»

پس باید این ذکر لقلقه ی زبانم نباشد و صادقانه و خالصانه این ذکر را گفته باشم. اگر چنین است،پس:

دیگر تقدیر الهی را حکمتهای لطیف خداوند می دانم و شکایت نمی کنم و «چرا؟» به قصد شکایت و نارضایتی به زبان نمی آورم.

« یا من سبقت رحمته غضبه» را باور می کنم.پس کفر و شکایت نمی گویم.باور می کنم در سختیها هم:

«إنّ مع العسر یسرا»                       سوره انشراح/آیه5و 6

است و در هر امتحان الهی حتما حکمت و مصلحت و رحمت رحمانی و رحیمی خداوند نهفته است.

 دیشب در دعای جوشن کبیر با ذکرهای« یا من لم یهتک السّتر»(22) و « یا ساتر العورات»(24) و «یا ستّار»(65) با خداوند عهد بستیم تا از امروز با تجسس،عیب جوئی، بدگمانی،غیبت و..دنبال عیبهای دیگران نبوده بلکه پوشاننده ی عیوبشان هم باشیم.

خدا را اینگونه صدا زدیم: « یا جمیل العفو یا کریم الصفح»(34). پس همان دیشب هرکس که به ما آزاری رساند و رنجیده خاطر کرد را در قلب خود بخشیدیم، حتی اگر در ظاهر و رفتار-با هدف جلوکگیری از جری شدن او در تکرار خطایش- برخورد سرد  داشته باشیم. دل را از کینه و بدخواهی خالی کرده ایم. چرا که این دل

عرش الرحمان است و حرم الله پس لاتسکن فی حرم الله غیرالله

یا إله العالمین گفتیم.پس از امروز خدا را متعلق به همه می دانیم نه فقط خدا و معبود و ولیّ و نصیر و وکیل خودمان. پس حسن ظن و نیکخواهی برای همه دارم

پس همه را چون اثر انگشت خدا میدانیم و به همه عشق میورزیم. باور می کنیم دیشب هرکسی با هر وضع ظاهر و سطح اعتقاداتش خدا را صدا زده و خدا به او هم لبیک گفته.

یا من تواضع کلّ شیء لعظمته یا من خضع کلّ شیء لهیبته(7) پس در برابر خداوند گردنکشی و...نکنیم. هیچ مجال و توجیهی برای تکبر و...نیست.

یا رزاق البرایا(7) گفتیم و تکرار کردیم یا رازق الأنام(20) و باز گفتیم یا رازق(62).پس دیگر به فکر سودجوئی و حرص برای پول بیشتر از هر راهی ولو راه حرام و بخل و... نیستیم.

یا کاشف البلایا (8) و یا کاشف کلّ مکروب یا فارج کل مهموم» گفتیم.و تکرار کردیم: یا ملجأئی عند اضطراری یاغیاثی عندکربتی یا رجائی عند مصیبتی یا مونسی عند وحشتی یا عدّتی عند ششدّتی یا معینی عند مفزعی(11). و باز یادآوری به خود- ونه خدای خود- کردیم:یا غیاث المستغیثین(14).

باز برای انسان سرشته شده با نسیان این تذکرها کافی نیست.پس باز تکرار میکنیم:

« یا فارج الهمّ و یا کاشف الغم»(20)

و فریاد می زنیم:« یا غیاث من لا غیاث له«(28)؛ « یا مغیث من استغاثه» (30) و « یا مغیث من لا مغیث له»(59) تا به یاد و در خاطرمان بماند در سختیها ناامید نشویم و باور کنیم در مشکلات خدا تنهایمان نمی گذارد.حتما فرج و گشایشی از جانب خدا خواهد بود. پس هرجا هم که به توفیق الهی گامی جهت گره گشایی و رفع حل مشکل دیگران برداشتیم،آن کار را از خدا بدانیم نه ازجانب خود.فاعل اصلی خدا بوده.پس فقط امید و اتّکاءمان به خداست نه به دیگران. و یاریگران و حامیان را واسطه های خداوند بدانیم.و دیگر اینکه خودمان هم جلوه ای از این صفات خدا باشیم و از امروز به فکر دستگیری از نیازمندان مالی، فکری، فرهنگی ، عاطفی و..باشیم.

صدایش زدیم: « یا عالم السّرّ» و به خدا قول دادیم که سعی می کنیم هیچ گناهی را در خفا به دلخوشی اینکه کسی نمی بیند، انجام ندهیم.

« یا من لا یرجی أإلّا فضله» (19) پس همیشه امیدوار به فضل بیکران وماندگارش باشیم.

« یا خیرالناصرین یا خیر الفاتحین یا خیر المحسنین» (3). و باز تکرار کردیم:

یا نعم المجیب یا نعم الحبیب یا نعم المولی یا نعم النصیر(51).پس خدا بهترین یاور و...است.هم امیدمان به یاری او بیش از امیدمان به دیگران باشد.هم اینکه ما نیز برای دیگران اینگونه باشیم.بهترین یار و پاسخ دهنده و... وبه مصداق فراز65: مصداق و عامل به یا فتّاح باشم.

یا مجیب الدعوات(2) تکرار می کنیم: «یا مجیب من لا مجیب له» و باز هم باید متذکّر شویم:« یا من هو لمن دعاه مجیب»(96) پس هیچگاه از اجابت دعاها ناامید نمیشویم. کفر نمی گوئیم:« خدا دعا و صدای ما رو نمی شنوه و..»

یا غافر الخطیئات یا قابل التوبات»(2). کافی نیست باز هم بگو:« یا غافرالخطایا»(7) نه باز هم کافی نیست.پس بگو: « یا قابل التوب و یا غافر الذنب» پس باور کن خدا گناهانمان را می بخشد مشروط بر آن که صادقانه بوده و تصمیم و عزم جدی بر ترک گناه داشته باشیم. ولی انسان ضعیف است. پس باز هم به قصد تجدید عهد با خدا و خود بگو:

« یا من یقبل عذر التائبین» (63) و بگو: « یامن یقبل التوبه عن عباده»(67) تا بدانیم و در ذهن بسپاریم حال که خداوند راه توبه را همچنان گشوده نگه داشته پس توبه ام نباید مصداق این بیت شعر باشد:

توبه بر لب سبحه برکف دل پر از شوق گناه                

                                                     معصیت را خنده می آید ز استغفار ما

و تمرین کنیم که ما هم خطاهای دیگران را ببخشیم.

«« یا من هو شدید العقاب» (4)خواندم. پس از عقوبت گناهان و خطاهایمان بیمناک باشیم نه بی باک به انجام گناه.

« یا من هو فی عهده وفیّ یا من هو فی وفائه قوی»(35) و تکرار کردیم:

« یا صادقا لایخلف وعده»(100). پس باور کنم خداوند هیچوقت خلف وعده نمی کند.نه در اجابت دعا نه در یاری رسانی و... در قرآن هم فرموده:

« لایخلف الله وعده»                               سوره روم/آیه6

« لن یخلف الله وعده»                             سوره حج/آیه47

پس راضی به رضای الهی باشیم و تعجیل یا تأخیر در هیچ امری را از خدا نخواهیم.چرا که در فراز آخر این دعا میخوانیم:« یا حلیما لایعجل».و باور کنیم اگر دعایمان هنوز مستجاب نشده، هنوز زمان اجابت نرسیده.پس صبور باشیم. حتی شاید زمان اجابت در آخرت با بهترین برکات الهی باشد.

یا أنیس من لا أنیس له گفتیم. پس در تنهائی ها و زمانی که حس کردیم هیچکس ما رادرک نمی کند به خدا پناه می بریم و بجای شکایت از تنهائی و بی کسی با او به عنوان بهترین همنشین حرف و درددل می کنیم و بهترین قوّت قلب را از او می گیریم.

در فرازهای8،16،23 و78 خدا را چنین دعوت میکنیم:

 یا ذاالعفو و یا ذالمنّ و العطاء یا ذال...

این« ذا» ها را باور کنیم. پس خود را صاحب و دارای هیچ چیز ندانیم.همه ی دارائی ها از آنِ اوست.

فراز66:

یا من رزقنی و ربّانی: رفتارمان طوری باشد معلوم شود تربیت شده ی خداوند هستیم. و به علاوه باور کنیم هر خصلت نیک و هر عمل خیرمان روزیِ خداست. و دچار عجب و غرور و...نشویم.

یا من وفّقنی و هدانی بابت توفیقات مغرور نشویم. خدا راه را نشان و سپس توفیق داد.

چرا که:

« هذا من فضل ربّی»                             سوره نمل/آیه40

« و ماتوفیقی إلّا بالله»                            سوره هود/آیه88

یا من أعزّنی و أغنانی: باور کنم:

و لله العزّه و لرسوله و للمؤمنین.            سوره منافقون/آیه8

 « من کان یرید العزّ ة فلله العزه جمیعا» سوره فاطر/آیه10

عزت را فقط از خداوند بخواهیم چراکه:تعزّ من تشاء.(سوره آل عمران/آیه26) تلاش کنیم تا شایسته ی عزیز شدن توسط خداوند گردیم.

72:با صبور و توّاب و محسن و متطهّر بودن محبوب خدا شویم.

یامن شکره فوز للشاکرین(75) شکر خدا و مخلوقش را منّت بر خدا و آفریده اش ندانیم.

با درس آموزی از فراز 25: مبشّر میسّر و مطهّر باشیم.

یا جواداً لایبخل(100) بخیل نباشیم.هرچه برای خود میخواهیم برای دیگران هم بخواهیم.

 و در پایان آن که:

صدبار خلصنا من النار یارب گفتیم. پس: تمام فکرو ذهن و ذکرمان این باشد که مراقب باشیم از امروز با برخی خطاها آتش پلیدیها را مهمان ناخوانده ی قلبهایمان که عرش الرحمان و حرم الله است، نکنیم.

یا رحمان یارحیم گفتیم. پس رحمت و مهربانی ومهرورزی را در زندگی جاری کنیم که  من لایَرحم لایُرحم

نکات درس آموز و تربیتی از دعای جوشن کبیر بسیار بیشتر از موارد ذکر شده بود. ولی به همین اندک بسنده شد.

اما سوال:

آیا واقعا چنین می کنیم؟

آیا واقعا چنین درکی از دعای جوشن کبیر داریم؟ 

آیا واقعا چنین عهدهائی با خود و خدا بستیم؟

قطعا این مطلب عاری از نقص و ضعف و اشکال نیست.پس بر من منت نهید و با نظرات مفیدتان مرا در اصلاح و تکمیل این نوشتار یاری فرمائید.

ربنا تقبّل منّا إنّک أنت السمیع العلیم

                                                                                الحمدلله ربّ العالمین

                                                                               تا سلامی دیگر والسلام