بسم الله الرحمان الرحیم

سلام. سلامی به پاکی و زیبائی عیدفطر و نماز و زکاتش.

طبق روال هرسال از یکی دو روز مانده به پایان ماه رمضان ارسال پیامکهای تبریک عیدفطر آغاز می شود.و من مانند سالهای گذشته آنقدر ذهنم درگیر سوالات و امور مهم تر از پیامک تبریک فرستادن است که ضرورتی به شرکت در این جنبش پیامکی نمی یابم

عید فطر.

ولی چرا عید فطر؟

آیا بین افطاری و عید فطر رابطه ای است؟ اگر بله چه ارتباطی؟

رابطه ی بین رمضان و عیدفطر چیست؟

رابطه شبهای قدر با عید فطر چیست؟

قصد ندارم این مطلب در حدّ تخصصی برای کارشناسان دینی باشد. از آنجا که همیشه تمایل داشتم مخاطب و خواننده ی مطالبم بیشتر، جوان و نوجوان امروزی باشد.به این دلیل که برخلاف برچسبهای ظالمانه ی افراد متحجر مدعی دیانت و کلیددار بهشت-که نه مبتنی بر دلایل عقلی و عرفی است و نه مستند به معیارهای شرعی و اخلاقی- اینان نه دین گریزند و نه دین ستیز، می خواهم دین حقیقی را بشناسند، برای همین سعی می کنم در حدّی بسیار ساده و روان مطالب را بازگو کنم.

عید به معنای بازگشت است. رجعت هم به معنای بازگشت.اما چرا میگوئیم: عید فطر نه رجعت فطر؟

عید بازگشتی درونی و روحانی است. برخلاف رجعت که بازگشت جسمانی و روحانی است.

عید بازگشتی است که ریشه و منشأ آن تحول عمیق و بنیادی در درون انسان باشد. بازگشتی به مبدأ است.

بازگشت درونی به چه؟ و مبدأ ما چیست؟

به فطرت انسانها. نهاد و سرشتی پاک و آراسته به جلوه هائی از صفات الهی که خداوند بدو خلقت انسان در درون او به ودیعه نهاده است.

از همین جا می توان رابطه ی افطار با عید فطر را درک کرد.

افطار تمرین بازگشت و احیای هرروزه ی فطرت بود.

وقتی این تمرینها تدریجا تکرار شود، تداوم می یابد. و آنگاه ماندگار در وجود می شود.

و اینجاست که راز و حقیقت همه چیز برایت آشکار می شود:

چرا شبهای قدر در دهه ی پایانی ماه رمضان است؟

چرا بلافاصله و پس از پایان ماه رمضان- ماه نزول قرآن- عید فطر است؟

و آنگاه پایان این افطارها را باید عید دانست و جشن گرفت.جشن بازگشتی عمیق و بنیادی به سرشت پاکی که غفلت کرده و از آن دور شده بودیم.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش          بازجوید روزگار وصل خویش

و جالب است این عید با زکات فطره آغاز می شود. با اهداء مالی تزکیه شده از روانی پاک شده و بازگشته به اصل خود.به انسانهائی که نیازمند این مال هستند. پس در این جشن و شادی و عیدگرفتن دیگران را هم شریک می کنیم.

یکی از جالب ترین نکات این است:

با وجودی که درتمام28آیه ی قرآن، نماز قبل از زکات آمده ولی زکات فطره قبل از نماز عید فطر  و حتی هنگام افطار آخر ماه رمضان است.

زکات به معنای پاکی است.

با افطارهایم که همان تمرین مکرر احیای فطرت است، و رمضانی شدن فکر و روانم و نزول قرآن بر ذهن و درونم و احیای حقیقت وجودیِ خودم در شب قدر و رقم زدن تقدیر و  امر حکیم، حکیمانه، از من واقعی-یا حتی منِ کاذب- به منِ حقیقی بازمیگردم. اما کافی نیست،جسم و روحم بعد از این نیاز به تغذیه دارد. پس حالا که پاک شده ام و می خواهم پاک بمانم  باید مالم پاک شود و با مالی پاک غذاهای پاک برای تقویت جسم و رو حم تأمین کنم.

پس مالم پاک می شود.چگونه؟

با بخشیدن سهمی از آن به نیازمندان.اعم از مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیر شیعه، ایرانی و غیر ایرانی، موحد و ملحد. همه و همه باید بهره مند شوند.

این عبادت به ظاهر فردیِ روزه  را با عبادتی اجتماعی- زکات- پیوند میدهم.

اهمیت زکات در قرآن بسیار زیبا و درس آموز و مفید است.

قرآن، در آیات بسیاری زکات و نماز را همراه هم ذکر کرده است.

وقتی در موارد مصرف زکات در قرآن،تفکر  و تدبّر می کنیم. می بینیم دائره ی نیازمندان مالی خارج از این هشت دسته نیستند:

« إنّما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین علیها و المؤولّفة قلوبهم و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و  ابن السبیل فریضة من الله و الله علیم حکیم»                                                                     سوره توبه/آیه60

« بر این هشت دسته به دور حیات                    بباید تعلق بکگیرد زکات

یک و دو به مسکین و شخص فقیر                     که هستند در چنگ محنت اسیر

سوم بر کسانی که با شوق وشور                  بگشتند همکار در این امور

چهارم به بیگانگان به دین                              مگر مؤمن آیند خود این چنین

بر آزادی بندگان بلاد                                     بر آن کس که او قرض دارد زیاد

به تبلیغ در راه پرو ردگار                               به ره ماندگان به عسرت دچار

که حکمی است واجب ز یکتا خدا                 علیم و حکیم است آن رهنما»

    نکته : قابل ذکر است تمام ترجمه های آیات قرآن در تمام مطالب این وبلاگ از استاد  دانشگاه و شاعر قران پژوه دکتر امید مجد است

در درس پانزدهم کتاب دین و زندگی دوم دبیرستان، وقتی برای دانش آموزان موارد مصرف زکات را می گفتم بعد از  آنها می گفتم:

« حالا بچه ها! چند نوع نیازمند مثال بزنید که خارج از این هشت دسته باشند.»

دانش آموزان مثالهای متعدّد می زدند و بعد متوجه می شدند مشمول یکی از آن هشت صنف است.

چه دین ظریف و دقیق و زیبائی.حتی پیروان سایر ادیان- چه الهی و چه غیر الهی- را هم بی نصیب از جشن مهربانی و مهرورزی و مهرآفرینی مسلمانان نگذاشته است.

در شادی و عید بازگشت به سرشت پاک و بی آلایش بدو خلقتمان دیگران را هم شریک و سهیم می کنیم. با دیگران جشن می گیریم. با یاری رسانی مالی به آنها.

و چه دین پر تحرکی که عبادات فردی و اجتماعی را توأم با هم کرده است.

هیچ عبادت و حکم عملی در دین اسلام نمی یابید که فقط فردی باشد و در بطن آن عبادت اجتماعی نباشد.حال بگذریم از عباداتی که ویژگی بارز آنها اجتماعی بودنشان است.مانند: امر به معروف ونهی از منکر، تولّی و تبرّی، خمس وزکانت، حج( مستحب و واجب) جهاد( اکبر و اصغر) و...

آن وقت ما دلخوش و اکتفا کردیم به فلان نماز مستحبی و ذکرمشکل گشا و...!

آیا واقعا ما عیدفطر داشتیم؟ آیا زکات دادیم؟ آن هم زکات فطره؟

همچنان منتظر نقد و نظرهای ناصحانه ی خوانندگان فهیم و فرزانه هستم.

یزدان را سپاس بیکران

تا درودی دیگر بدرود