شبهای قدر(3)- درس آموختن از امام علی یا عزاداری بر ایشان؟!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.

سلامی به زیبایی آسمان و زیباتر از آن، دلهای آسمانی در شب قدر.

تا آسمان راهی نیست. تا آسمانی شدن چطور؟

 امام علی(علیه السلام) یکی از آن انسانهای آسمانی است.

امامی که تقارن شهادتش با شب قدر و شب نزول قرآن و ملائکه بر آن قدرشناسان قدرسازی که نه احیای شب بلکه احیای قلب می کنند تا قلبشان محل نزول قرآن و ملائکه باشد.به ما می آموزد که برای آسمانی شدن  به پیشگاه این انسان کامل برویم.

همان قلبی که در باره اش فرموده اند:

« القلب حرم الله و لاتسکن فی حرم الله غیره»

« قلب المومن عرش الرحمان»

« لا یسعنی أرضی و لا سمائی بل یسعنی قلب عبدی المؤمن»

سخن در مورد امام علی(ع) را با ذکر دو حدیث آغاز میکنم:

امام علی(ع):

« برترین عبادتها،تفکر و تعقل است.»

حضرت محمد(ص) به امام علی(ع):

ای علی، هرگاه دیدی مردم از طریق مستحبات به خدا نزدیک میشوند، تو از طریق عقل به خدا نزدیک شو تا از همه ی آنها جلو بیفتی.»

از کودکی که از زبان برخی بزرگترها بجای «شب قدر» عبارت« شب قتل» را می شنیدم و عزاداری و نوحه سرائها درمصیبت امام علی(ع) را می دیدم و می شنیدم،گمان می کردم شبهای قدر بعد ازشهادت امام علی(ع) مقرر شد.و بیداری ما در آن سه شب مبارک،بخاطرگریه برشهادت مظلومانهامام علی(ع)و مهمترین وظیفه ما همین است.

بزرگتر که شدم، فهمیدم در زمان حیات امام علی(ع) هم این مراسم بوده.آن موقع این سوال در ذهنم شکل گرفت که:

«  ایشان و اهل بیتشان  شبهای قدر را با انجام چه عباداتی به صبح می رساندند؟»

و شاید بدنبال این سوال بود،که به یاری حق سوالات دیگری هم در ذهنم جان گرفتند و  مرا به سمت نیل به پاسخ هدایت کردند.

سوالاتی از قبیل:

چرا شهادت امام علی(ع) با شب قدر همزمان شد؟ حکمت این تقارن چیست؟

آیا حکمتش یادکرد ایشان با گریه و نوحه خوانی بر ایشان است؟ قطعا پاسخ منفی است.

پس حکمتش چیست؟

چرا قاتلان ایشان را لعن می کنیم نه فقط شخص قاتل ابن ملجم را؟ آن هم صدبار؟

چرا لعن بر قاتلان ایشان جزء مستحبات این شب ذکر شده ولی رجوع به سنت- قول و فعل- ایشان و درس آموزی و عمل به آنها نه جزء واجبات که حتی جزءمستحبات این شب ذکر نشده است؟

حکمت عزاداری برایشان در شبهای قدر چیست؟ چرا این کار را از شب قبل از ضربت خوردنشان تا بعد از شهادتشان انجام میدهیم؟

چرا امام علی(ع) که در جهادهای دفاعی که دردوران خلافت خود داشتند، پس از جنگ نهروان فرمودند: من چشم فتنه را درآوردم؟

چرا میگویند: امام علی(ع) با چاه درددل می کرد؟ ایشان که حکیمی فرزانه و خردمند بودند چه هدفی از این کار داشتند؟

چرا ما بخاطر ضربت شمشیر بر سر امام علی(ع) در مقدس ترین و باعظمت ترین شبها می گرییم و ناله سر میدهیم، همان ضربه شمشیری که امام(ع) فرمود: «فزت و ربّ الکعبه» « قسم به خدای کعبه رستگارشدم»

اما بر30 سال مظلومیت و مهجوریت ایشان پس از رحلت رسول اکرم(ص) نمی گرییم؟

دورانی کهامام(ع)به فرموده خود«خار درچشم و استخوان درگلو» داشتند.

دورانی که در توصیف آن فرمودند:

« کودک را جوان، جوان را پیر و پیر را راهی گورستان میکند»

آیا مظلومیت ایشان منحصر به زمان حیاتشان بود؟ و در این زمان با ظلم ما به اصطلاح شیعیانشان نسبت به مهجورکردن سنت ایشان مظلوم نیستند؟

ایشان در آخرین وصایایشان ما را به قرآن سفارش کردند و هشدار دادند که:

مبادا دیگران در عمل به قرآن بر ما سبقت بگیرند. اگر حدّاقلّ به این سفارش ایشان عمل کرده و مانع تحقق نگرانیشان شده ایم باافتخار بگوییم:

« ما در زمره ی قاتلانشان نیستیم.»

آیا می دانیم که در کتاب« غررالحکم و دررالکلم»اثر:« تمیمی آمدی»؛11000 حدیث از امام علی(ع) نقل شده است؟

آیا می دانیم سخنان امام علی(ع) در تمام زمینه های: فرهنگی، سیاسی، آموزشی، اقتصادی، تربیتی، روانشناسی، مدیریتی و...پس از قرآن عالیترین،عمیقترین و استوارترین منبع و مرجع است. و برای همیشه در کنار قرآن میتواند به عنوان الگو و دستورالعملی محکم و اساسی سرلوحه ی تمام امور قرارگیرد؟

زمانی تحت تأثیر آنچه از دوران کودکی در جلسات قرآن ماه مبارک رمضان،شنیده بودم، گمان می کردم ابن ملجم ظالمترین و بدبخت ترین انسان روی زمین، وبه تعبیر ی «أشقی الاشقیاء» است. برای همین با چه حسّ نفرتی صد لعن بر او را میفرستادم.

اما سالها بعد دانستم که نه قاتل امام علی(ع) بلکه قاتلانشان را لعن میکنیم.

(قتله جمع قاتل است.) دیگر ترسیدم و تاکنون جرأت لعن کردن را ندارم.

ترسم از این بود که مبادامن هم یکی از قاتلان امام علی(ع) هستم و این لعن به خودم بازمی گردد.

به تفاوتهای خودم با ابن ملجم اندیشیدم.

ابن ملجم در ظاهر و باطن دشمنی با امام علی(ع) می کرد.ولی من نام شیعه ی آن حضرت را با خود دارم.درواقع به ظاهر محبّّ و پیرو ایشان هستم.

ابن ملجم شخص امام را ترور کرد. نکند من با افکار و گفتار و رفتارم شخصیت و سنت و مکتب ایشان را ترور کنم؟

آیا اگر رفتار من به گونه ای باشد که چهره ای منفی و تهمت بار از امام را  به دیگران معرفی کند، من هم به نوعی قاتل ایشان نیستم؟

آیا اگر در شبهای قدر در معرفی امام علی(ع) فقط به ذکرمصیبت ایشان اکتفاء کرده و هیچ درسی از زندگی سراسر خیر و برکت ایشان نیاموزم و به دیگران آموزش ندهم، حقیقت وجودی ایشان را ناجوانمردانه شهید نکردم؟

دکتر شریعتی- این معلم راستین زنده یاد- چه زیباگفته است:

« آنگونه باش که آنان که خدا را نمی شناسند، تو را که میشناسند، خدا را بشناسند.»

ما چقدر وسیله شناخت نسل امروز نسبت به امام علی(ع)هستیم؟

نسلی که به درستی ایشان را نمی شناسند و فقط سخنانی کلیشه ای و هرسال تکرار مکرّرات از ما شنیده اند.

ما هرسال دراین شبها سخنانی تکراری تحویل آنها می دهیم.بی آنکه سعی در اضافه کردن مطلب جدیدی به این سخنان کنیم.

ما حق داریم. وقتی خودمان از امام علی(ع) چیزی نمی دانیم به نسل امروز چه میخواهیم بیاموزیم؟

در این شبها چندبار سراغ نهج البلاغه رفتیم؟

جرج جرداق- نویسنده مسیحی لبنانی- به این که زیبایی ونفوذ کلام امام علی(ع) سبب شده است که نهج البلاغه را 25 بار بخواند، افتخار میکند.

ما مدّعیان ارادت و پیروی از ایشان چندبار این کتاب ارزشمند را مرور کرده ایم؟ چند بار نامه ها یا خطبه هایشان یا لااقلّ حکمتهایشان را خوانده ایم؟

صبحی صالح - دانشمند مسلمان غیرشیعه- درمورد یکی از خطبه های امام علی(ع) می گوید:

« من این خطبه را هزاربار خواندم و هربار از آن یک نکته ی جدید آموختم.»

ما چه رفتاری با خطبه ها، نامه ها، و حکمتهای درس آموزشان داشتیم؟

این فقط دونمونه از مراجعه ی دیگران به دریای حکمت امام علی(ع) بود.

گویی غیرمسلمانان و غیرشیعیان شناخت و انس بیشتری باامام علی(ع) دارند.

امام علی(ع) در خطبه های سالهای پایانی حیات خود، کوفیان را - که در بیوفایی ضرب المثل شدند:«الکوفی لایوفی»-  چنین خطاب می کردند:

« یا أشباه الرّجال و لاالرّجال» « ای شبیه مردان و نه مردان»

مطمئن هستیم که اگر ایشان در زمان ما حضور ظاهری و فیزیکی داشتند، ما را اینگونه خطاب نمی کردند؟

جهت تربیت نسل امروز و فرزندانمان چندبار نامه ی امام علی(ع) به فرزندشان امام حسن(ع) را خواندیم و در آن تفکر و تعقل کردیم؟ و آموزه های تربیتی اش را به کارگرفتیم؟

ما معلمان، مربّیان و مبلّغان دینی، چقدر گفتار، رفتار و اخلاق خود را چقدر آراسته به صفات متقین در خطبه ی همام کردیم؟

آیا مدیران ما- از واحدهای کوچکتر مانند: مدرسه و...گرفته تا مدیریت وزارتخانه و...- نامه امام علی(ع) به مالک اشتر- هنگام انتصاب ایشان به فرمانداری مصر- را به عنوان الگو و دستور کار مدیریتی خود قرار داده اند؟

جالب اینجاست امام علاوه بر توصیه به مالک اشتر درخصوص نحوه ی حکومت و رفتار با مردم، به مردم مصر هم در رابطه با مالک اشتر توصیه هایی کرده اند. ازجمله:

«...و فرمانهایش را اگر برحق بود، بپذیرید.»

 امشب شب شهادت علی(ع) است. اما مهم تر از آن شب شناخت ایشان است. شبی است که جهت رشد و پیشرفت به سمت کمال و انسان کامل شدن از این الگو و نمونه جهت نیل به مقصود بهره ببریم. و با تفکر و تعقل در سخنانش، درس زندگی بیاموزیم.

بیاموزیم که:

مسیر سیر «من الخلق ألی الحق» از کجا و چگونه آغاز می شود و چگونه به مقصد می رسد؟

خداوند در قرآن دعای زیبایی به رسول اکرم(ص) القاء کرده است. به این صورت که وقتی در سوره اسراء/ آیه79  ایشان را امر به تهجد و شب زنده داری می کند و وعده میدهد با تهجد به مقام محمود می رسد، درآیه بعدی چنین می فرماید:

« قل ربّ أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا»                                                         سوره اسراء/ آیه80

« بگو کردگارا در انجام کار                               مرا با دلی پاک و صادق درآر

همین سان کمک کن که با راستی                  به پایان برم کار،بی کاستی

مرا حجتی بخش یاری رسان                         که پیروزگردم بدیگر کسان»

علامه طباطبایی(ره) در پاسخ به سوال شاگردانشان:

« اگر توفیق نماز شب به ما دست داد، چه دعایی بخوانیم که جامع و کامل باشد؟»

فرمودند:« همان دعایی را بخوانید که خداوند به رسول اکرم(ص) القاء کردند.»

و سپس این آیه را خواندند.

از این آیه نکات زیادی میتوان دریافت.ازجمله:

اینکه شروع هرکار و راهی با صدق نیت و اخلاص باشد، شرط لازم است ولی کافی نیست و باید این صدق و اخلاص در تمام طول انجام قول و فعل و تا لحظه خروج همراهمان باشد. و برای چنین امر دشوار و درعین حال پربرکت و ثمربخشی از خداوند درخواست سلطان نصیر می کنیم.

آیا در برترین شبها جهت ثمربخش ترین و اصلی ترین کارها- احیای قلب و خویشتن الهی- که بیش از هرزمانی به سلطان و نصیر الهی نیازمندیم، امام علی(ع) یک سلطان و نصیر الهی نیست؟

 و آیا این یکی از حکمتهای تقارن زمان جراحت و شهادت ایشان با شبهای برتر از هزارماه نمی تواند باشد؟

 ما راحت طلب هستیم و همیشه به دنبال آسان ترین راه هستیم. قطعا چندقطره اشک بر امام علی(ع) ریختن بسیار سهل تر از مراجعه به سخنان ایشان و قرائت آنهااست. تفکر و تعقل که جای خود دارد.

حتی زحمت اندیشیدن و به کارگرفتن  دو حدیث ابتدای صفحه و این دوحدیث را از خود دریغ می کنیم:

« إذا أضرّت النوافل بالفرائض فارفضوها»

« هنگامی که مستحبات به واجبات ضرر رساند، پس آنها(مستحبات) را ترک کنید.»

« لاقربه بالنّوافل إذا أضرّت بالفرائض»

« هیچ نزدیکی به خدا در مستحباتی که به واجبات زیان میرساند، نیست»

اگر به هربهانه ای مجالی برای رجوع به سیره ی ایشان نداریم،لااقلّ به این سخن گهربار ایشان- که از کودکی به کرّات شنیده ایم ولی مانند دیگر سخنانشان جدی نگرفتیم ولی منبع سخنان و کتب بسیاری از روانشناسان غربی است-عمل کنیم.

« آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.»

خوارج که به جنگ با امام علی(ع) رفتند، نمازشبهای طولانی، ختم قرآنهای مکرر، تعقیبات نماز طولانی و بسیاری عبادات مستحبشان ترک نمیشد. آنقدر خود را سرگرم  ظواهر دینی کردند که از حقیقت و  اصل دین غافل بودند.و  به فرموده ی امام(ع) پوست دین را گرفتند و از مغز آن غافل شدند. اینگونه بود که آنان فتنه گرانی شدند که امام علی(ع) با نابودی ریشه و مکتب آنان فرمود:

«من چشم فتنه را درآوردم.» 

نقل شده است در نیمه شبی کمیل بن زیاد- که شبها همراه با امام علی(ع) در کوچه های کوفه می گشتندو نظارت بر اوضاع شهر میکردند و درهمان حال هم ازدریای علم امام(ع) بهره می برد- از داخل خانه ای صوت حزین قرائت قرآن راشنید، آنقدر احساس حقارت دربرابر آن قاری قرآن کردند که به امام گفتند: 

« ای کاش من جای یکی از موهای تن این مرد بودم.»

حتی خود را لایق اینکه جای او باشد، ندانست. امام (ع) سکوت کردند.

مدتها بعد، پس از پایان جنگ نهروان وقتی امام(ع) با اندوه فراوان از کنار کشته های خوارج عبور می کردند، از میان آنان جنازه ای را به کمیل نشان دادند و فرمودند:

« این مرد را می شناسی؟»

کمیل پاسخ منفی داد.

امام علی(ع) فرمود:

« این همان مردی است که یک بار با شنیدن صوت قرآنش آرزو کردی ای کاش جای موهای بدنش بودی.»

روزی امام علی(ع) در مورد فضیلت و محتوای عمیق دعای خضر سخن گفتند. کمیل از امام درخواست تعلیم این دعا را کردند. پاسخ ایشان تأمّل برانگیز است.

امام(ع) فرمودند:« به پاس معیّت و همراهی که با ما داری، این دعا را به تو می آموزم.»

و آن دعا بعد از آن به« دعای کمبل» مشهورشد.

کمیل پاداش همراهی خود با امام علی(ع) را با این باقیات الصالحات گرفتند.

این شبها و روزها بهترین فرصت جهت همراهی با امام علی(ع) و به تبع آن آموختن از امامی است که فرمودند:

« تمام معارف کتب آسمانی در قرآن جمع شده است و تمام معارف قرآن در سوره حمد و تمام معارف سوره حمد در «بسم الله الرحمن الرحیم». وتمام معارف«بسم الله الرحمن الرحیم»درحرف«ب» جمع شده است و من نقطه ی زیر حرف«ب» هستم»

امام علی(ع) که شبی برای پسرعموی خود ابن عباس شروع به تفسیر«بسم الله الرحمان الرحیم» کردند.صبح شد و امام هنوز تفسیر این آیه را تمام نکرده بود.

کافی است سراغ این دریای بیکران حکمت برویم و به تأسّی از امام محمدباقر؛ شکافنده ی این دریای علم باشیم. تا ما نیز یادگاری ماندگار برای خود  و دیگران به ارمغان آوریم.

اگر یخواهیم امشب قلبمان عرش الرّحمان و حرم الله شود تا جای نزول قرآن و تنزّل ملائکه شود، تا در پایان شب با سلام به مطلع الفجر آگاهی و شناخت و دریافت درونی برسیم.

یکی از بهترین راههای نیل به مقصود، مراجعه به وصایای امام علی(ع) قبل از شهادتشان است. آن ها را باگوش جان بشنویم و با قلب و جان بپذیریم و آویزه ی گوش جانمان کنیم. 

تا لااقلّ شرمنده ی هشدارشان نباشیم.

دوستان و همراهان اندیشمند،مانند گذشته منتظر نقدهای سازنده و مفیدتان نسبت به این مطالب هستم.

بی شکّ همراهی شما در اصلاح اشکالات این مطلب و  تکمیل نواقص آن علاوه بر این که نگارنده را مرهون،مدیون و ممنون لطفتان می نماید، سبب احیاء و  رونق سنت حسنه و مؤکّّد مباحثه علمی میشود که به عنوان أفضل اعمال در این شبهای مبارک ذکر شده است.

التماس دعا

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خشنود باشی و ما رستگار



/ 4 نظر / 12 بازدید
زهرا

خانم حق طلب عزیز سلام عباداتتون مقبول درگاه احدیت انشاءالله خیلی ازنوشته هاتون استفاده کردم . بسیارعالی بود انسان را به فکروامی دارد وشرمنده ازاین که این امام بزرگواررا چقدر کم می شناسم وچه قدردر امردین وتفکر دراین باب کم گذاشته ام ازشمابه خاطر فراهم آوردن این فرصت که انشاءالله قدمی باشد برای رسیدن ونزدیک شدن به این امام مظلوم وتمام مظلومان وشیعیان جهان تشکرمی کنم .

ریحانه

با تشکر از همکاران عزیز راستش را بخواهید من در شبهای قدر خیلی دلم برای امام علی(ع) می سوزد به همان دلایلی که شما هم نوشتید. به مسجد امیر در امیر آباد می روم راستش را بخواهید هر سال وقتی نوبت روضه آقای خلج میرسد می ترسم چون قسمتی از روضه را بخاطر حرکات و حرف هایشان می خندم و قسمتی هم بخاطر مظلومیت حضرت علی (ع) گریه می کنم که چه مفسرانی دارد. این آقا نیم ساعت راجع به خونی که از سر حضرت آمد و ریشش را خونی کرد گفت نیم ساعت بعد هم در باره گریه بچه های امام علی بالای سرش. برای این 1 ساعت هم خودتان می دانید چقدر پول می گیرد. به هر حال با خواندن مطالب شما کمی آرامش گرفتم. ممنون

سیده حمیده کلانتری

سلام هم عزادار وهم درس اموزی از ان حضرت می باید در زندگی ما ن باشد امیدوارم به مظلو میت ان بزرگوار از شیعیان و مورد شفاعتشان قرار گیریم . تشکر از نوشته های زیبایتان

عطیه

عالی بود همین که سخنان زیاد امام علی رو به زبان ساده بیان می کنی بسیار عالیست. بالاخره یکی مثل من که نمی تونه همه این کتابها رو بخونه اما با بیان ساده شما به عمق مطلب پی می بره. سربلند باشی و قدرت بی نهایت...