مقصر ما هستیم که دانش آموزان....

بسم الله الرحمان الرحیم

سالها قبل در یکی از دوره های ضمن خدمت فرهنگیان، استاد گرانمایه و ارجمندی- که امیدوارم در پناه خداوند همیشه پیروز باشند- می گفتند:

« وقتی دانش آموز سر جلسه امتحان از شما سوال میکنه، حتما جواب بدید و راهنمائیش کنید.چون اون لحظه بهترین زمان یادگیریه.دانش آموز نکته ای را که ان موقع یاد بگیره، هیچ وقت از یادش نمیره.»

در جلسات امتحانی زیادی-چه امتحان درس دین و زندگی که رشته ی تدریسم بود و چه دروس دیگر مانند:فلسفه و منطق، عربی، ریاضی، شیمی، علوم اجتماعی، آمادگی دفاعی و...که سابقه ی تدریس ان دروس را داشتم- به این توصیه ی ایشان عمل کرده بودم و به تجربه به من ثابت شد که حق با آن استاد بزرگوار بود.

زمان امتحانات پایان ترم اول فرا رسیده بود.و طبق معمول باید به عنوان مراقب در جلسات امتحانی حاضر می شدیم.

آن روز دانش آموزان تمام پایه ها امتحان زبان داشتند.من در یکی از کلاسها مراقب امتحانی بودم.

اواسط زمان دیدم:

دانش آموزی در حالی که دستانش را به حالت دعا گرفته ذکرهایی را سریع میخواند.بعد به بالا و پائین دو طرف برگه فوت کرد و با عجله بلند شد و برگه اش را سریع تحویل داد و داشت از کلاس خارج می شد که گفتم:

« وایسا! نرو!»

با تعجب برگشت و نگاه کرد:

گفتم: « بیا اینجا»

آمد.از آنجا که سالها قبل زبان هم تدریس کرده بودم، با نگاهی حتی گذرا به برگه ی امتحانیش متوجه پاسخهای اشتباه او به برخی سوالات شده بودم.

یکی از سوالات را نشانش دادم و گفتم:

« متوجه نشدی این کلمه، قید زمانه و مخصوص زمان حال ساده است؟ آن وقت فعل را ماضی نوشتی؟»

پاسخ را اصلاح کرد،چند سوال دیگر را هم نشانش دادم و نکات گرامری آنها را نیز برایش گفتم.آنها را اصلاح کرد.ورقه اش را که برگرداندم، پشت برگه را نگاه کنم:

سریع گفت:

« نه خانم!بسه دیگه نمیخواد.»

گفتم:

« باشه. ولی عزیز من! دعا و ذکر برای آخر کاره و جایگزین تلاش و درس خوندن نمیشه. قرار نیست درس نخونم.تلاش نکنم و با ذکر و دعا و فوت کردن به برگه، پاسخهای غلط به پاسخهای درست تبدیل بشه یا معلم غلها رو نبینه و نمره ی کامل سؤالو بده.درس بخون و تلاش کن.بعدبرای موفقیتت دعا کن و ذکربگو»

سر تکان داد و رفت. و می دانستم این سر تکان دادن نه به معنا و قصد تأیید سخنانم بلکه به اصطلاح از سر بازکردن بود. و میدانستم که توصیه ام را جدی نخواهد گرفت و فردا به برگه ای دیگر فوت خواهد کرد.

پس از پایان امتحان و تحویل دادن برگه ها به دفترداران، وقتی به دفتر دبیران آمدم و درمورد آن دانش اموز از دبیر زبان انگلیسی او سوال کردم، نارضایتی از سطح نمرات و درس او نه در پاسخ آن معلم که در کلام دیگر معلمانش موج می زد.

متأسف شدم و به این فکر کردم چقدر ما معلمان دینی و قرآن کوتاهی کرده ایم و چقدر مقصر هستیم.

اینکه دانش آموز چنین برداشت نادرستی ازذکر و دعاو...دارد،مقصر ما هستیم.

مقصر ما هستیم که از حقیقت دین و مفهوم و کارکرد حقیقی و اساسی دعا و ذکر برایش نگفته ایم.

مقصر ما هستیم که برداشت شرطی و مشروط از دین به او آموخته ایم.

مقصر ما هستیم که به او عبادت تاجرانه را آموخته ایم.

مقصر ما هستیم که آیات قرآن را نه به عنوان روشنگران راه زندگی  و راهنمایان مهارتهای زندگی و راهبران سبک زندگی بلکه به عنوان حلال مشکلات و راههای بیراهه و در رو و رفع نگرانیهای جزئی او ولو در حدّ:

« خانم ازم درس نپرسه!چون هیچی نخوندم!!» یا

« مادرم سر کیف و کمدم نره.بدبخت میشم اگر بره» تنزل داده ایم. و نادانسته و ناخواسته در مسیر مهجورکردن قرآن گام برداشته ایم.

مقصر ما هستیم که قرآن را معاصرسازی نکرده ایم و مفهوم آیات قرآن را براساس شرایط زندگی امروزه تبیین نکرده ایم.

مقصر ما هستیم که.....

به پایان امد این دفتر حکایت همچنان باقیست.

و سخن پایانی:

به نظر شما چه باید کرد؟

همچون همیشه منتظر پاسخهای مستدلّ و روشنی بخش شما خوانندگان فرهیخته و فرزانه هستم.

و یزدان را بیکران سپاس

تا درودی دیگر بدرود

/ 0 نظر / 37 بازدید