شبهای قدر(7)- اشک ریختن ما در شب قدر اشک عزا و عذاب بود یا...؟!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

سلامی به پاکی قلب عاملان به آیه « قل أعوذ بربّ الفلق» که «لیله القدر»شان با نور «سلام» الهی به «مطلع الفجر» رسید.

دوست عزیزی می گفت:

«مگه شب قدر،شب نزول ملائک نیست؟ پس باید شب خوشحالی باشه. نه اینکه اینقدر حرف از عذاب جهنم و سنگینی بارگناه و.. می زنند و آنقدر ذکر مصیبت می کنند که آدم کلی انرژی منفی می گیره و دوست داره زودتر این شب تموم بشه  و بره.یه نفس راحت بکشه»

به سخن تأمل برانگیزش که فکر میکردم، به یاد شبهای قدر سال قبل افتادم. مجری یکی از برنامه های تلویزیونی در توصیف شبهای قدر، می گفت: « شبهای سخت و دردناک و زجرآور قدر.....»

و من مبهوت به فکر رفتم که این توصیفات چقدر با توصیف قرآن از شب قدر، تضاد دارد:

« و ما أدریک ما لیله القدر»

در قرآن عبارت« ماأدریک» قبل از موضوعاتی آمده که بسیار مهم و عظیم و خارج از تصور و تجسم ماانسانهاست.

« لیله القدر خیر من ألف شهر» شبی برتر از هزارماه.(نه این هزارماهِ30روزه.)

« سلام هی حتی مطلع الفجر» آن شب و بیداردلان در آن شب تا مطلع فجر مخصوصشان در  پناه سلام الهی هستند.

« لیله مبارکه» (سوره دخان/آیه3)

به راستی از کدام یک از آیات فوق، زجر و ناراحتی و...استنباط می شود؟

برخلاف تصور،این آیات به زیبایی و مبارکی این شب صراحت دارند.

این که  بیشتر لحظات این شبها را به ذکرمصیبت و عزاداری و گریه سر میدهیم. دلیلی بر نعوذبالله تلخی وسختی این شب نیست.

حتی اگر شب قدر را شب گریه فرض کنیم، ماهیت این اشک ریختن و هدف از آن چیست؟

اشک شوق و شکر که در آسمانی ترین شب زندگی و در ناب ترین لحظات،خداوند فرصت بازگشت به خویشتن و به حقیقت قرآن را به ما داده است؟

اشک حسرت از دست دادن شبهای قدر سالهای پیش و ترس از بهره ی بهینه و مطلوب نبردن از شب قدر امسال؟

یا اشک شوق از آسمانی و نورانی شدن زمین و زمینیان؟

آیا اشک بر امام علی(ع) ریختیم؟

اگر بله، اشکمان برای چه بود؟

گریه بر فرق شکافته ی ایشان؟

اشک تأسف بر مظلومیتشان در زمان حیاتشان یا پس از مماتشان؟

اشک ندامت و معذرت از اینکه شیعه و نمایانگر شایسته ای برای معرفی سیمای حقیقی ایشان- به عنوان مدیر، فرمانروا،کارگزار، مبلّغ، مربی، پدرشایسته و...- نبودیم؟

یا اشک شوق از این که در شبی که شرایط برای حرکت و نزدیک شدن به سمت انسان کامل شدن مهیاست، خداوند یک اسوه و نمونه ی کامل جهت الگوبرداری نشانمان داده است؟

یا شاید اشکهایمان در عزای ائمه ی اطهار دیگر-بویژه امام حسین(ع)- بوده است؟

یا اشکهایمان در مظلومیت و غربت و تنهائی آن امام حاضر و غایبی بوده که پس از 14قرن هنوز تعداد یارانشان به 313نفر نرسیده است؟

اگرچنین بوده در کنار گریه و ناله هایمان چه ارمغانی از  سیرت و سنت این آسمانی ترین انسانها در آسمانی ترین شبها جهت بکارگیری در زندگی مان،برای خود آوردیم؟

یا شاید اشکهایمان بخاطر این غنی و قوی ترین و عمیقترین کتاب زندگی بوده است؟

اگر بله، چه اشکی؟

اشک از شوق نزول چنین کتابی مبارکی در شبی که به یُمن و برکت آن مبارک شده است؟

اشک ترس از آیات عذاب و شرمندگی ازگناهان و طلب توبه و آمرزش الهی یا اشک شوق از بشارتهای بهشتی؟

اشک شرمندگی از این کتاب مهجورشده یا اشک شوق و شکر از لطف الهی نزول این کتاب آسمانی افلاکی بر قلب ما زمینیان خاکی؟

یا اشک حسرت و ندامت از غفلت از این کتاب؟

در این غفلت تا جایی پیش رفتیم که این کتاب عظیم و مبارک آسمانی را مهجورکردیم و و با کسب کردن شکایت رسول اکرم(ص)مصداق این آیه گشتیم:

« و قال الرسول یا ربّ إنّ قومی اتخذوا هذاالقران مهجورا»  سوره فرقان/آیه30

« بگویدمحمد(ص)که یا رب ببین                           رها کرد قومم کتاب مبین»

یا اشک بر....؟

فارغ از این که اشکهایمان بر چه چیزی یا چه کسی بوده و چه ماهیتی داشته و به چه هدف و انگیزه ای بوده، مهم این است که این اشکها پیام و ادامه داشته باشد.

چه پیامی و چگونه؟

امام رضا(ع) فرمودند:

« أحیوا أمرنا» « امر ما را زنده کنید.»

پرسیدند:« چگونه امر شما را زنده کنیم؟»

فرمودند: « حقایق سخنان ما و محاسن کلام ما را برای مردم بیان کنید

« لو علم النّاس محاسن کلامنا، لاتّبعونا.»

« اگر مردم زیبائیهای کلام ما را بشناسند، قطعا از ما پیروی می کنند.»

 امام علی(ع) در توصیف حضرت مهدی(عج) می فرماید:

« یحیی میّت الکتاب و السنه»

« قسمتهای مُرده ی کتاب خدا و سنت ما را احیاء میکند

ایشان همچنین در یکی از آخرین خطبه هایشان- که اشکهای حاضران را جاری ساخت- به یاد دوستان و یاران گذشته اشان، ازجمله « عمار» فرمودند:

« أین إخوانی الذین رکبوا الطریق و مضوا علی الحق؟»

« کجایند آن برادرانم که برجاده حق سوار بودند و بر حق از دنیا رفتند؟»

« أین عمار؟....أوّه علی إخوانی الذین قرؤو القران فأحکموه و

تدبّروا الفرض فأقاموه

و أحیوا السنه و أماتوا البدعه»

« کجاست عمار؟ آه بر آن برادرانم که

قرآن را خواندند و دستورات آن را محکم کردند. 

در واجبات دین تدبر کرده و آن را بربرپاکردند.

سنت (خداو رسولش(ص)) را زنده کردند و بدعت را میراندند.»

بیاییم خرق بدعت و خلق سنت کنیم. سنت معصومین در شب قدر را زنده کنیم.

مگر ما شیعیان امام علی(ع) نیستیم که شب قدر- با هر دلیلی- بر ایشان اشک ریختیم؟

مگر منتظران امام زمان(عج) نیستیم که شب قدر بر غربت و مظلومیتشان اشک ریختیم؟

پس باید مانند آن حضرت، احیاءکننده ی سنت قرآن و حضرت محمد(ص)و ائمه  اطهار باشیم.

بیاییم به این اشک ریختن ها اکتفا نکنیم و  غم فراق آنان را با پویندگی راهشان و اجابت خواسته ی اصلی شان تسلی دهیم و به خود و دیگران ثابت کنیم که شیعه ی حقیقی آن حضرات هستیم.

بدین ترتیب زیبایی و مبارکی شب قدر را با حفظ و نگهداری و تقویت آثار معنوی کسب شده در این شب، و مهم تر از همه عمل به سفارشات آن ستارگان آسمان هدایت احیاء کنیم.

باید با اجابت مهم ترین سفارش ایشان،  احیاءکننده ی قرآن و سنت معصومین و نابودکننده ی بدعتها باشیم. زیرا:

حضرت محمد(ص) هشدار دادند و فرمودند:

« إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه و إلّا فعلیه لعنه الله.»

« هنگامی که بدعتها ظاهر شود, پس بر اهل علم واجب است که علمش را آشکار کند. درغیر اینصورت لعنت خدا بر او واجب میشود.»

خود را زیر بار مسئولیت رها نکنیم که ما عالم نیستیم.

هر یک از ما به هر اندازه ای-ولو اندک- در هر زمینه ای- ولو فقط یک زمینه- معلومات و اطّلاعات داریم. پس مسئولیت داریم و موظف و مکلف به عمل به این حدیث هستیم.

حال چگونه به این رسالت خود عمل کنیم تا به حقیقت قدرشناس و قدرساز در شب قدر شده و مطلع فجری زنده و زندگی بخش، پس از شب قدر داشته باشیم؟

کافی است تا آخرین قسمت و پست: شبهای قدر همراهمان باشید. و همچنان ما را مستفیض از  انتقادات و پیشنهادهای مفید و سازنده تان کنید. یا علی

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

/ 2 نظر / 12 بازدید
رضا

شب قدر برای غم است یا شادی؟ جواب من: " صد شکر خدا را که نشسته‌ست به شادی گنج غمت اندر دل دیوانه‌ام امشب" پیروز باشید

عطیه

قطار عشق سوی خدا می رفت همه سوار شدند اما وقتی قطار به بهشت رسید جز مخلصین همه پیاده شدند و فراموش کردند که مقصد خدا بود نه بهشت! روزگارت اول خدایی بهد بهشتی...