سیمای راستین اسلام چیست؟(4)-سنّت اسلامیِ شادی بخشی وشادی آفرینی رااحیاءکنیم

بسم الله الرحمان الرحیم

سلام.

آن که رقص و شادی را کفر محض می داند
                                                گو بنال و زاری کن، من دو گوش کر دارم

سخن پیرامون بدبینی های بیگانگان نسبت به دین اسلام- با محورقراردادن کاریکاتور نشریه شارلی ابدو- بود.ولی بدلیل آغاز سال94 و تعطیلات عید و تقارن شهادت حضرت زهرا(س) با این تعطیلات، موقتا در چند مطلب به بحث در مورد این موضوعات پرداخته شد.حال ادامه ی مبحث ناتمام پیشین:

در مطالب قبلی اشاره شد که یکی از تبلیغات منفی و بدبینی های مغرضانه- و نه جاهلانه ی دشمنان- به اسلام، این است که آنها اسلام را صرفا دین عزاداری می دانند.

و بیان شد که در این مورد ما مقصریم که سبب باعث شدیم اینها این اتهام دروغین را به کاملترین دین الهی و مکتب مهرورزی و مهرگستری و مهر آفرینی نسبت دهند.

چرا و چگونه؟

پاسخ روشن است:

ما لذتهای حلال را از نسل امروز دریغ کردیم.

با بهانه های واهی-و  گاهی با توسل به دروغ و...- فرصتهای شادی کردن سالم را از آنها گرفتیم.

و بسیاری رفتارهای ضدّ اسلامی دیگرکه به نام اسلام و در ظاهر اسلامی نشان دادیم!

و به قول شاعر متعهد،مرحوم آقاسی:

به نام دین سرِ دین را شکستند                        دو بال مرغ آئین را شکستند

چرا چنین کردیم؟

مگر ما پیرو قرآنی نیستیم که فرمود:

«...ولاتنس نصیبک من الدنیا...»                                    سوره قصص/آیه77

«....تعاونوا علی البرّ و التقوی...»                                   سوره مائده/آیه2

«... ولاتحرّموا طیّبات ما أحلّ الله لکم...»                         سوره مائده/آیه87

و پیامبر مهرورزی و مهرآفرینی را اسوه قرار نداده ایم که فرمود:

«ألهوا و ألعبوا إنّی أکره أن یری فی دینکم غلظه»

« تفریح و بازی کنید. من کراهت دارم در دین شما خشونت و سختگیری دیده شود.»

 و فرمود:

« لا معاد لمن لا معاش له»« کسی که عیش دنیا را ندارد، آخرت هم ندارد.»

مگر نه اینکه سفارش پیشوایان اسلام این بوده که:

اوقات شبانه روز را به چهار قسمت تقسیم کرده و یک قسمت را اختصاص به خود دهیم؟

مگر شادی کردن و شادی آفرینی از سنتها و سفارشهای پیشوایان معصوم(ع) نیست؟

مگر خداوند شادزیستن و شادی طلب بودن را در فطرت ما به ودیعه ننهاده است؟

پس چرا چنین می کنیم؟

در حالی که همگان از آثار مثبت شادی و شادی آفرینی در زندگی فردی و اجتماعی انسانها آگاهیم.و نیز آثار منفی و مخرّب افسردگی و دلمرده و کسل بودن در جسم و روح انسانها و به تبع آن سلامت اخلاقی جامعه بر هیچکس پوشیده نیست.

و می دانیم افراد شاد،بانشاط و فعال جامعه ای سرپا پویا و امیدبخش را می سازند.

پس چطور شد که جامعه ای با اسم اسلامی و رسم ضدّ اسلامی به نسل بعدی بخشیدیم؟

 بیائیم قدری بیشتر رفتار خود را واکاوی نمائیم:

چند بار در مناسبتهای فرحبخش مذهبی و باستانی و ملی، شادی خود را در قالب رفتارهای متفاوت آشکار کرده ایم؟به گونه ای که این شادی به دیگران نیز سرایت کند؟

رفتارهائی مانند:

خرید شیرینی یا شکلات و...و توزیع آن درمحیط کار یا تحصیل بین همکاران وهمکلاسیها؟

نوکردن جامه و شیک پوشی ؟

ایجاد ساعاتی شاد و فرحبخش برای خود و دیگران جهت نکوداشت آن روز مبارک؟

خرید شیرینی، بستنی و...برای اعضای خانواده در اعیاد مذهبی و ملّی.

مثلا در روز تولد معصومین(ع)همراهی با خانواده و حتی خویشاوندان در قالب تفرّج در یک مکان تفریحی یا سیاحتی و.. و صرف غذا در آنجا به نکوداشت آن معصوم مولود(ع)؟

یا مهم تر از همه:

مهمانی دادن و برگزاری جلساتی در منازل خود که هم جشن و شادی آفرینی باشد و هم بحث و صحبت پیرامون شناخت سبک زندگی و آموزه های تربیتی و کاربردی از آن معصوم مولود(ع)؟و این گونه باصطلاح با یک تیر دو نشان بزنیم؟

هم کسب لذتهای دنیوی کنیم و هم بهره از زیبائیهای معنوی و اخروی ببریم.در آن صورت چه زیبا قرآن و سنت معصومین(ع)را حفظ کرده ایم.زیرا هم عمل کرده ایم به این آیه قرآن که می فرماید:

« و ابتغ فی ما آتاک الله الدّار الآخرة ولا تنس نصیبک من الدنیا....»

                                                                                     سوره قصص/آیه77

« به مال خدا آخرت را بخر                     ولی بهره ای هم به دنیا ببر»

و هم به این سخن رسول الله(ص) که فرمود:

«ألهوا و ألعبوا إنّی أکره أن یری فی دینکم غلظه»

« تفریح و بازی کنید. من کراهت دارم در دین شما سختگیری دیده شود.»

فراموش نکنیم که

دو واژه ی «دنیا» و «آخرت»به تعداد یکسان در قرآن- این آسمانی ترین سرمشق زندگی- ذکر شده اند: هردو115بار.

پس باید هم به آبادانی دنیای خود بپردازیم-البته ازراههای مشروع و معقول-و هم آخرت.

فراموش نکنیم این تفریح و شادی های حلال:

هم از مصداقها و مثالهای همان طیباتی است که خداوند در قرآن ما را از تحریم و حرام کردن آن پاکیها بر خود و دیگران نهی کرده است:

« یاأیّها الذین آمنوا لا تحرّموا طیّبات ما أحل ّ الله لکم و لاتعتدوا إنّ الله لایحبّ المعتدین»                                                                سوره مائده/آیه87

« الا مؤمنان بهره هائی که حال                    بُوَد پاک و ایزد نموده حلال

مگوئید هرگز که باشد حرام                         مجوئید دوری، بگیرید کام

مورزید وسواس از حدّ فزون                          که گردید از لطف ایزد برون

خدا بر کسی کو ز حد بگذرد                        ندارد نگاهی که مهر آورد»  

هم از نمونه های زینتهائی است که در مورد آنها چنین عتابی کرده است:

«قل من حرّم زینة الله الّتی أخرج لعباده والطیّبات من الرزق...»

                                                                                 سوره اعراف/آیه32

«هر آن زینتی را که یزدان گزید                       بفرموده از بهر مردم پدید

بگو تا چه کس کرده آن را حرام                       همین گونه پاکیزه رزق و طعام

بگو تا که نعمات فاش و نهان                          بود بهره ی مؤمنان جهان»

فراموش نکنیم:

شادی بخشی و شادی آفرینی از مقدّمترین و لازمترین معروفات است و ترویج آن در جامعه و کشورمان از مصادیق بارز امربه معروف ونهی از منکر است.

همان امربه معروف ونهی از منکر که امام علی(ع) در مورد آن فرمود:

« و ما اعمال البرّ کلّها و الجهاد فی سبیل‌الله عندالامر بالمعروف و النهی عن المنکر الّا کنفثه فی بحر لجّی»                        نهج البلاغه/حکمت374

« تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر به اندازه‌ی آب دهانی در مقابل دریایی پهناور بیش نیست»

حال چه شده است که ما بدون هیچ پشتوانه و توجیه شرعی،عقلی و عرفی،شادی ها را بر خود و دیگران حرام و این چنین با گام نهادن در این بیراهه،ظالمانه سبب مهجوریت و به تبع آن تحریف و تخریب سیمای راستین منابع دین اسلام:ثقلین - قرآن و سنت- شده ایم.

و چه وزر و وبال سنگینی را برای روز حساب خود اندوخته ایم!!!

آن روزی که به تعبیر قرآن نه انگشت حسرت می گزیم که دندانهای ندامت را بر دستان خیانت از شدت افسوس و اندوه بسیار می فشاریم:

« و یوم یعضّ الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتّخذت مع الرسول سبیلا»

                                                                                 سوره فرقان/آیه27

« ستمکار در آتش غم پزد                                به حسرت سر انگشت خود را گزد

بگوید که ای کاش بهر حصول                             قدم می نهادم به راه رسول»

وای بر ما!!!   

بی اختیار این دو بیت شعر سعدی در ذهنم تداعی می شود:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی        این ره که تو می روی به ترکستان است

و این بیت:

گر تو قرآن بدین نمط خوانی                   ببری رونق مسلمانی

حال چه کنیم؟

از کجا آغاز کنیم؟

چگونه این معروف را احیاء و امر به معروف کنیم؟

پاسخهای متعددی می توان داد. اما یک پیشنهاد:

بیائیم این سنت جشن و سرور را در مناسبتهای شاد و فرحبخش دینی و ملی و باستانی خود احیاء کنیم.

ولی لازم است ابتدا این روزها را بشناسیم و تاریخ آنها را بدانیم.

لازم است ابتدا جدولی تنظیم کنیم که بر اساس روزهای هرماه از سال، مناسبتهای جشن و سرور را مشخص کرده باشد.

حدس می زنید مجموع روزهای سرور و شادی- اعم از سال قمری و شمسی- چندتاست؟

باور می کنید اگر بگویم بدون احتساب جمعه ها- که براساس شرع و عقل و عرف روز جمع شدن همه کنار هم و شادی و تفریح و استراحت است- بیش از 50مناسبت شادی و جشن-اعم از قمری و شمسی- داریم؟

باور نمی کنید ؟

پس در مطلب بعدی که به امید و یاری خداوند مهرآفرین و مهرگستر، این ادّعا را در قالب جدولی نشان می دهم، همراه باشید.

این مطلب در واقع ادامه و مکمل این مطالب وبلاگ است:

« این بهانه های کوچک شادی را از دانش آموزانمان دریغ نکنیم»اسفند92

« همیشه بهانه های زیبایی برای تفریح و خنده هست» بهمن91

« وای خدای من!!!چقدر روز جشن و شادی داریم!!!» اردیبهشت92

« لطف می کنید به ما کمی ولنتاین قرض دهید؟» بهمن91

با توجه به ضرورت و اهمیت موضوع شادی آفرینی و شادی بخشی و متروک و مهجور ماندن این امر معروف،به امید خدا این بحث در مطالب بعدی ادامه می یابد.

همچنان منتظر نظرات و نقدهای سازنده ی شما خوانندگان فرهیخته و فرزانه در جهت رفع اشکالات و اشتباهات این نوشتار هستم.

تو را من چشم در راهم.

قابل ذکر است ترجمه های آیات قرآن در تمام مطالب این وبلاگ، برگرفته از ترجمه منظوم قرآن دکتر امید مجد - ادیب و هنرمند قرآن پژوه است.

الحمدلله ربّ العالمین

تا درودی دیگر بدرود


/ 0 نظر / 32 بازدید